از گورخر پرسیدم:
آیا تو سیاه هستی باخط های سفید یا که سفیدی باخط های سیاه؟؟
و گورخر از من پرسید:
آیا تو خوبی با عادت های بد یا که بدی با عادت های خوب؟
آیا آرامی بعضی وقت ها شلوغ یا شلوغی بعضی وقتا آرام؟
آیا شادی بعضی روزها غمگین یا غمگینی بعضی وقتا شاد؟
و همچنان پرسید و پرسید و پرسید.
دیگر هیچوقت از گورخری
درباره رنگ پوستش نخواهم پرسید...!



برچسب ها: کتاب پاک کن جادویی، گورخر، انسان، پاک کن جادویی، صفات خوب وبد، عشق،  

تاریخ : دوشنبه 19 خرداد 1393 | 02:52 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
صداقت یک هدیه ی بسیار گران قیمت است ، آن را از انسان های ارزان انتظار نداشته باش .




برچسب ها: صداقت، انسان، ارزانقیمت، هدیه، انتظار،  

تاریخ : جمعه 3 آبان 1392 | 11:42 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
مرگ انسان زمانی است که
نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد
و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن !




برچسب ها: مرگ، مرگ انسان، انسان، صبح، شب، بهانه، سخن،  

تاریخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 01:41 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
ابراهیم بتها را در بتکده شکست ، به دستور خداوند خانه کعبه را ساخت که مردم خدا را در آنجا عبادت کنند ..... چند هزار سال بعد ، شیطان بتها را برد و داخل خانه کعبه گذاشت! ...که مردمی که به کعبه سجده می کنند و آن را طواف می کنند ، در واقع بت ها را طواف کنند و به بت ها سجده کنند....پوسته کعبه بود اما مغز و محتوی بتخانه بود!!! ....... پیامبر مکرم اسلام (ص) بتها را با عصای مبارکشان شکست و خانه کعبه را از لوث وجود بتها پاک کرد.............
شیطان امروز بعد از هزار و چهارصد سال بت ها را برده و در درون قلب و وجود و ذهن انسان گذاشته که شکستن آن بتها برای انسانها سخت باشد.........
مطابق درس اهلبیت (ع) اولین درس ، بت شکنی است که این بت شکنی هم اولش از خود شکنی شروع می شود .......
در درون خودمان سراغ بت برویم و آنها را بشکنیم ............
بتهای سنگی و چوبی بیرونی را به بتهای درونی و ذهنی و روشی تبدیل کرده اند.........باید بتهای مفهومی را در ذهن بشکنیم........ باید..........



هنرپیشه های معروف و طراز اول جهانی و هالیودی - که اکثرا" یهودی هستند -شده اند بتهای ذهنی و درونی انسانها..........

چرا یهود اصرار دارد که هنرپیشه های طراز اول جهانی مال خودش باشند ؟؟؟؟
چون یهود می خواهد جامعه ی آینده ی بشری شبیه یهودی ها باشد ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!


برچسب ها: بت شکنی، بتها، انسان، ابراهیم، خودشکنی، کعبه، شیطان،  

تاریخ : جمعه 5 مهر 1392 | 10:03 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
هر که هستید و هر کجا زندگی می کنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شک این ویژگی به دنیای اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد. به خاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت، لازم است برخی قابلیت های ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمایید. رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می کند در این مسیر گام بردارید :




ادامه مطلب برچسب ها: آرامش ذهنی، انسان، خدا و دین، زندگی، افکار، فداکاری،  

تاریخ : چهارشنبه 6 شهریور 1392 | 11:23 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع وگریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه…!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :
پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد ومی پذیرد.
« نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را…..!!!»



http://www.naabrestaurant.com


برچسب ها: حکایت، خدا، زندگی، هستی، کاینات، انسان، رشد و تعالی،  

تاریخ : چهارشنبه 6 شهریور 1392 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات


منشأ عشق از دیدگاه شیخ «درد» است.


گر تو هستی اهل عشق و مرد راه

درد خواه و درد خواه و درد خواه

درد کلمه‌ای است که هرگز از زبان عطار نمی‌افتد. این درد دردی روحانی است، دردی کیهانی است که در همه اجزای عالم وجود دارد. اما انسان، انسان ظلوم و جهول، بیش از تمام کائنات به آن شعور دارد. همه اجزای عالم به آن انگیزه در پویه‌اند و پویه آنها به سوی کمال است.

درد، شوق طلب است، رؤیت غایت است و بنابراین درد نیست، درمان است، درمان نقص و دور افتادگی از کمال است. درد در انسان اندیشه‌ی طلب برمی‌انگیزد و او را در خط سیر عشق که متضمن از خود رها شدن و در واقع اولین مرحله کمال انسانی است می‌اندازد. با این درد است که انسان می‌تواند تن را به جان و جان را به جان جان تبدیل کند.

می‌رود تا تن کند با جان بدن

در رساند تن به جان پیش از اجل


لازمه این طلب آن است که انسان از عقل و قوانین عقلانی دوری کند و مست و شوریده‌وار آنچه را در این طلب مطلوب اوست بجوید. نیل به این کمال برای سالک و طالب جز با درد ممکن نیست. و درد هم از نظر او چیزی نیست که آن را با جهد و سعی و مجاهده و ریاضت رایج در نزد اهل خانقاه بتوان به دست آورد، بلکه دردی که مد نظر او است آن دردی است که از درون جان بجوشد و تا درد در دل و جان رخنه نکند انسان به صفای راستین که عارف صادق، طالب آن است نمی‌رسد.

عشق را در جایی اینگونه وصف می‌کند که عشق با خواب و خور جمع نمی‌شود، بی‌قراری را از لوازم عشق می‌داند و بدترین درد عشق را درد هجران می‌داند که ناآرامی ‌به بار می‌آورد.


از دیدگاه عطار « درد و عشق » آنچنان با هم آمیختگی دارند که از هر کدام شروع کنی به دیگری می‌رسی.

همانطور که قصه آفرینش براساس عشق آغاز شد ولی برای آدمی‌درد فراق از محبوبی که شور را در عالم به پا ساخته بود به ارمغان آورد و جالب اینکه داروی این درد را هم عرفای نامی‌و همچنین عطار، عشق معرفی می‌کنند. یا اینکه خواجه عبدالله انصاری می‌گوید: عشق درد الست را درمان است.

یعنی عشق وسیله رسیدن به خداست و درمان درد جدایی و دوری از جمال مطلق است.

عطار عشق را خاص پاکبازان و وقف بر دلهای پردرد می‌داند. چنانکه فرمود:

عشق وقف است بر دل پر درد

وقف در شرع ما بهایی نیست

 

عطار بیان می‌کند: ذره ای عشق داشتن از همه عالم بهتر و با ارزش تر است با این حال ذره ای درد بر همه عشاق برتری دارد.

ذره ای عشق از همه آفاق به

ذره ای درد از همه عشاق به

 

درد عشق گرچه روح و جان عاشق را به آتش می‌کشد اما دردی لذت بخش است که نزد عاشق از هر مرهمی‌خوش تر است.

درد عشق تو که جان می‌سوزدم

درد برمن ریز و درمانم مکن

گر همه زهر است از جان خوشترست

زان که درد تو ز درمان خوشتر است



عطار عقیده دارد « در وجود قدسیان هم عشق هست و اگر این طور نبود این همه با شور و شوق گرد عرش الهی گشتن معنی نداشت »

و البته وجه تمایز شان در « وجود درد » است که درد عشق را تنها به کام ابوالبشر چشاندند که قدسیان را عشق هست اما درد نیست و آن عشقی که توأم بادرد است برتری دارد و عشق حقیقی محسوب می‌شود.

قدسیان را عشق هست ودرد نیست

درد را جز آدمی‌در خورد نیست



www.ido.ir




برچسب ها: عشق، دردعشق، عطار، انسان، فرشته،  

تاریخ : شنبه 8 تیر 1392 | 01:13 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
از همین می ترسم ........ آدم به کسی یا چیزی عادت کند .........

و آنوقت ....... آن کس یا آن چیز، قالش بگذارد ........

میلیون ها و میلیاردها آدم توی این دنیا هستند .........

و همه شان می توانند بی تو زندگی کنند ..........

آخر من بدبخت چرا نمی توانم ؟؟........
....


از رومن گاری (نویسنده)

برچسب ها: سخن، زندگی، رومن گاری، انسان،  

تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | 09:34 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
پروردگارا ،

" من " و " افسون " مکمل یکدیگریم
و ماءموریم در مسیر ایمان در کنار هم باشیم.
ما را در سفر هزار ساله ی خود تنها رها مکن
بگذار با هم مرزهای انسانی را پشت سر گذاریم
ما سخت نیازمند همدیگریم
ما را از نعمت همدیگر محروم نساز.
ما به سفری هزار ساله ............................
از " آدم بودن " تا " انسان شدن "  ................................
و از " عاشق بودن " تا " فدا شدن " همسفر شده ایم.
وبه عظمت انسان، آن  انسانی که مسجود ملائک است ............
سوگند خورده ایم :
که تمام هستی مان را ایثار کنیم.
ما پیوند خود را نه یک بازی تکراری بلکه عشقی زمینی می دانیم
عشقی که جرقه ای از عشق " آسمانی " است.
عشقی که با اشک آغاز شد و با اشک ما را به پیشگاه" تو " خواهد برد.
بگذار دستهای یکدیگر را با شکوفه های ایمان عطر آگین کنیم
تا زیبایی عشق هزار ساله را احساس کنیم
نمی خواهیم در اسارت آداب و رسوم اشرافی
که زاده روحهای طماع و پست است
چهره ی اهورایی این عشق مقدس را مسخ کنیم.
می خواهیم بر سر دنیای متعفن فریاد کنیم :
ای همه ی کسانی که بشریت را قربانی مطامع خود کرده اید، بنگرید
بنگرید که انسان تا کجا می تواند بالا رود.
بگذار خوشبخت باشیم
و آنچه را که همه ی آفرینش در حسرت داشتنش به سر می برند، داشته باشیم :
[ لحظه ای برای دوست داشتن               لحظه ای برای عشق ..............................
قلبی برای زندگانی            قلبی برای مهر.
]



فرازی از کتاب افسون نامه ( مکاشفه انسان پاک )

برچسب ها: عشق، عشق هزارساله، الهی، مکاشفه، زمینی، انسان، افسون،  

تاریخ : چهارشنبه 6 اسفند 1393 | 02:43 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
انسان باید رویکردی مثبت نسبت به خود داشته باشد. یک فرد خود محور کسی است که در حقیقت خود را دوست ندارد و به همین دلیل، انسان حریصی است. یک انسان حریص در مجموع کسی است که هرگز از هیچ چیزی احساس رضایت نمی کند.
حرص همیشه نتیجه خشم عمیق است. انسان راضی، هرگز نسبت به قدرت، غذا یا هیچ چیز دیگری حرص نمی ورزد. حرص همیشه به خاطر خالی بودن درون انسان است. به همین دلیل برای مثال با کسانی روبرو می شوید که به شدت نگران یا افسرده هستند و به همین دلیل به شکلی وسواس گونه و بی اختیار، می خورند، زیرا در درون خود احساس خالی بودن می کنند.


از : اریک فروم

برچسب ها: حرص، انسان، بیماری، اریک فروم، خشم،  

تاریخ : دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 | 03:01 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
کولتون :  بیشتر بد بختیهای ما قابل تحمل تر از تفسیر هایی است که دوستانمان در باره ی آنها می کنند.

دکتر میثاق :  انسان باید آنقدر قوی باشد که نه انتظار داشته باشد دیگری او را خوشبخت کند و نه اجازه دهد کسی او را بد بخت کند.

شهید آوینی :   کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید. تفاوتش همین قدر است که ممکن است حسین علیه السلام در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا !

محمود دولت آبادی : اگر به این می اندیشی که دیگران چگونه به تو می اندیشند یا از دیگران می ترسی یا به خودت باور نداری.

امام رضا علیه السلام : هر گاه مردم به گناهان بی سابقه روی آورند به بلاهای بی سابقه گرفتار می شوند.


برچسب ها: سخن، حدیث، خدا، انسان،  

تاریخ : دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 | 03:24 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
میخواهم کویر باشم ، تا جز ساحل چشم اندازها، کسی پایانم را نیابد، و جز شرنگ سوخته ی آفتاب، چیزی سیرابم نسازد، و جز شبهای سیهزاد فرتوت، دیگری آشنای لحظه هایم نباشد.

می خواهم افق باشم، تا سیراب کننده ی کویر تشنه ی نگاهها گردم، و افسونگر امید نا امیدان شوم، و سرگرانیهای طبیعت را مرزی باشم.

می خواهم گردباد باشم، آواره ی داغ کویرها، و دیوانه ی مسخرگی حدها و مرزها.

می خواهم طوفان باشم، تنها خروشی که می تواند در برابر سکوت دریاها خودنمایی کند، و تنها سکوتی که می خواهد خروش گردابها را بپذیرد.

می خواهم صبح باشم، چشم باز هستی، و بطلانگر جادوی تاریکی، تا سیل پرتو و امید، به هر سو روان سازم، و همه ی حرکتها را با یک اشاره گسیل دارم.

می خواهم غروب باشم، فروتنی طبیعت و آواره ی بیکرانها، تا غمگسار مهربان درد آشنایان شوم، و شورزای هنگامه ی سوزان نومیدان گردم، و شعله ی آشنا سوز غریبان باشم.

می خواهم غم باشم، تا به دلهای از جان عزیزتر بنشینم، و در غرقاب طبیعت، زورق وفای مقدس باشم، و شبهای بی فرجام و روزهای سیاه را از اندوه تهیدستی رهایی بخشم.

می خواهم احساس باشم، روح ادراکها.

می خواهم دل باشم، مرز انسان.

می خواهم نگاه باشم، پیامبر دلها.

می خواهم عشق باشم، فروغ نگاهها.

می خواهم وفا باشم ،بهار عشقها.

می خواهم امید باشم، راز وفاها.

می خواهم اشک باشم، افسون امیدها.

می خواهم شعر باشم، اشک سخنها.

می خواهم غزل باشم، سخن اشکها.

می خواهم راز باشم، تنها چیزی که جای می خواهد.

می خواهم پند باشم، مظلومترین دوست هرکس.



منبع: کتاب فریاد روزها اثر علامه حکیمی


برچسب ها: آرزو، علامه حکیمی، محمدرضاحکیمی، انسان، عشق،  

تاریخ : دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 | 02:51 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
اگر سفر نکنیم آن هم سفری در درون به اوجها نمی رسیم وبزرگتر نمی شویم .


اگر گمشده ای در سینه داریم و راه بیفتیم هر چند سهممان اندک و ناچیز باشد بهتر از آن است که اصلا" سینه و درون خویش را از یاد برده باشیم.


هجرت یا راه رفتن، انسان را تغییر می دهد، ولی از تفسیر کردن این تغییر و تحول شاید عاجز باشد، چرا که مهاجر یا انسان هجرت کرده بزرگتر از زمان و مکانش گردیده است.


ازکتاب مقدمه ای بر اساطیر"موءمن"

برچسب ها: سفر، هجرت، مهاجر، گمشده، انسان،  

تاریخ : سه شنبه 27 فروردین 1392 | 10:58 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

اگرشخص به دنبال نتایج فوری باشد هرگز نمی تواند هنری را واقعا" بیاموزد. باوجود این برای انسان امروز بردباری نیز همانند انضباط وتمرکز کاری بس دشوار است.روش صنعتی زندگی ما درست عکس این را پرورش میدهد: سرعت. همه ماشینهای جهان امروز برای سریع کار کردن طرح ریزی شده اند:


اتومبیل وهواپیما ما را به سرعت به مقصد می رسانند_ وهرچه زودتر بهتر . ماشینی که بتواند مقدار معینی از کار را در نیمی از وقت انجام دهد دوبار بهتر از آن ماشین کند و قدیمی است. البته دلایل اقتصادی مهمی در این امر وجود دارد. ولی مثل بسیاری ازموارد دیگر در اینجا هم ارزشهای انسانی تحت الشعاع ارزشهای اقتصادی قرار میگیرد.آنچه برای ماشین خوب است باید برای انسان هم خوب باشد_  منطق این است.انسان امروز فکر میکند که اگر همه چیز را به سرعت انجام ندهد چیزی_ وقت گرانبها _ ازدستش رفته است  با وجود این او هرگز نمی داند با این وقتی که صرفه جویی کرده است چه کند _ جز اینکه آن را بکشد.

 

ازاریک فروم(روانشناس . جامعه شناس)


برچسب ها: انسان امروز، انسان، سرعت،  

تاریخ : شنبه 19 اسفند 1391 | 12:52 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

فرانچسکو آسیزی: هیچ راه وسیعی به خداوند منتهی نمی گردد فقط کوره راه های

باریک به خانه ی  او یعنی به بهشت ختم می  شود.جاده ی عریض راه ابلیس است. 

باخ: زندگی در خوشایند زیستن ما بدست نمی آید بلکه در جستجوی راه است که زندگی طلوع میکند.

فرانکل: من تنها از یک چیزی میترسم وآن اینکه شایستگی رنجهایم را نداشته باشم.

ارسطو: آنچه ابراز می شود اثرش در شخص عمیق تر است.

از بوذرجمهر پرسیدند: کدامیک از گناهان بزرگتر است بر آدمی؟ گفت: آن که پنهان باشدبراوعیب او .

کیرک گور: چیزی که مرابزرگ می کند کاری است که انجام میدهم نه اتفاقی که برایم می افتد.

 بی گمان هیچ کس به خاطر بردن  جایزه ی بزرگ بخت آزمایی بزرگ نخواهد شد.

آندره مالرو: حقیقت هرکس را نخست در آنچه پنهان می کند باید جست.

آندره مالرو: وبعید نیست که در قلمرو سرنوشت ارزش انسان بیشتر وابسته به عمق پرسشهایش باشد تا به عمق پاسخهایش.

گفته اند: خرد را در راهی بزرگ وشکوهمند ببینید تا چیزهای کوچک اهمیت خود را از دست بدهند.


برچسب ها: سخن، زندگی، انسان، سخن بزرگان،  

تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391 | 05:02 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic