چه کتابی برای من مفید است؟ کدام پسر و دختر برای ازدواج با من مناسب است؟ چه کسی دوست خوبی است؟ معیار انتخاب دوست چیست؟ کدام کار و شغل برای من مناسب است و ...

مکانیزم شخصیت ( هرچیزی به جز یگانگی که انسان به او متکی باشد) به گونه ای طراحی شده، که به دنبال تایید و تثبیت باورها و عادت های خود بگردد، نه به دنبال ذات حقیقت. 

نفس نیز مطالعه می کند و چه بسا حجم مطالعات نفس، بیشتر از حجم مطالعات غیرنفس باشد! اما ویژگی خاص نفس در این است که به دنبال دوستی می گردد که او را تایید کند، به به و چه چه برای او بگوید، شخصیت او را بزرگتر کند و با همین خیال نیز دنبال کتابی می گردد که با تعلقات نفسانی و شخصیتی او منافاتی نداشته باشد و اگر نفس او را فربه کند چه بهتر!

نفس به دنبال کار و شغلی می گردد که شخصیت و نان داشته باشد، برای نفس، علاقه، عشق، قابلیت، خلاقیت و استعداد جاذبه ای ندارند. علاقه و عشق کاربردی نیستند و نفس عاشق چیزهایی است که کاربردی باشند، به همین خاطر، او به علم و زور بازو بسیار علاقه مند می شود. جامعه نیز نفسانی است و هیچ علاقه ای به آگاهی و خرد ندارد، علاقهء جامعه به علم و زور بازو و رای امت است نه به آگاهی و خرد او!

عشق و آگاهی در بورس نیست و برای نفس(جاهلیت) چیزهایی جذاب هستند که در بورس باشند. به عبارتی دیگر نفس بازاری عمل می کند و هیچ رحم و مروتی هم ندارد. داد و ستد رسم و آیینهء دیرین نفس است. او اگر کاری برای دیگران می کند، حتما باید جبران کنند. او کمک نمی کند که کمک کردن به امری ایمانی در ناخودآگاه روانی او تبدیل شده است، بلکه او به امید قانون "جبران" کمک می کند، یعنی اینکه من روزی پاداش کاری را که انجام می دهم خواهم گرفت و چه انگیزهء ارزان قیمتی است عملی که خودانگیخته نباشد و برای پاداش باشد!

حتی اگر قانون جبران وجود داشته باشد، برای اعمال خودانگیخته وجود دارد نه برای اعمالی که پاداش را در پس اندیشه می پرورانند. آنهایی که برای پاداش عمل می کنند، در واقع کاری را برای مزدی انجام می دهند و عملشان ارزش روحانی ندارد و ارزش روحانی نیاز روح است که برای سلامتی لازم است. اما تمام تلاش نفس در این است که ما نیازهای روحانی را در خود انکار کنیم. مطالعهء نفس برای پاداش است و "شخصیت" و "شهوت" پاداش نفس است.

اگر کتابی برای نفس، امتیاز ندهد، آن کتاب را یک دیوانه و بی عقل نوشته است!!؟؟

اگر همسری، دوستی، آشنایی، هموطنی و غریبه ای نفس(جاهلیت) ما را زیر سوال ببرد، از ترس افشا و روبرویی با نفس و جاهلیت، آنها را انکار و یا حذف و یا قضاوت خواهیم کرد!

خواندن مهم نیست، چگونه خواندن مهم است.

نوشتن مهم نیست، چگونه نوشتن مهم است.

ازدواج مهم نیست، چگونه ازدواج کردن مهم است.

کمک کردن مهم نیست، چگونه کمک کردن مهم است.

زندگی مهم نیست، چگونه زندگی کردن مهم است.

گوش کردن مهم نیست، چگونه گوش کردن مهم است.

بچه دار شدن مهم نیست، چگونه تربیت کردن مهم است.

پیر شدن مهم نیست، چگونه پیر شدن مهم است.

ما می توانیم کتابمان را عوض کنیم، دوست و محل اقامتمان را عوض کنیم، همسرمان را عوض کنیم، لباس و اتومبیلمان را عوض کنیم، عکس پروفایلمان را عوض کنیم، برویم دور دنیا را بگردیم. اما تا زمانی که "خودمان" را عوض نکرده ایم، آب از آب تکان نخواهد خورد. البته تمام کارها و تلاش های نفس، بادام پوک کاشتن است. تلاش های بی ثمر و تلاش هایی که فقط انسانی را پیر و خسته، کوفته و سرخورده می کند.



http://www.wurqun.blogfa.com


برچسب ها: کتاب، دوست، همسر، عشق، نفس، آگاهی، ازدواج،  

تاریخ : پنجشنبه 7 شهریور 1392 | 11:05 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
سه چیز را با احتیاط بردار :
قلم ، قدم ، قسم !
سه چیز را پاک نگهدار :
جسم ، لباس ، خیال !
از سه چیز کار بگیر :
عقل ، همت ، صبر !
از سه چیز خود را نگهدار :
افسوس ، فریاد ، نفرین کردن !
سه چیز را آلوده نکن :
قلب ، زبان ، چشم !
اما سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن :
خدا ، مرگ و دوست با ایمان و خوب !




برچسب ها: قلب، عقل، خدا، صبر، دوست، قسم،  

تاریخ : پنجشنبه 20 تیر 1392 | 09:18 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

غصه ها وقتی بر سرت آوار می شوند، غم ها وقتی چون خوره به جانت می افتند و موریانه های تنهایی وقتی روانت را می جوند که با ترازوی عقل می افتی به جان دوست داشتن هایت، به جان عشقت.

آن وقت نا خودآگاه حساب و کتاب می کنی، اندازه می گیری، من چه کردم، او چه کرد می گویی، واین مقایسه خدا نکند برسد به آنجا که تو زیادتر دوست داشته ای.

که تو زیادتر گذشت کرده ای،  که تو زیادتر بخشیده ای، که تو زیادتر حتی به اندازه یک سر سوزن، به قدر یک تار مو، در حد یک ثانیه، به اندازه یک قدم بیشتر، به پایش دویده ای.

درست در همین نقطه است که فراموش می کنی عشق از خود گذشتن است نه از دیگران گذشتن.

فراموش می کنی که عشق دیگران را برای خودشان خواستن است نه برای خود خواستن.

یادت می رود که عشق دیگر خواهی است نه خودخواهی.

یادت می رود که عاشق پرنده دوست است نه پرنده باز و :

عاشقی با خود فراموشی خوش است

سوختن در عین خاموشی خوش است

وفراموش می کنی که

عاشق اهل  ناله و فریاد  نیست

صحبتش جز هرچه باداباد نیست

در این نقطه که پای عقل به عشقت باز می شود و نمی توانی عقل معاش اندیش و ترازو صفت را سه طلاقه کنی، اینجا توقعت آغاز می شود و "خود" بیشتراز "او" بروز و ظهور می کند... توقع آغاز می شود و عشق به پایان می رسد و توقع، آغاز همه رنجهایی است که می بریم.


روزنامه جام جم


برچسب ها: عشق، توقع، عاشق، عقل، دوست، رنج،  

تاریخ : شنبه 25 خرداد 1392 | 09:34 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
در یک رابطه محکم دوستانه، نیازی نیست همیشه و همه روز، باهم در ارتباط و گفتگو بود. مادامیکه آن رابطه در قلب جای دارد، دوستان حقیقی هرگز جدا نخواهند شد.



برچسب ها: رابطه، دوست، سخن، حقیقی،  

تاریخ : سه شنبه 21 خرداد 1392 | 08:29 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
ساربان آهسته ران کارام جان در محملست
چارپایان  بار  بر  پشتند  و  ما  را  بر دلست


گر به صد منزل، فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش  در میان جان شیرین منزلست


سعدی آسان است با هرکس گرفتن دوستی
لیک چون پیوند شد،خو باز کردن مشکلست






برچسب ها: سعدی، دوست، شعر، غزل، فراق، دل،  

تاریخ : سه شنبه 7 خرداد 1392 | 09:55 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic