به قول استاد الهی قمشه ای : 

زن اگر عاشق باشد ، در هرسنی که باشد ، 
می تواند طعم ابدیت را به مرد بچشاند ..



برچسب ها: زن، عاشق، زن و مرد، طعم ابدیت، ابدیت، استاد الهی قمشه ای، عشق و عاشق،  

تاریخ : شنبه 5 مهر 1393 | 11:37 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
اگر زنان ما از لحاظ رتبه ی معرفتی و بینش و معلومات، سطح خود را ارتقاء دهند، این نقش با هیچ نقش دیگری، با هیچ موءثر دیگری از موءثرات فرهنگی و اخلاقی تا آخر قابل مقایسه نیست ... زن در داخل خانواده، عزیز و مکرم و محور مدیریت درونی خانواده است؛ شمع جمع افراد خانواده است؛ مایهء انس و سکینه و آرامش است ..... " فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا" معروفا ". این، خطاب به زن های پیغمبر است. اما زنهای پیغمبر خصوصیتی ندارند؛ خصوصیت زنهای پیغمبر، انتصاب به پیغمبر است. من و شما هر کدام انتصاب بیشتر و موقعیت خطیر و ممتازی در جامعه داشته باشیم، همین خصوصیت در ما هم هست ..... اگر ما خطایی انجام دهیم، خطای ما مثل خطای مردم نیست؛ سنگین تر و سخت تر است.






طبقه بندی: سخن آموزنده، 
برچسب ها: زن، زنان، نظر رهبری در باره زن، انس و سکینه و آرامش، زنهای پیغمبر، زن در خانواده، زن در جامعه،  

تاریخ : شنبه 24 اسفند 1392 | 10:42 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

زن در نگاه فلاسفه اسلامی

مریم کمالی‌نژاد

همان‌طور که در میان فلاسفه غرب به وضوح دیده می‌شود که اغلب آنها ضدّ زن هستند، در میان فلاسفه اسلامی نیز بسیار به این نوع نگاه برمی‌خوریم. برخی از ازدواج سرباز می‌زنند و برخی چون ملاصدرا زنان را جزوه گروه حیوانات می دانند.اما در این میان کسانی هم هستند که به برابری زن و مرد در خلقت قائلند و نر و ماده بودن را عارضی و امر عارضی را زائل می‌شمارند.

به گزارش خرداد به نقل از پایگاه خبری تحلیلی زنان پرس:

پیغمبر اسلام(ص) زنان را محترم می‌دانست، توصیه به تکریم و احترام به دختران و همسران بارها و بارها در روایات و سیره ائمه(س) تکرار شده است. با این حال که گمان می‌کنیم فلاسفه اسلامی می‌بایست بیش از فلاسفه غرب، اعتقادی نسبت به تکریم زنان، رعایت حقوق آنان و برابری در خلقت داشته باشند. اما گاه شاهد نظراتی در بین ایشان هستیم که کاملا مغایر با اسلام است. همان‌طور که در میان فلاسفه غرب به وضوح دیده می‌شود که اغلب آنها ضدّ زن هستند، در میان فلاسفه اسلامی نیز بسیار به این نوع نگاه برمی‌خوریم. برخی از ازدواج سرباز می‌زنند و برخی چون ملاصدرا زنان را جزوه گروه حیوانات می دانند.اما در این میان کسانی هم هستند که به برابری زن و مرد در خلقت قائلند و نر و ماده بودن را عارضی و امر عارضی را زائل می‌شمارند.


ادامه مطلب برچسب ها: زن، زن در فلسفه، زن در نگاه فلاسفه اسلامی، پیامبراکرم(ص)، فلاسفه غرب، فلاسفه اسلامی، جایگاه زن در اسلام،  

تاریخ : دوشنبه 15 مهر 1392 | 12:02 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
کشور عراق و شیعیان آن که اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، پس از جنگ جهانی اول سال‌های بسیار سختی را گذراندند. سه واقعه خونین جنبش جهاد (۱۹۱۴ میلادی)، قیام نجف (۱۹۱۸ میلادی) و انقلاب ۱۹۲۰ میلادی ضربات سهمگین سیاسی، اجتماعی و روانی بر مردم این کشور وارد کرد. با استقرار نسبی ثبات و آرامش در عراق پس از تشکیل حکومت سلطنتی، شیعیان و حوزویان عراق به ویژه حوزه نجف مجبور به حاشیه‌نشینی و دوری از سیاست شدند. آنها به نخستین پادشاه عراق جدید و مستقل تعهد داده بودند که در امور سیاسی و حکومتی دخالت نکنند. با این حال، شهر و حوزه کاظمین مقاومت بیشتری در برابر فشار حاکمان جدید بغداد از خود نشان داد و در طول سالیان مقاومت در برابر اشغال‌گری بریتانیا نیز اهالی و روحانیون این شهر فعالیت چشمگیری علیه اشغالگران داشتند.


آمنه صدر در چنین فضایی به سال ۱۳۵۶ قمری (۱۳۱۶ شمسی و ۱۹۳۷ میلادی) در شهر کاظمین متولد شد. همان سال در تکریت، شهری بالاتر از کاظمین، صدام حسین به دنیا می‌آید. نظامی سیاستمداری که ۴۳ سال بعد قصد جان آمنه (بنت‌الهدی) و برادرش آیت‌الله سید محمد باقر صدر را کرد و این دو مانع بزرگ را از سر راه خود برداشت تا اهداف بلندپروازانه خود را بهتر و سریع‌تر پیگیری کند.



ادامه مطلب برچسب ها: زن، بنت الهدی صدر، محمد باقر صدر، شهید، عراق، حوزه علمیه، شاعر،  

تاریخ : چهارشنبه 13 شهریور 1392 | 11:58 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

کرامت و منزلت زن
 

شناخت زن و منزلت او در حقیقت، شناخت انسان و کرامت اوست. زن در آفرینش در بعد روحی و جسمی از همان گوهری آفریده شده که مرد آفریده شده است، تمایز و فرقی در حقیقت و ماهیت میان زن و مرد نیست. قرآن کریم به صراحت از این حقیقت پرده برمی دارد و در اولین آیات سوره ای که نساء نامیده شده می فرماید:
«یا ایها الذین اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منها رجالاً کثیراً و نساء...».
آیت ا...جوادی آملی در ذیل آیه می فرمایند:
منظور از نفس در آیه کریمه همان گوهر، ذات و واقعیت شیء است و مراد از آن روح، جان و روان نیست. این مثل آن است که گفته می شود«فلان شیء فی نفسه»چنین است یعنی در ذات و هستی اصلی خود چنین است یا گفته می شود«جائنی فلان نفسه»یعنی فلان کس خودش آمده است. بنابراین آیه دلالت دارد که همه انسانها از هر صنف، خواه زن و خواه مرد، از یک ذات و گوهر آفریده شده اند. زیرا کلمه «ناس»شامل همگان می شود. پس حضرت حوّا از همان ذات و گوهری آفریده شده که حضرت آدم علیه السلام از آن آفریده شده است، نه از گوهر دیگر و فرع برمرد و زاید و طفیلی وی و ..."







ادامه مطلب برچسب ها: زن، نهج البلاغه، حقوقی، مظهرجمال الهی، عقل، عواطف، امام علی (ع)،  

تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392 | 01:58 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

فَاعْفُواْ وَ اصْفَحُواْ حَتىَ‏ یَأْتىِ‏َ اللَّهُ بِأَمْرِهِ  إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ كُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِیرٌ

شما آنها را عفو كنید و گذشت نمایید تا خداوند فرمان خودش را بفرستد خداوند بر هر چیزى تواناست. (بقره،109)

مدارا و نرم خویی با خانواده مهمترین اخلاقی است که هر مردی باید در منزل داشته باشد تا در سایه آن بتواند یک زندگی با صفا داشته باشد .


مدارا ، با رفق مترادف می باشد ، در کتب لغت این دو به این گونه تعریف شده است :

مدارا یا رفق عبارت است از نرم برخورد کردن با دیگران ،به آن ها جا دادن و در حق آنان خشونت روا نداشتن که در پیدایش سه زاویه خوش اخلاقی یعنی نرم برخورد کردن ،همدمی نیکو و تحمل کردن دیگران به گونه ای که از انسان فرار نکنند ،نقش فراوانی دارد.(حسین زاده ،ص 105).

مدارا ، بیشترین تأثیر را در اصلاح یا کاستن ناسازگاری همسران دارد .اساساً بدون رفق و مدارا نمی توان از زندگی بهره برد و زندگی بدون بهره مندی، در این حالت ، تنها از شکل برخوردار ولی فاقد روح و معنا ست.

از این رو حضرت علی (ع) مدارا با همسر را در همه حال تأکید نموده است :

« با زنان در همه حال مدارا کنید ، خوش زبان و نرمخو باشید ، و در تمام امور نیکی نمایید. »

و همین طور مدارا با همسر را کلید« زندگی با صفا » می داند ، به معنی دیگر اگر کسی خواهان زندگی خوب و زیبا و با صفا می باشد باید با همسر خود ، در همه حال و همواره با او مدارا کند ، تا از زندگی شیرین وعاشقانه بهره مند شود.

ازاین رو علی (ع) در این باره به فرزندش محمد بن حنفیه می فرماید:

درهر حال باهمسرت مدارا کن و با او مصاحبت خوبی داشته باش تا زندگی باصفا و سرشار از محبت داشته باشی( شرح من لایحضرج13صفحه 75 ).

ضرورت مدارا

مدارا  ،از صفاتی است که در زندگی اجتماعی به آن محتاج می باشیم ؛خانواده که کوچک ترین اجتماع است به این قانون نیازمند می باشد.خدا متعال در ارتباط با معاشرت با مردم ،پیامبرش را ، دائم به  داشتن صفت مدارا با آنها سفارش می نموده است :

پیامبر (ص) می فرمودند : پروردگارمن هم چنان که به انجام واجبات امر می نموده ،به مدارا با مردم نیز امر می کرده است .در حدیث دیگری فرمودند :

جبرئیل که پیش پیامبر (ص) می آمدند، می فرمودند یا محمد (ص) ،پروردگارت به توسلام می رساند و میفرماید که با خلق من مدارا کن( وسائل‏الشیعة ج : 12 ص : 200).
عقل از صفاتی است که در زندگی شخصی و اجتماعی ،ضرورت آن بر کسی پوشیده نیست ،مدارا کردن با مردم ،نشانه عقل انسان و بلکه عقل مردم می باشد:

َعلی (ع) : اعْلَمْ أَنَّ رَأْسَ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِیمَانِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَارَاةُ النَّاسِ

علی (ع) :بدان که راس عقل بعد از ایمان به خدا عزوجل ،مدارا کردن با مردم می باشد .

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَعْقَلُ النَّاسِ أَشَدُّهُمْ مُدَارَاةً لِلنَّاسِ وَ أَذَلُّ النَّاسِ مَنْ أَهَانَ النَّاسَ

پیامبر (ص) فرمودند: عاقل ترین مردم کسی است که با آنها بیشتر از همه مدارا می کند و پست ترین مردم کسی است که به مردم بیشتر اهانت می کند .

و هم چنین مدارا با مردم نصف ایمان است:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِیمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَیْشِ

پیامبر (ص) فرمودند: مدارا با مردم ،نصف ایمان و رفق با آنها نصف زندگی است .

بنابراین مؤمن ، در خانه باید با اهل آن به خصوص همسرش ،با مدارا رفتار کند ، ومراقبت از این صفت را جزء وظایف اولیه و مهم خود به حساب آورد .

مؤمن ، در خانه باید با اهل آن به خصوص همسرش ،با مدارا رفتار کند ، ومراقبت از این صفت را جزء وظایف اولیه و مهم خود به حساب آورد .

آثار و فواید مدارا

مدارا کردن علاوه بر آن که زندگی زناشویی را با صفا وشیرین می نماید ،صدقه محسوب شده وهم چنین اجر وثواب شهادت را به انسان می دهند :

قال النَّبِی( ص): مَن عاشَ مُداریًا ماتَ شَهیدًا وَ قالَ مُداراةَ النّاسِ صَدَقَةً

پیامبر (ص) فرمودند: هر کسی که با مردم مدارا کند مانند آن است که شهید مرده است و فرمودند مدارا با مردم صدقه در راه خدامی باشد.

مدارا چیست ؟

با ضرورت و آثار مدارا کردن آشنا شدیم ، مدارا کردن یعنی چه ؟ چه رفتاری با دیگران باید داشته باشیم؟ نکته مهمی که در امر مدارا باید توجه کرد ، این که به بهانه مدارا نباید نسبت به انجام وظایف خود کوتاهی کنیم  ؛ بنابراین در اصل ادای وظایف چیزی به نام مدارا وجود ندارد ؛ ولی در راهکار و کیفیت ادای وظیفه ،مدارا یک اصل انکار ناپذیر است که برای رسیدن به هدف ، رعایت آن ضروری است . مثلاً اگر همسرمان حجاب را رعایت نمی کند نمی توانیم به عنوان مدارا او را آزاد بگذاریم ،ولی در شیوه تربیت و آموزش می تواند از خشونت استفاده نکنیم بلکه از روشی نرم او را هدایت کنیم . همرنگی با جماعت ،پایبندی به بعضی از سنت ها و حفظ موقعیّت به هر قیمت ، هرگز نمی توان به بهانه مدارا کردن نافرمانی حق نمود .به طور کلّی هرجا مدارا باعث ارتکاب گناه مدارا کننده شود ،مدارا مطلوب  نیست .

 به عبارت دیگر مدارا کردن رفتاری است که موجب جلوگیری از در گیری های بی فایده وموجب پیوند بیشتر با دیگران می باشد .

مدارا کردن شامل رفتار های زیر می شود :

1. عفو و بخشش

2‌. تحمل کردن رفتار بد دیگران

3. هم مصاحبتی زیبا

4. خوش اخلاقی

5. نیکی کردن


 شمیم


گردآوری :گروه خانواده خوشبخت تبیان زنجان


برچسب ها: مدارا، خانواده، عفو، علی(ع)، بخشش، زن،  

تاریخ : جمعه 18 مرداد 1392 | 01:26 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

آن هنگام که حضرت حق، روح اشرف مخلوقات را در کالبد این آفریده‌ی شگرف می‌دمید، به هر نیمه موهبتهایی بخشید و هر کدام را نسبت به دیگری نیازمند نمود. فرشتگان درگاه الهی مأمور شدند به این‌که خاک خلقت زن را بیشتر غربال کنند تا نرمی وجود او بیشتر شود. اما برای مرد اینچنین نبود، چون مرد باید با زبری روزگار روبرو می‌شد و اندکی ضمختی در وجودش لازم بود.

آنچه که از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسه‌ی دل زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد. محبت، عشق، دلدادگی، وفاداری، زیبادوستی و پاکدامنی نیز بین هر دو نیمه وجود بشر به یکسان تقسیم شد.

زن در کلاس صبر و ناز و انتظار شاگرد اول شد و مرد در کلاس تمنّا و نیاز و تلاش برای وصال. زن آموخت که چگونه دل برباید و مرد آموخت که چگونه دل به دست آرد. بشر موجود شریفی بود. رشد و تربیت این شرافت به زن سپرده شد و صیانت و حمایت از آن به مرد. انسان معصوم بود. عصمت در درون زن رشد یافت و مرد نگهبان خدا برای حفظ این معصومیت گماشته شد.

پس از خلق بشر، هر آنچه که رحمان آفرید از جنس محبت بود. از جنس عشق، از جنس زیبایی. آدمی آموخت که نیم خود را با این محبت و مهر می‌تواند به نیم دیگر پیوند زند. بشر فهمید که کمال از جنس مهربانی است و کامل بودن جز با عشق حاصل نمی‌شود.

اما مرد عصیانگر بود و سرکش. نگاه به هر سو داشت و میل به کشف و ادارک. پس حجاب چشم بر او واجب شد تا نگاهش فقط به سوی محبوب خود باشد. زن نیز چون لطیف بود و زیبا، میل به خودآرایی و نمایانگری داشت. پس حجاب تن بر او واجب شد تا گرفتار تبرج نشود. این شد که خداوند اول بار حجاب چشم را به سوی مرد نازل کرد و سپس حجاب تن را برای زن آفرید.

حجاب نیز آفرینشی از جنس محبت بود، چون با حجاب تمنای مرد از زن بیش از پیش شد. مرد خواهان آن چیزی بود که سهل‌الوصول نباشد و پوشیدگی زن را دوست می‌داشت. برای مرد آن چیزی ارزشمند بود که با تلاش و کوشش به دست آید.

اما مرد عصیانگر بود و سرکش. نگاه به هر سو داشت و میل به کشف و ادارک. پس حجاب چشم بر او واجب شد تا نگاهش فقط به سوی محبوب خود باشد

با حجاب، متانت زن نیز بیش از پیش شد. چون زن خواهان خواهش مرد بود و حجاب باعث می‌شد که زن خواستگار پیدا کند و خواستنی شود. زن دانست که رمز برتری جسم ظریف او بر درشتی هیبت مرد، نگاه متین است و اخم ابرو و کلام با صلابت. مرد نیز پی برد که راه ورود به قلب صاحب این متانت و سرسنگینی و صلابت، کرنش است و محبت و خواهش.

زن آموخت که باید به راحتی دست‌یافتنی نباشد، همچون مروارید درون صدف؛ و مرد فهمید که برای وصال به گوهر وجود محبوب، دست‌درازی بی‌فایده است و اجازه و مراعات و طلب لازم است. زن فهمید که سر سرکش مرد را با حجب می‌توان به سوی خود گرداند و مرد فهمید که حجاب نشانه علقه و مهر و وفای زن به اوست. حجاب اینگونه رمز شکل‌گیری محبت بین زن و مرد شد.

با حجاب، زن فهمید که جایگاه او در نظام هستی، مطلوب و محبوب و معشوق است و مرد فهمید که آفرینش برای او حکم طالب و مایل و عاشق رقم زده است. اینگونه بود که در جنت‌المأوی زن ارزشمند شد و مرد قدردان. اینگونه بود که در بهشت عدن، زن لایق مادر شدن گشت و ام‌البشر نام‌گرفت و مرد سعادت حامی‌بودن، پشتوانه بودن و تکیه‌گاه بودن پیدا کرد تا از مادرانگی‌های زن مراقبت نماید.

حجاب بود که مرد را از تعهد زن به زندگی آگاه نمود، زن را از وفاداری مرد به عهد خود مطمئن ساخت و پیوند زن و مرد را محکم کرد.


http://www.taknaz.ir/news


برچسب ها: زن، مرد، آفرینش، معشوق، عشق، عاشق، حجاب،  

تاریخ : سه شنبه 8 مرداد 1392 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
کل عالم و مقام عصمت عالم اگر به صورت یک شکل و یک بافت و صورتی در بیاید، قهراً به بافت انسان در می آید . همانطور که قوه خیال، حقایق آنسویی را مطابق با مناسباتی که بینشان است، با اشکال این سویی برای انسان پیاده می کند، قوه خیال عالم، عصمت نظام عالم را در نشئه طبیعت به صورت انسان شکل می دهد و چون عصمت بیشتر با اسم شریف (الباطن) سازگار است، لذا به صورت زن شکل می دهد، نه صورت مرد . چون مرد بیشتر با اسم "الظاهر" و زن بیشتر با اسم شریف "الباطن" در ارتباط است. لذا همان مقام اسم شریف "الباطن" آمده در شریعت و برای زن به صورت حجاب مطرح شده است.

این حجاب در حقیقت صفت خدا داشتن زن است، خداوند هم محجوب است. خودش فرمود: "از پشت هفت هزار حجاب دارید من را می بینید". اگر عدد را بالاتر ببرد باز هم حق است .

نه این که دین اگر به زن می گوید "تو حجاب را نگه داشته باش"، این العیاذ بالله جسارت به زن است این در حقیقت یک احترامی به زن است . به او می گوید : چون تو مطابق اسم شریف "الباطن" الهی پیاده شده ای، ما نمی خواهیم که تو در معرض دید هر کسی قرار بگیری، لذا محجوب باش. بگذار اگر دیگران می خواهند تو را ببینند از پشت حجابها ببینند. این حجاب برگرفته از حجاب حق است، لذا حجاب دژ زن است، چه اینکه برای خداوند دژ است. فرمود هر چه کوشش کنید نمی توانید حقیقت غیبیه ذات مرا ببینید، آنقدر محجوبم، آنقدر در حجابم، هر چه کوشش کنید و حجابها را خرق کنید و پاره کنید باز هم همچنان مرا در پشت حجاب باید ببینید. هرگز من کشف تام نمی کنم، حتی در قرآن هم کشف تام ذاتی نکرد. قرآن هم اگر چه خدا را به ما معرفی کرد، اما یا با الفاظ یا با معانی یا با صور. هم الفاظ حجابند و هم معانی و هم صور حجابند. از پشت حجاب ها خدا خود را معرفی کرد و الا حق آنطوری که حق است، برای خلق جلوه نمی کند، که اگر بخواهد بکند لازمه جلوه گری حق برای خلق بساط خلق را جمع کردن است .

زن تا موقعی که در حجاب است، حق است؛ موقعی که از حجاب در آمده است وجهه ی خلقی پیدا می کند. وقتی وجهه ی خلقی پیدا کرد، دیگر تواناییش شکسته می شود . این است که حجاب برای زن یک احترام است که زن بیشتر شبیه به خداوند شود. و اگر می خواهند "عصمت اعظم" را به صورت شکل زنی در بیاورد، ظاهراً به بهترین شکل در می آورد که بهتر و زیباتر از این چهره در نظام هستی پیدا نمی شود . لذا مشابه چهره جناب صدیقه طاهره در عالم هرگز زنی پیدا نمی شود، چه اینکه مشابه چهره پیغمبر و امیرالمومنین هرگز در عالم پیدا نمی شود .

حال که این عصمت کبرای الهی را در حضرت صدیقه طاهره تجلی کرده است او آنچنان در حجاب قرار می گیرد که فقط امیر المومنین لیاقت دیدار همچنین جمالی را خواهد داشت، که به او گفتنند :"زهرای عزیز! اگر علی ابن ابیطالب نبود برای تو هرگز در عالم کفوی پیدا نمی شد". چون زن وشوهر باید کفو هم دیگر باشند.

*** لازم به ذکر است که مراد از حجاب، حجاب اسلامی و قرآنی یعنی چادر است.


www.azah.ir



برچسب ها: زن، حجاب، اسم الباطن، حضرت فاطمه، عرفان، عرفا، علامه صمدی آملی،  

تاریخ : جمعه 23 فروردین 1392 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات


خداوند دارای دو دسته صفات جلالی و جمالی است كه این دو دسته صفات را در انسان به ودیعت گذاشت تا به عنوان خلیفه الهی بتواند بر ماسوی الله پروردگاری و ربوبیت كند. (بقره، آیات 30 تا 33) بنابراین، انسان دارای همه كمالاتی است كه خداوند از آنها به عنوان اسمای حسنای الهی در قرآن یاد كرده است. (اعراف، آیه 108؛ اسراء آیه110؛ طه آیه8؛ حشر، آیه24)
تفاوتهای جنسیتی و ظرفیت بخشی به انسان
اما هریك از مرد و زن كه زوج انسان را تشكیل می دهند، با همه اشتراكات، تفاوت هایی نیز دارند كه از آنها به تفاوتهای جنسیتی یاد می شود. این تفاوت ها هرگز به معنای نقص نیست، بلكه به معنای ظرفیت بخشی به انسان است تا زن و مرد در كنار هم به كمال برسند. از این روست كه هرگز مرد و زن بی جفت شدن و زوجیت یابی به كمال مطلق نمی رسند و در حقیقت نوعی نقص در هر مرد و زنی كه مسیر كمالی را بی زوج پیموده به چشم می آید. این نقص همانند نقصی است كه هر انسانی بخواهد با ایمان و عمل شخصی به كمال برسد و راه كمال را از ایمان و عمل اجتماعی جدا كند و مسئولیت اجتماعی خود را در قبال دیگران به انجام نرساند و آنان را به ایمان و عمل صالح دعوت نكند و توصیه و سفارش ننماید؛ چرا كه چنین انسانی از نظر قرآن انسان زیانكاری است كه هرگز به مقصد نمی رسد. (سوره عصر)
خداوند همه موجودات هستی را جفت و زوج آفریده است. (ذاریات، آیه49، نجم، آیه45؛ قیامت، آیه39 ، زخرف، آیه12، یس آیه 36)
از جمله این آفریده های الهی انسان است كه او را نیز زوج و جفت آفریده است. هر مرد و زنی كمال را در كنار هم درك و دریافت خواهندكرد و هرگز به تنهایی به كمال مطلق نخواهند رسید. آرامش، آسایش، مودت، محبت و رحمت زمانی نصیب انسان می شود كه زوج و جفت در كنار هم باشند و زن و مرد یكدیگر را كامل كنند و نواقص یكدیگر را برطرف نمایند. (روم، آیه 21)
مرد هرچند كه همه كمالات الهی را به عنوان صفت و اسم در اختیار دارد ولی فعلیت آن نیازمند بهره مندی از كمالات زن است؛ همچنین زن اگرچه همه كمالات الهی را داراست ولی او نیز نیازمند مرد است تا او را در اظهار این كمالات یاری رساند.
خداوند تفاوتی را كه میان مرد و زن ایجاد كرده است ارتباط تنگاتنگی با جمال و جلال الهی دارد. مرد نمادی از جلال و عظمت الهی و زن، نماد جمال الهی است ، جمع میان جلال و جمال است كه كمال را شكل و معنا می بخشد.
زن، جلوه جمال الهی
زن در همه دوران زندگی اش، نمادهایی از لطافت و زیبایی است. در دختری نماد پاكی و عصمت و احساس و عواطف است و در دورانی كه در نقش مادر ظاهر می شود نماد مهر و عشق و محبت است و زمانی كه كودك را در آغوش می گیرد و مادری را تجربه می كند نماد و اوج جلوه فداكاری و ایثار است. همه زیبایی ها را می توان در زن یافت؛ از زیبایی ظاهری تا زیبایی باطنی در زن به اوج خود رسیده است. زن در صورت و سیرت جلوه جمال الهی است و هرچه زن به كمال نزدیك تر باشد این زیبایی و جمال الهی در او نمایان تر است؛ چنان كه فاطمه زهرا(س) در تمامیت كمال جمال الهی است و زیبایی اش بهشت را معنا و روشنایی خاص می بخشد به گونه ای كه همه هستی شگفت زده می شود.


سامانه دانشجویان پیام نور
فرشته محیطی در سرمقاله ی روزنامه کیهان

برچسب ها: زن، جفت، عشق، ازواج، زوج، جمال وجلال الهی،  

تاریخ : سه شنبه 20 فروردین 1392 | 11:09 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
زن در واقع معشوق مرد نیست بلکه پرتو یی از جمال حق است. جلوه ای است از خالق درکسوت مخلوق چنانکه حضرت آدم(ع) و قتی در حوا

نگریست پرتو جمال حق د ید. صفت مهرآمیزی و عاطفی که ترجمان صفت الهی است درزن د یده می شود. اگرمردی این صفات زنان رادر

آنها درک کند قطعا" ازآن طریق به حقیقت راه پیدا می کند.

زن والاترین مظهر خدایی است و برای عارف کامل ترین مظهر تجلی خلاقیت خداو ند است. مردجنبه ی فاعلی دارد که زن را باردار می کند

اما زن هم جنبه ی انفعالی(فعل پذیری) دارد و نطفه را می پذیرد و هم جنبه ی فاعلی که نطفه را می پروراند و آن را به انسان کامل مبدل

می کند.



نقل ازخزاین کشمیری در عرفان واخلاق

برچسب ها: زن، معشوق، مظهر، جمال حق،  

تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391 | 04:46 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات