"کسی که خود را اسیر هوس می کند، به سوی نابودی پیش می رود، امّا آن که عاشقانه بر عشق بوسه می زند، همچون پرنده ای به سوی طلوع و آزادی، پرواز میکند" "ویلیام بلیک"



وابستگی  چیست؟


وابستگی به احساسی گویند که کسی با اسارت و بستن دست و پای خود، نفر مقابل را نیز اسیر خود می کند و به اعماق چاه می کشاند. اگر کسی در یک رابطه احساس ترس و عدم امنیت کند و دائماً فکر از دست دادن یار خود باشد، ناخودآگاه وابسته می شود.

وقتی وابسته کسی می شوید، بر او تکیه می کنید و هر چه که بگوید و انجام دهد، برای شما خوشایند است و در این بین است که به او نزدیک تر و به نوعی با وی آمیخته می شویم. وابستگی با نزدیکی ارتباط با شخص مقابل، رابطه ای مستقیم دارد.

ما با خیال عشق، نزدیک تر و وابسته تر می شویم تا اینکه منیّت خود را از دست می دهیم و محو می شویم. وابستگی به حالاتی چون، کنترل طرف مقابل، حسادت و محدود کردن آزادی منجر می شود، در این وضعیت، ما تابع احساسات فوق هستیم و تمام ابعاد زندگی ما را همچون زنجیری احاطه میکند.

این وابستگی تمام زندگی ما را در بر می گیرد و همچنان ادامه می دهیم تا وقتی که یکی از طرفین یا چیزی، اوضاع را تغییر دهد، با کوچکترین تناقضی، نسبت به یار خود،  عکس العملی تند نشان داده و متعاقباً در این جرّ و بحث، کلماتی رد و بدل می شود که باعث ایجاد حس تهدید، از دست دادن وی و به آتش کشیدن روح ما می شود و نتیجه ای جز، احساس حقارت، انتقام جویی و خودخوری در بر نخواهد داشت. اگر وابسته ی کسی شوید، دوست دارید که همه چیز طبق خواسته و نظر شما پیش رود و به دلیل عدم اجراء و تایید آن،  احساس می کنید در زندگی طرف خود زیادی هستید و سردرگم و گیج می شوید.

چارلت کاسل در کتاب خود(اگر بودا ازدواج می کرد)، می گوید: "در وابستگی، دو طرف وابسته ی تحسین، تصدیق، سکس، امنیت خاطر و حالات و عواطفی هستند تا بتوانند ارزشهای خود را باور کنند. جملاتی تکان دهنده چون، "من با تو احساس خوبی ندارم" یا در مقابل، "تو به من احساس خوبی می دهی"، این ها علائم وابستگیست، چرا که در صورت عدم وجود طرف مقابل و نظرات او، شخص اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. این به آن معنی نیست که کسانی که فقط وابسته نیستند و عاشق واقعی هستند، این تأییدات، جملات و حمایت ها را در رابطه ی خود ندارند، بلکه عاشق های حقیقی، در اعتماد به نفس، ذات و خلق و خوی خود، وابسته ی مطلق و پیرو معشوقه ی خود نیستند و با حفظ منیت درونی خود، عاشق یار و همدم خود می باشند.


عشق


کسی که عاشق واقعیست، معشوقه ی خود را رها و آزاد می گذارد، عشق می ورزد بدون انتظار، خود محوری در این رابطه معنایی ندارد، عاشق، همواره با احساسات عمیق، معشوقه خود را می ستاید، اگر بین آنها بحث یا مشکلی باشد، درست است که هر دو طرف غمگین و ناراحت می شوند، اماّ خوب می دانند که در انتها باز هم به سوی هم برمی گردند و گاهی اوقات این ناراحتی ها، باعث جذّابیت و استحکام بیشتر رابطه ی آنها می شود. وی همواره از معشوقه خود انتظار ندارد که حکم دلقکی را بازی کند و دائماً او را خوشحال کند.

عشق زمانیست که با چشم و ذهنی باز بسوی یار خود بشتابیم، این حس از درون و اعماق وجود ما شکل می گیرد. در نگاه اوّل، تمام وجود ما دگر گون می شود، در این بین وابستگی و دلبستگی نیز ایجاد می شود، امّا با این تفاوت که این عشق دو طرفه است و هر دو به یکدیگر اجازه می دهند که با کنترل این وابستگی، فضایی آزاد برای سیر در افکار عاشقانه خود داشته باشند و با مرور زمان این دگرگونی و عواطف، بدون بستن دست و پای همدیگر، بیشتر و بیشتر می شود.


از وابستگی تا عشق


چطور می شود که رابطه ها از وابستگی و اسارت به درجه ی عشق و آزادی می رسد؟ و از پیچک های مزاحمی که تحت عنوان دوست داشتن ولی در اصل وابستگی،  وجود ما را در بر گرفته آزاد شویم و با حسّ رهایی و استقلال از عشق و رابطه ی خود با معشوقه مان لذّت ببریم؟

اوّلین گام در این راه، خود شناسی است، با بررسی رفتار و اعمال خود ببینیم که دقیقاً کدام از آنها را بدون خواسته و آگاهی خود، طوطی وار اجرا می کنیم. حقیقت این است که نهایت رابطه ی وابستگی چیزی جز رنج و عذاب نیست. نحوه ی واکنش ها، انتظارات خود را از طرف مقابل بررسی کنید و نسبت به اطمینان و تداوم حقیقی این رابطه مطمئن شوید. اگر وابسته باشید، به وضوح می بینید که ناخودآگاه گفتار و رفتار شما صرفاً تحت فرمان طرف مقابل شماست.

گام بعدی این است که خود بخواهید که از این اسارت رها شوید، اگرچه در این راه باید به تدریج و بادرایت عمل کرد. مسلماً این تغییر حالت، در بیشتر مواقع، سخت و دردآور است، البته تحمّل این حالات، زمان بر بوده و به یکباره نباید صورت گیرد، همچنین در این بین باید از اعتراض و سرزنش و مقصّر دانستن طرف مقابل خودداری کنید. "خود را کنترل کنید"، به این معنی که در حین ترک عادات غلط قدیمی، با کنترل احساسات خود، از شکایت و ایجاد اضطراب و آشفتگی جلوگیری کنید. البته در این بین باید انتظار هر عکس العملی را از طرف مقابل خود داشته باشید، مثل، عصبانیت، توهین و...، کار راحتی نیست امّا باید صبورانه تحمّل کنید.

امواج و افکار منفی همیشگی را که باعث ایجاد عدم امنیت و ترس در وجودتان بود را رها کنید و واکنشی به آنها نشان ندهید. به جای احساس قربانی شدن، مسئولیت اعمال و رفتار خود را بپذیرید و اختیار خود را به دست بگیرید.تنها به چیزی فکر کنید که در شما احساس آرامش می دهد نه سرزنش و انتقاد و اجبارات منفی طرف مقابل، شما خود مسئول خوشنودی خود هستید. به جای اینکه خود را همچون موجودی آویزان به وی حس کنید، نقش حیاتی خود را به عنوان انسانی بالغ بدست گیرید.

اگر بتوانید یار خود را بدون هیچ انتظار، تحکّم و ... تصور کنید، موج سرزندگی، آزادی فوق العاده و جدیدی وجود شما را در بر می گیرد، اگر هر دو طرف به نتایج عذاب آور، ترسها و خواسته های بی منطق و رنج آور ناشی از وابستگی آگاه شوند، هر دو به خود می آیند و بر آن می شوند تا با یک بازنگری، رابطه ی خود را از یک رابطه ی تحمیلی به رابطه ای سرشار از شادی و انرژی مثبت تغییر دهند. در واقع با تسلط و کنترل خواسته های نامعقول خود، ترسها، عصبانیّت و صدمات ناشی از واستگی را محدود و ابر تیره را از روی خورشید عشق و حرارت ناشی از آن که تا به حال مخفی مانده بود کنار می زنید.



http://www.mardoman.net





برچسب ها: عشق، عشق یا وابستگی، وابستگی، عاشق و معشوق، عشق وعادت، عشق و آزادی، عشق و اسارت،  

تاریخ : دوشنبه 23 دی 1392 | 08:37 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
به زنان خود به [ دیده ] احترام بنگرید. آنها گلهای آسمانی را در بستر زمین می كارند و جامه دلپذیر و زیبای عشق را می آرایند و در پرده پاكدامنی، احساسات لطیف را می پرورانند.((فریدریش شیلر))

زن، یگانه وجودی است كه حقیقت عشق پاك را می شناسد.((فریدریش شیلر))

زن وقتی كه دوست بدارد، جز محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه، مهربانی و نوازش و فداكاری دارد، تنها برای او به كار می برد.((آلفونس دوده))

اگر ما دلدار خود را با ویژگی های خاص خودش برگزیده ایم، باید بگذاریم كه او در حركات و پرورش و نمو آزاد باشد.((آندره موروا))

كسی كه با نیروی تمام دوست دارد و با قدرت كامل عشق می ورزد، می فهمد كه اگر لازم باشد باید خود را تازگی مجدد بخشد و دم به دم خویش را نو و نوتر نماید.((آندره موروا))

مرد اگر نمی خواهد در مرحله ی عشق و محبت خسته شود، باید با حسن نیت، اهمیت مقامی را كه عشق در زندگانی و حیات یك زن دارد درك كند.((آندره موروا))

یك زن به تنهایی، هنگامی كه عاشق باشد، زمین و آسمان را پُر می‌كند.((كریستین بوبن))

آن هایی كه عمیقا عشق می ورزند، هیچ گاه پیر نمی شوند. ممكن است بر اثر كهولت سن از دنیا بروند اما جوان می میرند.((آرتور وینگ پینرو))

عشق آن نیست كه به هم خیره شویم، عشق آن است كه هر دو به یك سو بنگریم.((آنتوان دوسنت اگزوپری))

عشق پاك نسبت به اطرافیان باید بی غرض باشد، چرا كه بی غرض بودن لازمه آن است.((دالای لاما))

این عشق است كه حیات عاشق را تشكیل می دهد، و گرنه معشوق بهانه است.((آلفونس كار))

با وجود عشق، هر انسانی سراینده می‌شود.((افلاطون))

به من بگو چه كسی به تو عشق می‌ورزد و تو را ستایش می‌كند تا من بگویم تو كیستی و چگونه انسانی هستی.((چارلز آگوستین))

جایی كه عشق حكمفرمایی می‌كند، غیر ممكن‌ها ممكن می‌شود.((مثل هندی))

عشق راستین یعنی اینكه شما كسی را به آسمان برسانید و زمانی كه به پایین می‌افتد، برای گرفتن او، آنجا باشید.((كتی لورنس))

عشق زمانی ادامه می یابد و پایدار می‌ماند كه دو انسان عاشق، همه چیز را با هم دوست داشته باشند، نه اینكه تنها یكدیگر را دوست بدارند.((فرانسیس گویلارم))

عشق همانند نواختن پیانو است: در ابتدا شما باید قانون نواختن را بدانید و از روی اصول بنوازید، ولی سپس باید اصول را فراموش كنید و یاد بگیرید كه با قلب‌تان بنوازید.((تلونیوس مانك))

عشق عبارت است از اشتیاق به دست آوردن خوبی برای همیشه.((افلاطون))

عشق، نزدیكترین دوست آدمیان است و شفابخش دردهایی است كه راه خوشبختی و سعادت را بر بشر فرو بسته اند.((افلاطون))

انسان‌ها را از دور دوست داشتن، كار دشواری نیست. دوست داشتن آنهایی كه به ما نزدیك هستند، كار دشواری است. بخشیدن یك كاسه برنج برای سیر كردن یك گرسنه، بسی آسان‌تر از كاهش تنهایی و درد و رنج انسانی رانده شده در خانه‌ی خودمان است. عشق را به خانه‌ی خود بیاورید؛ چرا كه عشق ورزیدن به یكدیگر را باید از خانه آغاز كنیم.((مادر ترزا))

عشق مرد قسمتی از زندگی او و عشق زن همه زندگی اوست.((لرد بایرون))

همه به خاطر عشق زاده شده ایم؛ عشق، پایه و اساس هستی و تنها پایان آن است.((دیزرائیلی))



http://www.rahpoo.com

برچسب ها: عشق و عاشق و معشوق، عاشق و معشوق، عشق، عشق مرد، عشق زن، زندگی و هستی، عشق پاک و آسمانی،  

تاریخ : یکشنبه 5 آبان 1392 | 09:34 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

دل خانه خداست، به شیطان اجاره اش ندهید.

شرط زیارت آسمان، وداع با زمین است.

وقتی با خدا شروع نکنیم، با شیطان پایان می یابیم.

عاشق خدا باش، تا معشوق خلق باشی. فرشی، عرشی نمی شود.

سجده، قله عبادت ها است.

نمازگزاری که از دنیا دل نکنده است، مانند، خلبانی است که همیشه روی زمین زندگی می کند.

توپ دلت را به هر کس پاس نده.

عرفان، بلوغ روح است.

مزرعه دلتان را وجین کنید.

در دستور زبان عرفان، فعل این گونه صرف شود: من نیستم، تو نیستی، او هست.

وقتی پاها رفتن بشناسند، دستها نیازمند التماس نیستند.

تنها در یک معامله است که بازماندگان برنده اند: معامله با خدا.

دل های شعله ور، گلستان خدا در زمین اند.

دل معبد فرشتگان است، به شیطان اجاره اش ندهید.

زمستان را تحقیر نکنید، بهار هر چه دارد از زمستان است.

بهشتی ها، بدی های خود را در همین دنیا به جهنم می افکنند.

کارها را سخت نگیرید، سرسخت تر از اراده انسان چیزی نیست.

چقدر بیچاره اند آنها که چاره دردهای خویش را در خاک می جویند.

کسی که لیاقت درک آسمان را ندارد، زمین نیز تحویلش نمی گیرد.

خداوند قرآن را بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرو فرستاد، ما نیز آیات قرآن را بر صفحه قلبمان بنویسیم.

از روزنه معنویت، چشم انداز ابدیت تماشایی تر است.

دامن دل عاشقان، سرشار از مروارید اشک است.

اگر وقت کردید، به خودتان هم سری بزنید.

در کارگاه آفرینش، آن که بیشتر خراشیده می شود، قیمتی تر است.

آرمان ها ذکر دل ماست، اگر آسمانی باشد ما را آسمانی می کند و اگر زمینی باشد، ما را زمینی می کند.

اگر شب ها همه اش قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی.

شب قدر، زمین بوی آسمان می گیرد.


پایگاه حوزه


برچسب ها: خدایی شدن، آسمان و زمین، عاشق و معشوق، خانه خدا، شیطان، معنویت، بهشت،  

تاریخ : پنجشنبه 2 آبان 1392 | 04:23 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات