سالها قبل از اینکه جناب دکتر حسن عباسی ، مسئله ی زنای ذهنی را مطرح کند ، و حتی قبل از اینکه ایشان متولد شوند ... فروغ فرخزاد چنین سروده بود :

تن های هرزه را سنگسار می کنند
غافل از آنکه شهر پر از فاحشه های مغزی است
و کسی نمی داند که مغزهای هرزه
ویرانگرترند تا تن های هرزه





طبقه بندی: شعر، 
برچسب ها: دکتر حسن عباسی، فروغ فرخزاد، زنای ذهنی، مغزهای هرزه، شعری از فروغ فرخزاد، تن های هرزه، شعر،  

تاریخ : شنبه 17 خرداد 1393 | 10:15 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

دکتر عباسی به جهت موضع گیریهای صریحشان و عدم وابستگی ایشان به احزاب و جناح بازیها مورد کینه بسیاری از سیاسیون بوده و هستند و در جایی که در روزنامه های خارجی از ایشان با عنوان های پروفسور جهان اسلام ،مغز متفکر استراتژی اسلامی ، ارشد ترین استرتژیست ایران و ... نام می برند برخی در داخل ایشان را بی سواد ، سیکل و یا مانند آقای روحانی ایشان را دیوانه ای که هیچ مدرکی ندارد خطاب می کند .در جلسات مختلف سخنرانی ایشان معمولآ به این سوال پاسخ نمی دهند و قضاوت را به خود افراد می سپارند در سخنرانی اردیبهشت ۸۵ با عنوان ایران ۱۴۱۴ هم در جواب شخصی که از مدرک ایشان پرسید پاسخ دادند: دیپلم ، سیکل یا هر چیزی که شما بگویید و قضاوت با شماست .

اما چون شخص دیگری هم در مورد مدرک ایشان سوال کردند و اصرار بر پاسخ داشتند بالآخره سکوت را شکستند و پاسخ مفصلی در این رابطه دادند .حتمآ گوش کنید و قدر چنین شخصیت برجسته ای را بدانید و بدانیم.


پاسخ به سوالی در مورد تحصیلات دکتر عباسی + دانلود


متاسفانه یا خوشبختانه دشمنان ، سرمایه های مادی و معنوی و علمی ما را بهتر ازما میشناسند و بهره میبرند و ما به عنوان مسلمان همچنان گرفتار حب و بغض ها هستیم ... در هر رده و سمتی که باشیم...




برچسب ها: دکتر حسن عباسی، ارشد استراتژیستهای ایران، سرمایه های مادی و معنوی، سرمایه های علمی، سخنرانی دکتر عباسی در باره مدرک تحصیلی، پروفسورجهان اسلام،  

تاریخ : شنبه 14 دی 1392 | 11:42 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

ویژگی های جامعه مهدوی (جامعه هجری)


یکی از مهم ترین تفاوت های جامعه مهدوی با مدنیت مفهوم «هجر» می باشد. هجر یک کلمه حبشی و به معنای شهرنشینی است. سؤالی که در اینجا مطرح می شود، این است که چرا در قرآن از واژه «هجر» استفاده شد، نه از واژه مدنیت؟!

پاسخ این است که چون مدنیت، نوعی ایستایی و سکونت و ساکن شدن را در درون خود دارد، ولی در مهدویت، سکونت موضوعیت ندارد، بلکه «هجر» موضوعیت دارد. مهاجر بودن ارزش است. در این که مبدأ تاریخ در اسلام، هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه شد، نکاتی نهفته است. هجرت ارزش دارد. در قرآن هم همواره بیان شده است که : «(ان الذین امنوا و هاجروا…»(1)

طبق معارف قرآن، هجرت کردن ارزش دارد، نه ایستایی و سکون، شهرنشینی در جامعه مهدوی همراه با حرکت و متعالی شدن است. پس هجرت و مهاجرت در مقابل تمدن می باشد. چه کسی گفته است که اسلام دنبال تمدن است؟ عدم درک درست از کلمات قرآن و معصومین (ع) این انحراف را ایجاد کرده است. در جامعه مهدوی، هجرت کردن و رفتن موضوعیت دارد. این که به حضرت مهدی (عج) می گوییم صاحب الزمان، ریشه در همین مسئله دارد. زمان در حرکت است و هجرت نوعی حرکت است؛ این که به وضع موجود قانع نباشیم و به سمت جلو حرکت کنیم. جامعه پست مدرن غربی، به پایان تاریخ معتقد می باشد، ولی در تفکر مهدوی این امر باطل است. ما می رویم و مدام در هجرت هستیم.

پس مشخصه اساسی جامعه مهدوی این است که یک جامعه هجری است و اولین ویژگی آن «اخلاق و اخلاص محوری » می باشد. چون پیامبر اسلام (ص) درباره بعثت خود فرموده اند: «من مبعوث نشدم مگر برای تکمیل اخلاق.» و اخلاق تکمیل نمی شود مگر به این که حضرت مهدی (عج) بیاید و اخلاق را در جامعه مجسم کند. پس بر خلاف جامعه مدنی که بی اخلاقی گری در آن موج می زند – جامعه مهدوی یک جامعه ایمانی است و شهروند اصلی جامعه مهدوی، مؤمن است. غیر مؤمن در جامعه مهدوی جایی ندارد؛ لذا طبق این ویژگی، مفاهیم سکولاریزم و بی دینی و لیبرالیزم و اباحی گری که در جوامع مدرن و پست مدرن وجود دارند کنار گذاشته می شود.

ویژگی دوم جامعه مهدوی «موحد بودن» آن است. در آن جامعه کفر و تثلیث جایگاهی ندارد، اصالت از آن خدا است. ولی در جامعه مدنی آنچه اصالت دارد، انسان است و بس.

ویژگی سوم جامعه مهدوی این است که «متکثر» نیست. پلورالیزم و تکثرگرایی در آن راه ندارد، توحید گرا است، یک قبله دارد و یک قرائت دارد نه قرائت های متعدد.

ویژگی چهارم جامعه مهدوی «ارزش مدار» بودن آن است. ضد ارزش نیست و اساسی ترین ارزش آن، مهاجر بودن است. هم هجرت در درون و هم هجرت در بیرون (آفاقی و انفسی). ارزش دیگری است که در جامعه مهدوی موج می زند «جهاد» است جهاد اکبر و جهاد اصغر. لذا دفاع فقط بر عهده نظامی ها نیست؛ بلکه تمام افراد جامعه باید این وظیفه را عملی کنند. ارزش بعدی «ذبیح» بودن و آمادگی برای شهادت است که بزرگترین ذبیح در اسلام، حسین بن علی (ع) است. در جوامع غربی دین را برای انسان می خواهند؛ ولی در مکتب مهدویت، این اسماعیل و حسین (ع) هستند که باید برای دین کشته شوند. البته ارزش شهادت طلبی بعد از ارزش هجرت قرار دارد.

ویژگی پنجم جامعه مهدوی «عزت مداری» است. در این جامعه، بین ذلت و عزت، مرز وجود دارد. این ارزش در مکتب عاشورا به اوج خود رسید. در جامعه مهدوی نیز زیر بار حکومت های ظالم رفتن معنایی ندارد. جامعه مهدوی، جامعه مسجد محور است، کانون اجتماعی، مسجد است. در جامعه مهدوی مشارکت معنا ندارد؛ بلکه تعاون معنا دارد.

جامعه مهدوی در حج خلاصه می شود، فردی که حج می رود تمرین مهدویت می کند در سعی بین صفا و مروه، در آن طوافی که می کند، در آن قربانی ای که می دهد و پاک می شود و برمی گردد.
وظیفه ما به عنوان یک منتظر در رسیدن به ویژگی های جامعه مهدوی – که به برخی از آن ها اشاره شد – چیست؟ حرکت، پایه زمان است و پایه حرکت، هجرت است. پس وظیفه یک شیعه منتظر این نیست که دم درب خانه بایستد تا میهمانش بیاید. وظیفه اصلی ما این است که حرکت و هجرت کنیم و برویم تا لایق هم رکاب شدن بشویم. برخلاف برخی ها که می گویند، باید دست روی دست بگذاریم تا خود آقا بیاید و کارها را انجام بدهد.


استاد حسن عباسی

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ سوره انفال، آیه ۷۲: کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها یاران یکدیگرند.




برچسب ها: جامعه هجری، ویژگیهای جامعه هجری، جامعه مدنی، امام زمان (ع)، هجرت در قرآن، جامعه مهدوی، دکتر حسن عباسی،  

تاریخ : یکشنبه 8 دی 1392 | 11:25 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو