پروردگارا ،

" من " و " افسون " مکمل یکدیگریم
و ماءموریم در مسیر ایمان در کنار هم باشیم.
ما را در سفر هزار ساله ی خود تنها رها مکن
بگذار با هم مرزهای انسانی را پشت سر گذاریم
ما سخت نیازمند همدیگریم
ما را از نعمت همدیگر محروم نساز.
ما به سفری هزار ساله ............................
از " آدم بودن " تا " انسان شدن "  ................................
و از " عاشق بودن " تا " فدا شدن " همسفر شده ایم.
وبه عظمت انسان، آن  انسانی که مسجود ملائک است ............
سوگند خورده ایم :
که تمام هستی مان را ایثار کنیم.
ما پیوند خود را نه یک بازی تکراری بلکه عشقی زمینی می دانیم
عشقی که جرقه ای از عشق " آسمانی " است.
عشقی که با اشک آغاز شد و با اشک ما را به پیشگاه" تو " خواهد برد.
بگذار دستهای یکدیگر را با شکوفه های ایمان عطر آگین کنیم
تا زیبایی عشق هزار ساله را احساس کنیم
نمی خواهیم در اسارت آداب و رسوم اشرافی
که زاده روحهای طماع و پست است
چهره ی اهورایی این عشق مقدس را مسخ کنیم.
می خواهیم بر سر دنیای متعفن فریاد کنیم :
ای همه ی کسانی که بشریت را قربانی مطامع خود کرده اید، بنگرید
بنگرید که انسان تا کجا می تواند بالا رود.
بگذار خوشبخت باشیم
و آنچه را که همه ی آفرینش در حسرت داشتنش به سر می برند، داشته باشیم :
[ لحظه ای برای دوست داشتن               لحظه ای برای عشق ..............................
قلبی برای زندگانی            قلبی برای مهر.
]



فرازی از کتاب افسون نامه ( مکاشفه انسان پاک )

برچسب ها: عشق، عشق هزارساله، الهی، مکاشفه، زمینی، انسان، افسون،  

تاریخ : چهارشنبه 6 اسفند 1393 | 02:43 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
علی اکبر مهدی‌پور در کتاب «اجساد جاویدان» به نقل از آیت‌الله زرآبادی می‌نویسد: در روزهایی که در قزوین امام جماعت بودم مدّتی به سیر و سلوک پرداختم، و به قدری پیش رفتم که پرده‌ها از جلو چشمم برداشته شد، دیوارها در برابر من حایل نبود، وقتی که در خانه نشسته بودم، رهگذرها را در کوچه و خیابان می‌دیدم. روزی به من گفته شد: حال که به این مقام رسیده‌ای، اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، فقط یک راه دارد، و آن ترک اعمال ظاهری است.

آیت‌الله زرآبادی گفت: این اعمال ظاهری با دلایل قطعی و براهین مسلّم شرعی به ما ثابت شده است، من هرگز تا زنده‌ام آنها را ترک نخواهم کرد.

گفته شد: در این صورت همه آنچه به شما داده شده، از شما سلب خواهد شد.

پاسخ داده شد: به جهنّم!

آیت‏الله زرآبادی می‌گوید: از همان لحظه آن حالت از من سلب شد و یک فرد عادی شدم، دیگر از آن کشف و شهود خبری نبود. در آن هنگام متوجّه شدم که شیطان از این اعمال ظاهری ما با آن همه نقصی که دارد، شدیداً در رنج و عذاب است. بنابراین تصمیم گرفتم که با تمام قدرت به اعمال مستحبی روی بیاورم و در حدّ توان چیزی از مستحبات را ترک نکنم. از فضل پروردگار در پرتو التزام به شرع مبین حالاتی به من دست داد، که حالات پیشین در برابر آن ناچیز بود.


http://m-tafkik.blogfa.com



برچسب ها: مکاشفه، شیطانی، مستحبات، شرع، سیروسلوک،  

تاریخ : سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 | 09:43 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات