...انشاءالله همتون عاقبت به خیر باشید. در پی تحصیل باشید، تحقیق باشید. حوصله داشته باشید. هرگز یک چیزی یک مطلبی ، یک مفهومی، یک چیزی که گیرتون اومده کم حوصلگی نکنید هر چه حوصله بفرمایید ان شاءالله خداوند برکتش را بیشتر بکنه؛ تشنگی را زیاد تر بکنه. ان شاءالله حقایق و معارف روحانی بر جان و تن ما بیشتر القا بشه. خیر ببینید. عاقبت به خیر باشید. افراط و تفریط نکنید. خوش رو باشید. با خلق خدا یک رو باشید. خلق خدا رو - که خلق خدایند - دوست داشته باشید. اون کسی که خدا رو دوست داره ، خلق خدا رو هم دوست داره. انشاء الله عاقبت به خیر باشید. ما هم از دل و جان دعاگوی عزیزان هستیم.  انشاء الله الهی هستید. الهی بشوید. قرآنی بشوید. حقایق و معارف براتون پیاده بشه.
یادتون نره که حرف بشنوید جان. زود در مسند حرف گفتن قرار نگیرید. سعی کنید بشنوید. آدمی فربه شود از راه گوش . یک مطلبی رو شنیدید. یک چیزی رو فهمیدید، باز بشنوید. باز بشنوید. بله. خدا گواهه دیگه استاد نازنین ما(علامه حسن زاده آملی) مریض شدن. از جنبه جسمی. میریم. ایشون محبت می فرماین. اما خداییش دیگه دل خودمون هم می سوزه که از جنبه جسمی اون طور جسم مبارکشون مساعدت نداره که بخواهیم مزاحم بشیم. اما ای کاش، مثلا، ایشون شبانه روز حرف می زدن. ما هم شبانه روز می شنیدیم. این شنیدن، آقا خیلی خوبه. آقا جان هر چه می تونید حرف بشنوید. از معارف بشنوید. از حقایق بشنوید. خدا شاهده جانتون پخته می شه. همچنین از توحید بشنوید. بدون اینکه چیزی ظهور بدید. بله. متاسفانه این مسیر ها، مسیر هاییست که افراد میان دور از شان شما عزیزان من، برادران و خواهران من معرکه گیری زیاد می شه و حیف شده. و این معرکه گیری ها باعث می شه این راه ضربه می بینه. هر چه آقا می تونید حرف بشنوید. از شرح روایات، از آیات، تفسیر انفسی، تفسیر آفاقی. حرف بشنوید. واجبات رو عمل کنیم. محرمات الهی رو ترک کنیم. حرف بشنویم. کار نداشته باشیم. هر یک کلمه حرف که بشنوی یک بذری اینجا کاشتی.... کار نداشته باشید کی سبز می شه. کار نداشته باشید.اصلا شما حارث باشید... . خدا خود سبز می کنه. چی کار داری که کی من اهل مکاشفه می شم؟ حیفته این حرف رو می زنی.... . و میبینید که حضرت بقیه الله(عج) چطور آقا در سکوتند... ان شاءالله عزیزان ما، جوان های ما، حرف بشنوید. با رو حانیونتون..... . روحانیت برنامه اصلیش انسان سازیه... آقا جان هدف اصلی گم نشه. ما بنا داریم خودمون رو بسازیم. همه کشور بنا داریم خودمون رو انسان بسازیم. با صورت انسانی محشور بشویم. ما غیر ازین چیزی نمی خواهیم... حرف بشنید. به روحانینتون بگید آقا جان به جای اینکه وقتتون رو بگذارید پول جمع کنید مسجد بسازید، سد بسازید، اینها رو ما خودمون انجام می دیم. تو برای ما از اصول کافی بگو. از قرآن بگو. تو کانال وجودی ما رو باز کن. من خدای نکرده صفت حسد دارم. این رو یک کاریش بکن این حل بشه. من صفت بخل دارم، ریا کاری دارم. این رو حلش کن. این رو برای من حلش کن. یا از اون ور ان شاءالله. من آدم خوبیم. نماز خونم. بگو آقا حضور من رو در نماز بیشتر کن...



http://ensaniat-din.blogfa.com

برچسب ها: علامه صمدی آملی، الهی، سخن، توحید،  

تاریخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 | 11:18 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
کل عالم و مقام عصمت عالم اگر به صورت یک شکل و یک بافت و صورتی در بیاید، قهراً به بافت انسان در می آید . همانطور که قوه خیال، حقایق آنسویی را مطابق با مناسباتی که بینشان است، با اشکال این سویی برای انسان پیاده می کند، قوه خیال عالم، عصمت نظام عالم را در نشئه طبیعت به صورت انسان شکل می دهد و چون عصمت بیشتر با اسم شریف (الباطن) سازگار است، لذا به صورت زن شکل می دهد، نه صورت مرد . چون مرد بیشتر با اسم "الظاهر" و زن بیشتر با اسم شریف "الباطن" در ارتباط است. لذا همان مقام اسم شریف "الباطن" آمده در شریعت و برای زن به صورت حجاب مطرح شده است.

این حجاب در حقیقت صفت خدا داشتن زن است، خداوند هم محجوب است. خودش فرمود: "از پشت هفت هزار حجاب دارید من را می بینید". اگر عدد را بالاتر ببرد باز هم حق است .

نه این که دین اگر به زن می گوید "تو حجاب را نگه داشته باش"، این العیاذ بالله جسارت به زن است این در حقیقت یک احترامی به زن است . به او می گوید : چون تو مطابق اسم شریف "الباطن" الهی پیاده شده ای، ما نمی خواهیم که تو در معرض دید هر کسی قرار بگیری، لذا محجوب باش. بگذار اگر دیگران می خواهند تو را ببینند از پشت حجابها ببینند. این حجاب برگرفته از حجاب حق است، لذا حجاب دژ زن است، چه اینکه برای خداوند دژ است. فرمود هر چه کوشش کنید نمی توانید حقیقت غیبیه ذات مرا ببینید، آنقدر محجوبم، آنقدر در حجابم، هر چه کوشش کنید و حجابها را خرق کنید و پاره کنید باز هم همچنان مرا در پشت حجاب باید ببینید. هرگز من کشف تام نمی کنم، حتی در قرآن هم کشف تام ذاتی نکرد. قرآن هم اگر چه خدا را به ما معرفی کرد، اما یا با الفاظ یا با معانی یا با صور. هم الفاظ حجابند و هم معانی و هم صور حجابند. از پشت حجاب ها خدا خود را معرفی کرد و الا حق آنطوری که حق است، برای خلق جلوه نمی کند، که اگر بخواهد بکند لازمه جلوه گری حق برای خلق بساط خلق را جمع کردن است .

زن تا موقعی که در حجاب است، حق است؛ موقعی که از حجاب در آمده است وجهه ی خلقی پیدا می کند. وقتی وجهه ی خلقی پیدا کرد، دیگر تواناییش شکسته می شود . این است که حجاب برای زن یک احترام است که زن بیشتر شبیه به خداوند شود. و اگر می خواهند "عصمت اعظم" را به صورت شکل زنی در بیاورد، ظاهراً به بهترین شکل در می آورد که بهتر و زیباتر از این چهره در نظام هستی پیدا نمی شود . لذا مشابه چهره جناب صدیقه طاهره در عالم هرگز زنی پیدا نمی شود، چه اینکه مشابه چهره پیغمبر و امیرالمومنین هرگز در عالم پیدا نمی شود .

حال که این عصمت کبرای الهی را در حضرت صدیقه طاهره تجلی کرده است او آنچنان در حجاب قرار می گیرد که فقط امیر المومنین لیاقت دیدار همچنین جمالی را خواهد داشت، که به او گفتنند :"زهرای عزیز! اگر علی ابن ابیطالب نبود برای تو هرگز در عالم کفوی پیدا نمی شد". چون زن وشوهر باید کفو هم دیگر باشند.

*** لازم به ذکر است که مراد از حجاب، حجاب اسلامی و قرآنی یعنی چادر است.


www.azah.ir



برچسب ها: زن، حجاب، اسم الباطن، حضرت فاطمه، عرفان، عرفا، علامه صمدی آملی،  

تاریخ : جمعه 23 فروردین 1392 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic