ملاک‌های ارزش علم

شیخ طوسی در  امالی از پیغمبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل کرده است که ایشان فرمودند: مَنْ‏ خَرَجَ‏ یَطْلُبُ‏ بَاباً مِنْ عِلْمٍ؛ کسی که در طلب بابی از علم خارج شود...؛ (تا این‌جای روایت انسان تصور می‌کند که منظور دری از هر علمی است. چون لفظ «علم» در روایت، نکره است و درباره باب نیز نفرموده است که چه بابی. اما در ادامه روایت قید آن‌را می‌فرماید)؛ لِیَرُدَّ بِهِ بَاطِلًا إِلَى حَقٍّ أَوْ ضَلَالَةً إِلَى هُدًى، كَانَ عَمَلُهُ ذَلِكَ كَعِبَادَةِ مُتَعَبِّدٍ أَرْبَعِینَ عَاماً؛ کسی‌که دنبال علم می‌رود به این نیت که حقی را احیا کند یا باطلی را که خود را به جای حق نشان داده، ابطال کند، ارزش این علمش بیش از ارزش چهل سال عبادت کسی است که کارش عبادت باشد. این روایت اشاره‌ دارد به این که مراد از علم‌های ارزش‌مند در روایت، علومی است که این خاصیت را داشته باشد که بتواند جلوی باطل را بگیرد و مردم را از گمراهی نجات بدهد و اگر علمی این فایده‌ها را نداشته باشد، دست‌کم این اندازه ارزش ندارد.

روایت دیگری از پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده که فرمودند: اطْلُبُوا الْعِلْمَ فَإِنَّهُ السَّبَبُ بَیْنَكُمْ‏ وَ بَیْنَ‏ اللَّهِ‏ عَزَّوَجَلَ‏؛ دنبال علم بروید؛ چون علم رابطه‌ای است بین شما و خدا. روشن است علمی که رابطه بین انسان و ابلیس باشد این خاصیت را ندارد. بنابراین ارزش علم برای این است که ـ‌طبق همان تحلیلی که کرده بودیم‌ـ‌ ما را به هدف که همان قرب خداست، نزدیک می‌کند. از امام صادق صلوات‌الله‌علیه درباره معنای این فرمایش پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله که النَّظَرَ إِلَى‏ وَجْهِ‏ الْعَالِمِ‏ عِبَادَةٌ پرسیدند. حضرت فرمود: هُوَ الْعَالِمُ الَّذِی إِذَا نَظَرْتَ‏ إِلَیْهِ‏ ذَكَّرَكَ‏ الْآخِرَةَ وَ مَنْ كَانَ خِلَافَ ذَلِكَ فَالنَّظَرُ إِلَیْهِ فِتْنَةٌ؛ نگاه به صورت عالمی عبادت است، که نگاه به صورت او تو را به یاد آخرت بیندازد. اگر این‌طور نبود و مثلاً شما را بیشتر به دنیا دعوت می‌کرد، نه تنها ثوابی ندارد و عبادت نیست؛ بلکه فتنه است و می‌تواند وسیله گمراهی بشود.


طالب علم؛ قرین ملائکه

روایت بسیار جالبی شیخ طوسی در امالی ذکر کرده است که رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند إن العبد إِذَا خَرَجَ فِی طَلَبِ الْعِلْمِ نَادَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ‏ فَوْقِ‏ الْعَرْشِ؛ خداوند کسی را که در راه علم تلاش می‌کند، ندا می‌کند؛ یعنی با او صحبت می‌کند، اگرچه او نمی‌شنود ولی خدا پیامش را برای او می‌فرستد که: مَرْحَباً بِكَ یَا عَبْدِی؛ خوشا به حال تو! خوش آمدی! خوب رفتاری کردی! أَ تَدْرِی أَیَّ مَنْزِلَةٍ تَطْلُبُ وَأَیَّ دَرَجَةٍ تَرُومُ ؛ می‌دانی به‌دنبال چه جایگاهی می‌روی و چه درجه‌ای را می‌طلبی؟ می‌دانی می‌خواهی به چه مقامی برسی؟ سپس خداوند خود پاسخ می‌دهد که بدان به دنبال چه می‌روی؛ تُضَاهِی مَلَائِكَتِی الْمُقَرَّبِینَ لِتَكُونَ لَهُمْ قَرِیناً؛ با این کار، به ملائکه شباهت پیدا می‌کنی و با این شباهت قرین ملائکه می‌شوی. سپس خداوند بشارت می‌دهد که لَأُبَلِّغَنَّكَ مُرَادَكَ وَ لَأُوصِلَنَّكَ بِحَاجَتِكَ؛ من تو را به مرادت می‌رسانم و حاجتت را روا خواهم کرد. در روایتی است که این حدیث در حضور امام سجاد صلوات‌الله‌علیه نقل شد و از ایشان درباره معنای آن پرسیدند که انسان چگونه با درس‌خواندن شبیه ملائکه می‌شود، و این‌ها چه ربطی با هم دارند؟ قَالَ: أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ‏: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ؛ ‏امام علیه‌السلام به آیه 18 از سوره آل‌عمران استناد کردند که خدا می‌فرماید سه گروه شاهد بر توحید هستند: یکی خود خدا، دوم ملائکه و سوم اولوا العلم. بنابراین اولوا العلم، قرین ملائکه شده‌اند. کسی که تحصیل علم می‌کند، جزو اولوا العلم می‌شود و وقتی جزو اولوا العلم شد، قرین ملائکه می‌گردد. البته این درباره علمی است كه نتیجه‌اش توحید باشد. سپس حضرت اضافه می‌فرماید: فَبَدَأَ بِنَفْسِهِ وَثَنَّى بِمَلَائِكَتِهِ وَثَلَّثَ بِأُولِی الْعِلْمِ؛ خداوند در این آیه سه شاهد را برای توحید ذکر کرده است. ابتدا خودش، در درجه دوم ملائکه، و شاهد سوم را اولی العلم قرار داد؛ البته حضرت می‌فرماید اولو العلم نیز درجاتی دارند؛ سَیِّدُهُمْ  مُحَمَّدٌ وَثَانِیهِم‏ عَلِیٌّ‌علیه‌السلام وَثَالِثُهُمْ أَهْلُهُ وَأَحَقُّهُمْ بِمَرْتَبَتِهِ بَعْدَهُ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ أَنْتُمْ مَعَاشِرَ الشِّیعَة؛ در درجه اول از اولو العلم پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله است، سپس امیرالمؤمنین و ائمه معصومین علهیم‌السلام، و در درجه بعد شما که از علوم ما فرا می‌گیرید؛ شمایی که از علوم ما استفاده می‌کنید، قرین ملائکه و قرین انبیا هستید.


ازدرسهای علامه مصباح یزدی

http://mesbahyazdi.ir





طبقه بندی: سخن آموزنده،  ذکر،  عشق،  عرفان، 
برچسب ها: علم و دانش، ارزش علم، علامه مصباح یزدی، خداوملائکه، اهلبیت علیهم السلام، صاحبان علم حقیقی، توحید،  

تاریخ : سه شنبه 2 دی 1393 | 11:04 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
...انشاءالله همتون عاقبت به خیر باشید. در پی تحصیل باشید، تحقیق باشید. حوصله داشته باشید. هرگز یک چیزی یک مطلبی ، یک مفهومی، یک چیزی که گیرتون اومده کم حوصلگی نکنید هر چه حوصله بفرمایید ان شاءالله خداوند برکتش را بیشتر بکنه؛ تشنگی را زیاد تر بکنه. ان شاءالله حقایق و معارف روحانی بر جان و تن ما بیشتر القا بشه. خیر ببینید. عاقبت به خیر باشید. افراط و تفریط نکنید. خوش رو باشید. با خلق خدا یک رو باشید. خلق خدا رو - که خلق خدایند - دوست داشته باشید. اون کسی که خدا رو دوست داره ، خلق خدا رو هم دوست داره. انشاء الله عاقبت به خیر باشید. ما هم از دل و جان دعاگوی عزیزان هستیم.  انشاء الله الهی هستید. الهی بشوید. قرآنی بشوید. حقایق و معارف براتون پیاده بشه.
یادتون نره که حرف بشنوید جان. زود در مسند حرف گفتن قرار نگیرید. سعی کنید بشنوید. آدمی فربه شود از راه گوش . یک مطلبی رو شنیدید. یک چیزی رو فهمیدید، باز بشنوید. باز بشنوید. بله. خدا گواهه دیگه استاد نازنین ما(علامه حسن زاده آملی) مریض شدن. از جنبه جسمی. میریم. ایشون محبت می فرماین. اما خداییش دیگه دل خودمون هم می سوزه که از جنبه جسمی اون طور جسم مبارکشون مساعدت نداره که بخواهیم مزاحم بشیم. اما ای کاش، مثلا، ایشون شبانه روز حرف می زدن. ما هم شبانه روز می شنیدیم. این شنیدن، آقا خیلی خوبه. آقا جان هر چه می تونید حرف بشنوید. از معارف بشنوید. از حقایق بشنوید. خدا شاهده جانتون پخته می شه. همچنین از توحید بشنوید. بدون اینکه چیزی ظهور بدید. بله. متاسفانه این مسیر ها، مسیر هاییست که افراد میان دور از شان شما عزیزان من، برادران و خواهران من معرکه گیری زیاد می شه و حیف شده. و این معرکه گیری ها باعث می شه این راه ضربه می بینه. هر چه آقا می تونید حرف بشنوید. از شرح روایات، از آیات، تفسیر انفسی، تفسیر آفاقی. حرف بشنوید. واجبات رو عمل کنیم. محرمات الهی رو ترک کنیم. حرف بشنویم. کار نداشته باشیم. هر یک کلمه حرف که بشنوی یک بذری اینجا کاشتی.... کار نداشته باشید کی سبز می شه. کار نداشته باشید.اصلا شما حارث باشید... . خدا خود سبز می کنه. چی کار داری که کی من اهل مکاشفه می شم؟ حیفته این حرف رو می زنی.... . و میبینید که حضرت بقیه الله(عج) چطور آقا در سکوتند... ان شاءالله عزیزان ما، جوان های ما، حرف بشنوید. با رو حانیونتون..... . روحانیت برنامه اصلیش انسان سازیه... آقا جان هدف اصلی گم نشه. ما بنا داریم خودمون رو بسازیم. همه کشور بنا داریم خودمون رو انسان بسازیم. با صورت انسانی محشور بشویم. ما غیر ازین چیزی نمی خواهیم... حرف بشنید. به روحانینتون بگید آقا جان به جای اینکه وقتتون رو بگذارید پول جمع کنید مسجد بسازید، سد بسازید، اینها رو ما خودمون انجام می دیم. تو برای ما از اصول کافی بگو. از قرآن بگو. تو کانال وجودی ما رو باز کن. من خدای نکرده صفت حسد دارم. این رو یک کاریش بکن این حل بشه. من صفت بخل دارم، ریا کاری دارم. این رو حلش کن. این رو برای من حلش کن. یا از اون ور ان شاءالله. من آدم خوبیم. نماز خونم. بگو آقا حضور من رو در نماز بیشتر کن...



http://ensaniat-din.blogfa.com

برچسب ها: علامه صمدی آملی، الهی، سخن، توحید،  

تاریخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 | 11:18 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

قسمتی از نامه حکیمی به فیدل کاسترو به شرح زیر است :

اگر بخواهیم همه تعالیم قرآن و اسلام را در دو کلمه، خلاصه کنیم، چنین می‌شود:

۱. توحید ۲. عدل «توحید»، یعنی: «تصحیح رابطه انسان با خدا» «عدل»، یعنی: «تصحیح رابطه انسان با انسان» و اکنون شما به هر شناخت اسلامی، یا حکم اسلامی، یعنی اسلام از جنبه‌های نظری و جنبه‌های عملی آن که نگاه کنید، هیچ چیز را خارج از دو موضوع بالا نمی‌بینید. و خوب توجه داریم که برای سعادت کامل (یعنی دنیوی و اخروی، یا به تعبیر دیگر: سعادت فانی و سعادت باقی) انسان، همین دو اصل و رعایت دقیق نظری و عملی آن - در ضمن انواع تربیتها و برنامه‌ریزیهایی که باید عملی گردد - کافی و بسنده‌است. انسان، پس از اعتقاد به خدا، با ادای تکلیف نسبت به آفریدگار خویش، در بعد ابدی کامیاب است؛ و پس از اعتقاد به اهمیت عدالت و اجرای آن (که آزادی معقول نیز در دل آن خفته‌است)، در سعادت اجتماعی و رسیدن به زندگی سالم اجتماعی به چیزی نیازمند نیست. کدام جامعه‌ای است، که در آن به فریاد قرآن، درباره توحید و عدل ترتیب اثر دهند، و از سقوطهای بزرگ نرهند؟ و در هر کشور اسلامی، و در هر مجتمع قرآنی که دیده شود، وضع جز این است که گفته شد، در آنجا اسم اسلام است نه رسم اسلام. درگیریها به نام اسلام است نه برای اسلام. در این گونه اجتماعات، ایمان توحیدی و عمل عدلانی از قوت و قدرت افتاده‌است. و باید - در آنجاها - فریادگران فریاد توحید و عدل سر دهند، تا جامعه‌های خراب را بیدار کنند، و حاکمیتهای غافل را بلرزانند. در رسالت قرآنی، دو مسئله، دو رکن بنیادین است. ۱. تربیت سالم، یعنی «فردسازی» (به منظور جامعه‌سازی). ۲. سیاست عدل، یعنی: «جامعه‌پردازی» (به منظور فردسازی).

و بطور خلاصه، جامعه قرآنی، «جامعه قائم بالقسط» است، و حاکمیت قرآنی، «حاکمیت عامل بالعدل». هر چه جز این باشد، نام اسلامی و قرآنی بر آن روا نیست.


منبع:ویکی پدیا

برچسب ها: علامه حکیمی، نامه، عدل، توحید، فیدل کاسترو،  

تاریخ : سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 | 09:30 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic