دور بادا عاقلان از عاشقان          دور بادا گلخن  از  باد صبا
عقل تا  تدبیر و  اندیشه  کند            رفته باشد عشق تاهفتم سما
عقل تا جوید شتر از بهر حج          رفته باشد عشق بر کوه صفا



برچسب ها: عشق، عقل، تدبیرواندیشه، آسمان هفتم، بادصبا، حج، کوه صفا،  

تاریخ : پنجشنبه 25 شهریور 1395 | 08:09 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

کرامت و منزلت زن
 

شناخت زن و منزلت او در حقیقت، شناخت انسان و کرامت اوست. زن در آفرینش در بعد روحی و جسمی از همان گوهری آفریده شده که مرد آفریده شده است، تمایز و فرقی در حقیقت و ماهیت میان زن و مرد نیست. قرآن کریم به صراحت از این حقیقت پرده برمی دارد و در اولین آیات سوره ای که نساء نامیده شده می فرماید:
«یا ایها الذین اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منها رجالاً کثیراً و نساء...».
آیت ا...جوادی آملی در ذیل آیه می فرمایند:
منظور از نفس در آیه کریمه همان گوهر، ذات و واقعیت شیء است و مراد از آن روح، جان و روان نیست. این مثل آن است که گفته می شود«فلان شیء فی نفسه»چنین است یعنی در ذات و هستی اصلی خود چنین است یا گفته می شود«جائنی فلان نفسه»یعنی فلان کس خودش آمده است. بنابراین آیه دلالت دارد که همه انسانها از هر صنف، خواه زن و خواه مرد، از یک ذات و گوهر آفریده شده اند. زیرا کلمه «ناس»شامل همگان می شود. پس حضرت حوّا از همان ذات و گوهری آفریده شده که حضرت آدم علیه السلام از آن آفریده شده است، نه از گوهر دیگر و فرع برمرد و زاید و طفیلی وی و ..."







ادامه مطلب برچسب ها: زن، نهج البلاغه، حقوقی، مظهرجمال الهی، عقل، عواطف، امام علی (ع)،  

تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392 | 01:58 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
سه چیز را با احتیاط بردار :
قلم ، قدم ، قسم !
سه چیز را پاک نگهدار :
جسم ، لباس ، خیال !
از سه چیز کار بگیر :
عقل ، همت ، صبر !
از سه چیز خود را نگهدار :
افسوس ، فریاد ، نفرین کردن !
سه چیز را آلوده نکن :
قلب ، زبان ، چشم !
اما سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن :
خدا ، مرگ و دوست با ایمان و خوب !




برچسب ها: قلب، عقل، خدا، صبر، دوست، قسم،  

تاریخ : پنجشنبه 20 تیر 1392 | 09:18 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

غصه ها وقتی بر سرت آوار می شوند، غم ها وقتی چون خوره به جانت می افتند و موریانه های تنهایی وقتی روانت را می جوند که با ترازوی عقل می افتی به جان دوست داشتن هایت، به جان عشقت.

آن وقت نا خودآگاه حساب و کتاب می کنی، اندازه می گیری، من چه کردم، او چه کرد می گویی، واین مقایسه خدا نکند برسد به آنجا که تو زیادتر دوست داشته ای.

که تو زیادتر گذشت کرده ای،  که تو زیادتر بخشیده ای، که تو زیادتر حتی به اندازه یک سر سوزن، به قدر یک تار مو، در حد یک ثانیه، به اندازه یک قدم بیشتر، به پایش دویده ای.

درست در همین نقطه است که فراموش می کنی عشق از خود گذشتن است نه از دیگران گذشتن.

فراموش می کنی که عشق دیگران را برای خودشان خواستن است نه برای خود خواستن.

یادت می رود که عشق دیگر خواهی است نه خودخواهی.

یادت می رود که عاشق پرنده دوست است نه پرنده باز و :

عاشقی با خود فراموشی خوش است

سوختن در عین خاموشی خوش است

وفراموش می کنی که

عاشق اهل  ناله و فریاد  نیست

صحبتش جز هرچه باداباد نیست

در این نقطه که پای عقل به عشقت باز می شود و نمی توانی عقل معاش اندیش و ترازو صفت را سه طلاقه کنی، اینجا توقعت آغاز می شود و "خود" بیشتراز "او" بروز و ظهور می کند... توقع آغاز می شود و عشق به پایان می رسد و توقع، آغاز همه رنجهایی است که می بریم.


روزنامه جام جم


برچسب ها: عشق، توقع، عاشق، عقل، دوست، رنج،  

تاریخ : شنبه 25 خرداد 1392 | 09:34 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
ای دیده نگر رخش به هر بام و دری

ای گوش صداش بشنو از هر گذری


ای عشق  بیاب  یار را در  همه جا

ای عقل  ببند  دیده ی بی خبری


برچسب ها: عشق، امام، امام خمینی، عقل، شعر،  

تاریخ : چهارشنبه 28 فروردین 1392 | 11:45 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات