دوش در خواب دیدم ......... گمشده ام را .........
می فروشند ..........
در بازار برده فروشان خیالم .............
به قیمت فریادهای خسته ی من .................
او را ........ به قصر کدامین زلیخا می برند ؟؟؟ ............



سما آبی








طبقه بندی: نوشته های من،  عشق،  عرفان،  شعر، 
برچسب ها: گمشده، یوسف، زلیخا، یوسف و زلیخا، شعرسپید، باراز برده فروشان، خیال،  

تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 03:17 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

شیعیان من شافع عقباستم

معنی اسرار «ما اوحا»ستم

بوترابم، نور چشم مصطفی

همسر خیرالنسا زهراستم

«هل اتی» در شأن من نازل شده است

«قاب قوسینم» بل «او ادنا»ستم

طور سینایم، عصای موسی ام

هم «یداللّه»، هم ید بیضاستم

مرشد جبریلم، استاد ملک

رهنمای آدم و حوّاستم

اولیا را ظاهر و باطن منم

«انّما» را شرح مستوفاستم

بوالعجایب، بوالفضائل، بوالحسن

گنج علمم زیر حرف «با» ستم

از قیام من جهان ایجاد شد

من جهان را رکن پا برجاستم

ای بشر! انّی صراط المستقیم

گاه پیدا گاه ناپیداستم

نونم اندر آیه «ما یسطرون»

قافم آری منزل عنقاستم

رکن اکبر، غوث اعظم، عقل کل

پادشاهِ ملک «کرَّمنا»ستم

«اَلنّبی اولی» نخواندی گر بخوان

بعد احمد از همه اولاستم

جان قرآنم که اعجاز نبی ست

حبل حقّم «عروةُ الوثقا»ستم

هفت شهرم، هشت جنّت، نُه فلک

محشری در محشر کبراستم


نوحم اندر بحر طوفانزای عشق

بحر «یاسین» گوهر «طاها»ستم

یونس و ایوب و یعقوب و شعیب

هود و خضر و صالح و یحیاستم

یوسف از من وام زیبایی گرفت

یوسف اندر یوسفم غوغاستم

«لافتایم» خواند جبریل امین

پهلوانِ وادی هیجاستم

عشق از اوّل این چنین زیبا نبود

عشق را من این چنین آراستم

مروهام، سعیم، صفایم، کعبهام

قبلهام من، قبله دلهاستم

شاهبازم، یل شکارم، حیدرم

خیبرافکن، شیر بی پرواستم

سدره ام، فردوس عدنم، کوثرم

سایه حورم، گُل طوباستم

عرش و فرشم، لوح و کرسی و قلم

در حقیقت بهتر از اینهاستم

هست تسبیح ملایک نام من

اسم اعظم، اعظم اسماستم

مرتضایم، ختم کلّ اوصیا

من علی عالی اعلاستم


مهرداد علوی


hawzah.net




طبقه بندی: عشق،  عرفان،  شعر،  ذکر، 
برچسب ها: امام، امام علی، یوسف، عشق، شعر، خدا، شیعیان،  

تاریخ : چهارشنبه 1 آبان 1392 | 09:47 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
... یوسف میدانست تمام درها بسته هستند اما به خاطر خدا، حتی به سوی در های بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد...
" اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شدند به سوی درهای بسته بدو چون خدای تو و یوسف یکیست..."



برچسب ها: یوسف، درها، خدا، دنیا،  

تاریخ : جمعه 3 خرداد 1392 | 10:43 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
جناب شیخ رجبعلی خیاط اززبان خودواقعه ای راکه درایام جوانیش رخ داده بود درمحضرآیه الله سیدمحمد هادی میلانی (ره)چنین تعریف میکند:


درایام جوانی دختری رعنا وزیبا از بستگان دل باخته ی من شد و سرانجام درخانه ای خلوت مرابه دام انداخت. باخودگفتم: رجبعلی! خدا میتواند تورا خیلی امتحان کند. بیا یکبار

توخدارا امتحان کن وازاین حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن.

سپس به خداوند عرضه داشتم: خدایا! من این گناه را برای تو ترک میکنم تو هم مرا برای خودت تربیت کن.

آنگاه همچون یوسف (ع) دلیرانه دربرابر گناه مقاومت میکند واز آلوده شدن دامان خودبه گناه جلوگیری می کند وبه سرعت ازدام خطر می گریزد.

این کف نفس(خویشتنداری) وپرهیز از گناه موجب بصیرت وبینایی او می گردد. دیده ی برزخی او روشن می شود وآنچه رادیگران نمی دیدند ونمی شنیدند می بیند ومی شنود.

به طوری که چون از خانه ی خود بیرون می آید بعضی افرادرا به صورت برزخی شان می بیند وبرخی اسرار برای او کشف می شود.




نقل ازکتاب کیمیای محبت


برچسب ها: یوسف، شیخ، شیخ رجبعلی، برزخ،  

تاریخ : شنبه 12 اسفند 1391 | 10:12 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد
عاقبت با عشق و غم کوه امیدم آب شد
گفته بودی یوسف گم گشته باز آید  ولی
یوسف من تا قیامت هم نشین چاه  شد


برچسب ها: حافظ، شعر، یوسف، کنعان، قیامت،  

تاریخ : چهارشنبه 26 تیر 1392 | 11:26 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات