شهید دکتر چمران در مورد عشق به خدا جملات زیبایی می فرمایند:

« خدایا، هرگاه دلم رفت که محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا به هرکه و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هرکسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم و جز تو به چیزی و یا به کسی امید نبندم.( منصوری لاریجانی، دکتر اسماعیل ، زمزم عشق، صص 49-48)


old.ido.ir




برچسب ها: عشق، شهید چمران، محبت، خدا، عشق و عاشق و معشوق، دل، محبوب،  

تاریخ : دوشنبه 17 خرداد 1395 | 07:25 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
امام صادق (ع) فرمودند: خدای عزوجل فرموده است مردم خانواده من هستند پس محبوب ترین آن‏ها نزد من کسی است که با آنان مهربان تر و در راه برآوردن نیازهایشان کوشاتر باشد. (کلینی، محمد بن بعقوب بن اسحاق، اصول کافی، جلد 2، ص 164)


old.ido.ir



برچسب ها: خدا، محبوبترین مردم، خانواده، محبت، مهربانی، امام صادق ع،  

تاریخ : دوشنبه 17 خرداد 1395 | 03:19 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
قرآن و عشق

در قرآن كلمه عشق استعمال نشده است. شاید به این دلیل كه در زمان نزول كلمه عشق، به وسیله شعرا تنها در خدمت فسق و فجور و شهوترانی قرارگرفته بود؛ چنانكه اشعار شعرای آن زمان محتوایی جز دنیاپرستی و زرق‌و‌برق زندگی زودگذر دنیای دنی نداشت كه نمونه آن اشعار سبعه معلقه است و همین باعث شدكه خداوند شعرای آن زمان و زمین را گمراه معرفی كند و درسوره شعرا می‌فرماید: والشعراء یتبعهم الغاوون(225)، الم تراَنهم فی كل واد یهیمون(226)، و انهم یقولون ما لایفعلون(227)، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات؛ گمراهان از شعرای(بی ایمان) پیروی می‌كنند. آیا ندیدی كه آنها درهر وادی سرگشته می‌روند و آنچه را عمل نمی‌‌كنند می‌گویند؛ مگر كسانی كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند. 
با توجه به اینكه خود آیات مسجع و با وزن و آهنگ خاصی است، باید گفت: منظور آیه این نیست كه هر شاعری متبوع گمراهان است؛ به همین دلیل پیامبر فرمود: ان لمن البیان لسحرا؛ بعضی از بیانها سحر هستند.
در روایات،كلمه عشق آمده است. درحدیث معروف قدسی آمده است: من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی ومن عرفنی احبنی عشقنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته ومن عشقته قتلته ومن قتلته فعلیّ دیتَهُ ومن علی دیتَهُ فانا دیته؛(خداوند فرمود: هركس مرا طلب كند، مرا می‌یابد و هركه مرا بیابد،‌ مرا می‌شناسد و هركه مرا بشناسد، عاشقش می‌شوم و هركس كه به گردن من دیه دارد، من خودم دیه او هستم.
در قر‌آن به جای كلمه عشق«حب» آمده است: و الذین آمنوا اشد حبا لله؛ كسانی كه ایمان آوردند،‌شدیدترین محبت(آنها) برای تنها حضرت رب‌العالمین است.

بنابراین اساس پرستش، عشق است؛ چنانكه دین هم جز محبت چیزی نیست و ازامام باقر(ع) روایت شده است: هل الدین الا الحب.
علامه طباطبائی درمورد نكات آیه مذكور می‌فرماید: 
1.حب یك نوع ارتباط وجودی و جاذبه خاص میان علت معلول است؛ لذا مثلاً دانشجو استادش را كه علت با‌سواد شدنش است، دوست می‌دارد و استاد هم شاگرد خود را كه درس می‌خواند،‌ دوست می‌دارد و ازهمه مهمتر خداوند است كه چون خالق و رازق است ومدبر ماست، همه آگاهانه یا نا‌آگاهانه به او علاقه داریم چنانكه خداوند هم مخلوقاتش را دوست می‌دارد؛ چون آنها آثار اویند.
2.محبت دارای شدت و ضعف و دریك نظام طولی است،‌ نه عرضی.
3.خداوند از هر جهت شایسته و بایسته محبت ذاتی و حقیقی و خالص و شدید و دائمی موجودات نسبت به او است.
4.اساس محبتها، به حب ذات برمی‌گردد و اگر غیر خود را هم دوست داریم، برای این جهت است كه به ما وابسته است؛ لذا خداكه خود را دوست می‌دارد، مخلوقاتش را هم كه از آثار اوست، دوست می‌دارد. 
5.محبت اعم از آگاهانه و ناآگاهانه است؛ بنابراین هر موجودی بهره‌ای از عشق و محبت دارد».


http://www.maarefquran.org



برچسب ها: عشق، قرآن، عشق و عاشق و معشوق، عشق الهی، عشق الهی و قرآن، محبت،  

تاریخ : یکشنبه 16 خرداد 1395 | 06:59 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
روایتی از امام مهدی ( عج ) در باره ی گفته ی خدای متعال که : کفشت را بیرون آر، که تو در سرزمین مقدس " طوی " هستی ".

موسی در وادی مقدس با پروردگارش مناجات کرد و گفت :
پروردگارا ! محبتم را برای تو خالص ساخته ام و قلبم را از غیر تو شسته ام " ، در حالی که ایشان ، بسیار خانواده اش را دوست می داشت. پس از آن ، خداوند متعال فرمود : " کفشت را در آور " ؛ یعنی اگر محبتت برای من خالص و قلبت از گرایش به غیر من پاک است ، محبت به خانواده ات را از قلبت بر کن.




برچسب ها: امام مهدی (عج)، حضرت موسی (ع)، محبت، محبت الهی، سرزمین مقدس طوی، عشق الهی، مناجات،  

تاریخ : چهارشنبه 6 خرداد 1394 | 05:41 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
رهبر معظم انقلاب سالها قبل درباره شاهکار «ویکتور هوگو» اینگونه اظهار داشتند: «به نظر من بینوایان ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من همه‌ رمان‌های طول تاریخ را نخوانده‌ام، شکی در این نیست، اما من مقدار زیادی رمان خوانده‌ام که مربوط به حوادث قرن‌های گوناگون هم هست. بعضی رمان‌های خیلی قدیمی را هم خوانده‌ام. مثلاً فرض کنید کمدی الهی را خوانده‌ام. امیرارسلان هم خوانده‌ام. الف لیله و هزار و یک شب را هم خوانده‌ام. وقتی نگاه می‌کنم به این رمانی که ویکتور هوگو نوشته، می‌بینم این چیزی است که اصلاً امکان ندارد هیچکس بتواند بهتر از این بنویسد یا نوشته باشد و معروف نباشد و مثل منی که در عالم رمان بوده‌ام، این را ندیده باشم یا اسمش را نشنیده باشم ... من می‌گویم بینوایان یک معجزه است در عالم رمان‌نویسی، در عالم کتاب‌نویسی. واقعاً یک معجزه است ...  زمانی که جوان‌ها زیاد دور و بر من می‌آمدند قبل از انقلاب، بارها این را گفته‌ام که بروید یک دور حتماً بینوایان را بخوانید. این بینوایان کتاب جامعه‌شناسی است، کتاب تاریخی است، کتاب انتقادی است، کتاب الهی است، کتاب محبت و عاطفه و عشق است.»




برچسب ها: عشق، محبت، جامعه شناسی، رهبر معظم انقلاب، رمان بینوایان، ویکتور هوگو، محبت و عاطفه وعشق،  

تاریخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 03:02 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

هر چه محبت داری نثار دوست کن,اما هر چه اطمینان داری به پای او مریز .





برچسب ها: حضرت علی (ع)، اطمینان، محبت، سخنی ازامام علی(ع)،  

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 02:34 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
پرسش :

عشق حقیقی با عشق مجازی چه تفاوتی دارد؟ چرا بعضی از عشق‌های بین زن و مرد را مجازی می‌گویند در حالی كه می‌تواند این رابطه (عشق مجازی) راه رسیدن به عشق واقعی را تسهیل كند؟


پاسخ :

تقسیم عشق به حقیقی و مجازی، تقسیمی است كه در عرفان اسلامی صورت گرفته است. منظور از عشق حقیقی، رسیدن به كمال مطلق و وصول به معشوق حقیقی و ازلی یعنی خداوند است، چرا كه ما از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم. بنابراین انسان مسافری است كه خواه ناخواه به سوی خداوند و معشوق حقیقی سیر می‌كند. اگر انسان این مسیر را همانگونه كه معشوقش به او نمایانده با عمل به دستورات تشریعی او، طی كند، با رحمت و خوشنودی خداوند ملاقات كرده كه این لقاء مهر است و اگر با سوء انتخاب خویش به بیراهه رفت و در هوی و هوس و شهوت حیوانی كه مورد غضب پروردگار است، غوطه‌ور شد نمی‌توان به عشق حقیقی دست بیابد و با قهر و غضب الهی روبرو خواهد شد كه به آن لقاء قهر می‌گویند.
عشق مجازی را نیز به عشق «عفیف» و «حیوانی» تقسیم كرده‌اند. عشق عفیف به عشقی گفته می‌شود كه مبدأ آن شباهت و همسانی نفس عاشق با نفس معشوق در ذات او باشد.



ادامه مطلب برچسب ها: عشق حقیقی، عشق مجازی، تفاوت عشق حقیقی و مجازی، عشق، محبت، عشق بین زن و شوهر، عرفان اسلامی،  

تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1392 | 02:01 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
کسی که ارزش عشقتان را داشته باشد ، هیچگاه شما را در شرایطی قرار نخواهد داد که احساس کنید باید وقار ، درستی یا عزت نفستان را برای با او بودن قربانی کنید..




برچسب ها: ارزش، عشق، وقار، قربانی، سخن، محبت، نوشته،  

تاریخ : یکشنبه 7 مهر 1392 | 07:06 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
خلق و خوی همه آدمیان همین است ..
هر کس محبت و پاکدلی خودش را نثارشان کند ..
آسوده اش نمی گذارند و استثمارش می کنند ..






برچسب ها: سخن، رومن ولان، انسانها، استثمار، خلق و خو، محبت، ایثار،  

تاریخ : سه شنبه 19 شهریور 1392 | 12:29 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
دوستی و محبت را از دل بپرسید ، چرا که دلها گواهانی رشوه ناپذیرند.




برچسب ها: سخن، حدیث، حضرت علی (ع)، محبت، دوستی، دلها،  

تاریخ : پنجشنبه 14 شهریور 1392 | 06:02 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
هیچوقت شخصیت خودت رو برای کسی تشریح نکن
چون کسی که تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره،
و کسی که ازت بدش بیاد باور نمی کنه.



برچسب ها: شخصیت، تشریح، باور، دوستی، محبت، پند آموز،  

تاریخ : پنجشنبه 7 شهریور 1392 | 05:09 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
اگر انسانها بدانند فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است ، محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.


انسان عاشق زیبایی نمی شود ، بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست.


همیشه هر چیزی را که دوست داریم بدست نمی آوریم ، پس بیاییم آن چه را که به دست می آوریم دوست بداریم.


دنیا آن قدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد ، پس به جای آن که جای کسی را بگیریم ، تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.


داشتن هدف ، و رفتن به دنبالش خوب است ، ولی عاشق هدف بودن و گرفتارشدن ، چیز دیگری است.






برچسب ها: دکتر حسابی، سخنان، عاشق، محبت، هدف، عشق، زیبایی،  

تاریخ : یکشنبه 3 شهریور 1392 | 09:32 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

یا خلقت زن وآفرینش مرد از دو گوهر مستقل ودو مبدأ قابلی جداگانه است تا هرکدام دارای آثار خاص ولوازم مخصوص باشد، مانند دو گوهر که از دو کان منحاز ظهور می کنند وجنس هرکدام غیر از جنس دیگری است. ویا آن که هر دو از یک گوهرند وهیچ امتیازی بین آنها از لحاظ گوهر وجودی نیست مگر به اوصاف کسبی واخلاق تحصیلی و... ویا آن که مرد بالاصاله از یک گوهر خاص خلق شده سپس زن از زوائد مبدأ تابع مرد به طور متفرع بر آن آفریده شده است . ویا به عکس یعنی زن بالاصاله از یک گوهر معین آفریده شده سپس مرد از زوائد مبدأ تابع مرد بطور طفیلی وفرع وی فراورده شده است؟

احتمال اول جایگاهی در تفسیر وشواهد قرآنی ومانند آن ندارد چنانکه احتمال چهارم نیز فاقد هرگونه شواهد قرآنی وروائی است. عمده احتمال دوم وسوم است. آنچه از ظواهر آیات ناظر به اصل آفرینش استنباط می شود وبرخی از احادیث نیز آن را تأیید می نماید همانا احتمال دوم است. واما احتمال سوم نه تنها از ظواهر آیات راجع به خلقت استظهار نمی شود بلکه بعضی از احادیث نیز آن را ناصواب می داند. اما آیه های خلقت مانند:

یا أیها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبث منهما رجالا کثیرا ونساء واتقوا الله الذی تسألون به والارحام إن الله کان علیکم رقیبا .

ای مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحده آفریده وجفتش را نیز از او آفرید واز آن دو مردان وزنان بسیاری پراکنده پروا دارید، واز خدایی که به نام او از همدیگر درخواست می کنید پروا کنید، وخویشاوندان رافراموش نکنید که خدا همواره بر شما نگهبان است.

منظور از نفس در این کریمه همانا گوهر وذات واصل و واقعیت عینی شی ء است. ومراد از آن، روح، جان، روان ومانند آن نیست. مثلا اگر گفته اند فلان شی ء فی نفسه چنین است یعنی در ذات وهستی اصلی خود چنین است و وقتی گفته اند: «جائنی فلان نفسه»  ، یعنی فلان کس خودش آمده است که معنای نفس مرادف با عین یعنی اصل ذات خواهد بود. پس روا نیست که مباحث علم النفس کهن یا تازه را به آیه ربط داد ویا تحقیق درباره آیه محل بحث را با آیات ناظر به پیدایش نفس ونفح آن در انسان ورجوع آن به سوی پروردگار ودیگر مباحث قرآنی مرتبط به احکام روح انسانی وابسته دانست. پس مراد از نفس همانا ذات و واقعیت عینی است.

بنابر مبنای فوق مفاد آیه مزبور اولا این است که همه انسانها از هر صنف، خواه زن خواه مرد زیرا کلمه ناس شامل همگان می شود از یک ذات وگوهر خلق شده اند ومبدأ قابلی آفرینش همه افراد یک چیز است، وثانیا اولین زن که همسر اولین مرد است او هم از همان ذات وگوهر عینی آفریده شده، نه از گوهر دیگر ونه فرع بر مرد وزائد بر او وطفیلی وی، بلکه خداوند اولین زن را از همان ذات واصلی آفریده است که همه مردها وزنها را از همان اصل خلق کرده است. آنگاه به کیفیت تکثیر نسل اشاره می شود که از حوصله این مقالت که رسالتی جز مقدمه یک کتاب را ندارد بیرون است. مطالب یاد شده را می توان از آیه:

هو الذی خلقکم من نفس واحدة وجعل منها زوجها... 

آفرید شما را از نفس واحد سپس جفت وی را از آن پدید آورد.

استفاده نمود، پس مفاد آیه های ناظر به اصل آفرینش همانا وحدت مبدأ قابلی خلقت همه مردان وزنان ونیز اولین مرد واولین زن که نسل کنونی به آنها منتهی می شوند، خواهد بود.

واما احادیث ناظر به مبدأ قابلی آفرینش مانند آنچه محمد بن بابویه قمی (صدوق«قده)» به طور مسند در علل الشرایع ،وبه طور مرسل در من لا یحضره الفقیه  ،نقل کرده است که: زراره بن اعین از حضرت امام صادق... سؤال کرد: نزد ما مردمی هستند که می گویند خداوند حوا را از بخش نهایی ضلع چپ آدم آفرید؛ امام صادق... فرمود: خداوند از چنین نسبت، هم منزه است وهم برتر از است... آیا خداوند توان آن را نداشت که همسر آدم را از غیر دنده او خلق کند، تا بهانه به دست شناعت کنندگان دهد که بگویند بعضی از اجزای آدم بابعض دیگر نکاح نمود... سپس فرمود: خداوند بعد از آفرینش آدم، حوا را به طور نو ظهور پدید آورد... آدم... بعد از آگاهی از خلقت وی از پروردگارش پرسید: این کیست که قرب ونگاه او مایه انس من شده است؟ خداوند فرمود: این حوا است آیا دوست داری که با تو بوده ومایه انس تو شده وبا تو سخن بگوید وتابع تو باشد؟ آدم گفت: آری پروردگارا تا زنده ام سپس تو بر من لازم است، آنگاه خداوند فرمود: از من ازدواج با او را بخواه چون صلاحیت همسری تو را جهت تأمین علاقه جنسی نیز دارد وخداوند شهرت جنسی را به او عطا نمود ... سپس آدم عرض کرد: من پیشنهاد ازدواج با وی را عرضه می دارم، رضای شما در چیست؟ خداوند فرمود رضای من در آن است که معالم دین مرا به بیاموزی...

این حدیث گرچه مفصل است واز لحاظ سند نیاز به تحقیقی بیشتر دارد، چون برخی آحاد سلسله مشترک وبرخی مجهول اند چنانکه بعضی از مضامین آن هم نیاز به توضیح بیشتر دارد ولی مطالب مهم وسودمندی از آن استفاده می شود که به بعضی از آنها اشاره می شود:

1 خلقت حوا از ضلع ودنده چپ آدم صحیح نیست.

2 آفرینش حوا همانند خلقت آدم بدیع ونو ظهور بوده ومستقل است.

3 نزدیکی ونگاه آدم به حوا مایه انس وی شده است وخداوند نیز همین اصل را پایه برقراری ارتباط بین آنها قرار داده واین انس انسانی قبل از ظهور غریزه شهوت جنسی بوده زیرا جریان غریزه مطلبی است که بعدا مطرح می شود.

4 خداوند گرایش جنسی وشهوت زناشویی را بر آدم... القا نمود واین در حالی است که جریان انس ودوستی قبلا برقرار شده بود.

5 بهترین مهریه وصداق همانا تعلیم علوم الهی وآموختن معالم دین است که خداوند آن را به عنوان مهر حضرت حوا بر آدم قرار داده است.

6 بعد از ازدواج، آدم به حوا گفت به طرف من بیا وبه من رو کن وحوا به او گفت تو به سوی من رو کن، خداوند امر کرد که آدم برخیزد وبه طرف حوا برود واین همان راز خواستگاری مرد از زن است وگرنه زن به خواستگاری مرد بر می خواست. البته منظور از این خواستگاری آن خطبه قبل از عقد که در این حدیث مبسوط آمده نیست.


http://www.hawzah.net


برچسب ها: خلقت، آدم و حوا، امام صادق(ع)، ازدواج، محبت، انس،  

تاریخ : یکشنبه 13 مرداد 1392 | 07:10 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
محبت بر دوقسم است :مهر نیاز و مهر غنا.
یکی ازسر نقص است ودیگری از سرکمال.
یکی وسیله است ودیگری هدف ومطلوب.

در اولی محبوب چون رفع نیاز می کند،دوست داشتنی است ودر دومی ،چون دوست داشتنی است محبوب است.نه بعلت رفع نیاز ..


در نوع اول مادام که محبوب سود وفایده ای در خور نیاز دارد، محبوب است .در نوع دوم محبوب هر چه کند یا نکند محبوب است. یعنی مهر اولی به فعل است دومی به فاعل . از اولی خودخواهی بر خیزد واز دومی فداکاری.


"گر از دوست چشمت به احسان اوست تو دربند خویشی نه دربند دوست"


اولی محدود ومشروط است دومی نامحدود ونامشروط

اولی موقتی وفنا پذیراست دومی همیشگی وجاودانه

این است که مهر کریمان همیشه ارزشمندتر از مهر حقیران است .

عجیب این است که می توان به محبوب هم مهر نیاز وهم مهر غنا توام با هم داشت.
زیرا مهر به فعل با مهر به فاعل قابل جمع است یعنی می توان محبوب را بخاطر (فعل مفیدش) لطفش بیشتر دوست داشت

مثال:نوع اول: مهر شاگرد به معلم _مخلوق به خالق_فرزند به والدین

مثال:نوع دوم: خالق به مخلوق _معلم به شاگرد_والدین به فرزند

مهر غنا ومحبتش بطور مطلق از سرکمال نیست . زیرا همه ناقصند ونیازمند. از اینروی با ارزش ترین محبت ،محبت خداست به مخلوق وبس.


انسان مهربان چون دلبسته است پس محبت کردن مطلوب اوست در نتیجه وقتی محبت می کند لذت می برد.


انسان مهر طلب چون وابسته است پس محبت کردن وسیله اوست بنابراین وقتی محبت می کند در انتظار نتیجه رنج می کشد.


""""عاشقم بر قهر وبر لطفش بجد وین عجب تر عاشقم بر این دوضد""""


ابراهیم میثاق


iran-eng.com

برچسب ها: محبت، مهر، محب، محبوب، ابراهیم میثاق،  

تاریخ : شنبه 1 تیر 1392 | 10:52 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
این داستانی که در زیر نقل می شود یک داستان کاملا واقعیست که در ژاپن اتفاق افتاده است:

شخصی مشغول تخریب دیوار قدیمی خانه اش بود تا آن را نوسازی کند. توضیح اینکه منازل ژاپنی بنابر شریط محیطی داری فضایی خالی بین دیوار های چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پشتش فرو رفته بود. دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد . وقتی میخ را بررسی کرد خیلی تعجب کرد! این میخ چهار سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!

اما براستی چه اتفاقی افتاده بود؟ که در یک قسمت تاریک آنهم بدون کوچکترین حرکت، یک مارمولک توانسته به مدت چهار سال در چنین موقعیتی زنده مانده! چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است . متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.

در این مدت چکار می کرده ؟ چگونه و چی می خورده ؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یک دفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد ! مرد شدیدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت. واقعا که چه عشق قشنگی! یک موجود کوچک با عشقی بزرگ! عشقی که برای زیستن و ادامه ی حیات، حتی در مقابله با مرگ همنوعش او را دچار هیچگونه کوتاهی نکرده بود!

اگه موجودی به این کوچکی بتونه عشقی به این بزرگی داشته باشه پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق همدیگه باشیم و شاید هم باید پایبندی رو از این موجود درس بگیریم ، البته اگر سعی کنیم خیلی بهتر از این ها می توانیم چرا که باید به خود اییم و بخواهیم و بدانیم، ‏که انسان باشیم ...


golneveshteha.com


برچسب ها: عشق، زندگی، محبت، داستان،  

تاریخ : شنبه 25 خرداد 1392 | 12:36 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
در یک جزیرهء سر سبز و خرم تمامی صفات نیکو و پلید انسان با هم زندگی می کردند صفاتی چون: دانایی ،غرور ،ثروت ،شهوت ،عشق و ... .در روزی از روزها دانایی همهء صفات را در یکجا جمع کرد و گفت : قرار است سیل عظیمی در جزیره جاری شود
و هر کس لوازم ضروری خود را بردارد و در قایقش بگذارد و آماده سیل شود. همه این کار را کردند و باران شدیدی شروع به باریدن کرد و سیل بزرگی براه افتاد. همه در قایق خودشان بودند تا اینکه صدای غرق شدن و کمک خواستن یکی از صفات آمد آن محبت بود. عشق بی درنگ به کمک محبت شتافت و قایق خود را در اختیار محبت گذارد ولی چون قایق جای یک نفر را بیشتر نداشت محبت سوار شد و عشق در سیل گیر افتاد. به دورو بر خود نگاه کرد ثروت را در نزدیکی خود دید از او کمک خواست ولی ثروت در پاسخ گفت:آنقدر طلا و جواهر در قایق دارم که دیگر جایی برای تو نیست و قایق سنگین است.عشق نا امیدانه به اطراف نگریست غرور را دید و از غرور کمک خواست. غرور در جوابش گفت: تو خیس هستی و اگر من به تو کمک نمایم خود و قایقم خیس میشویم. آب همینطور بالا می آمد و عشق بیشتر در آب فرو میرفت. دانایی و بقیه در دور دست بودن و کسی صدای عشق را نمی شنید تا اینکه شهوت به نزدیکی عشق رسید . عشق از او کمک خواست ولی شهوت گفت:
چندین سال است که منتظر یه همچین لحظه ای بودم تا از بین رفتن تو را ببینم.هر جا که تو بودی جایی برای من نبود و همیشه تو برتر از من و موجب تحقیر من بودی.
عشق دیگر نا امید از زندگی آنقدر آب خورد که از حال رفت.وقتی چشم باز کرد دیگر از سیل خبری نبود و خود را در خانه دانایی یافت. دانایی به او گفت الان دو روز است که بیهوشی . سیل تمام شده و آرامش به جزیره بازگشته است. عشق بدو ن توجه به این حرفها در پی این بود که بداند چه کسی نجاتش داده است از دانایی پرسید و دانایی در جوابش گفت:
زمان آری فقط زمان است که میتواند عظمت و جلال عشق را درک کند.


http://iraniangraphic.com

برچسب ها: عشق، حکایت، محبت، حکایت عشق،  

تاریخ : سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 | 12:09 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

عشق رابطه ای قلبی میان دو موجود است که چون به نحو اعم برقرار شود، عاشق را در معشوق فانی می سازد و در قرآن اگر چه لفظ عشق نیامده، ولی از معنای آن با الفاظ دیگر مانند حب و ود سخن رفته است . از لوازم عشق آن است که عاشق را تابع و تسلیم اراده و فرمان معشوق می گرداند; به طوری که جز وصل به او و کسب خشنودی او هیچ هم و غمی ندارد . مهمترین ستونی که خیمه عشق را برپا می دارد، نماز و عبادت عاشقانه و عارفانه است; نماز و عبادتی که جز از روی حب و عشق به خدای تعالی گزارده نشود .

به ادامه مطلب توجه کنید

http://www.hawzah.net


ادامه مطلب برچسب ها: عشق، عاشق، معشوق، قرآن، محبت،  

تاریخ : چهارشنبه 28 فروردین 1392 | 10:47 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو