میگن برید بیرون از خونه و زیاد تو خونه نمونید تا روحیه تون بهتر بشه ، اما من خیلی هم اینطور فکر نمیکنم ... خیلی وقتا که بیرون میرم حالم گرفته میشه .... درست یا غلط نمیدونم .... پیرامون و اطرافمو که میبینم بیشتر تو خودم میرم .... همه حرف از گرونی میزنن و متورم شدن روز به روز تورم !!! و مردم بیشتر برای بدست آوردن ! دوندگی میکنن ....انگار هر چه میدوی نمی رسی و بعد از خرید کردنت از خریدت راضی نیستی چون پول بیشتری دادی و جنس کمتری گرفتی و در هنگامه ی این نارضایتی و قتی میری بیرون ، میبینی که یک واکسی در گوشه ای نشسته و منتظر مشتریست و اونطرفتر مرد مسن دیگری جلویت را میگیرد و التماس میکند که ازش جوراب بخری ..... و من به گفته های خواهرم فکر میکنم که میگفت : دوستم توی بسیج محله کمکهای جنسی و مالی برای خانواده های کم توانی که تحت پوشش بسیج محله هستن جمع میکنه و هر وقت که میخواد بره به او ن خانواده ها سر بزنه قبلش غسل صبر میکنه که بتونه دیدن وضع اسفبار زندگی اونهارو طاقت بیاره ....
آه ... از انسانیت ما
آه ... از مسلمانی ما
عده ای با اسلحه ی طمع ، برای بیشتر داشتن با همدیگه کورس گذاشتن ....
عده ای فرصت طلب ، از آب گل آلود ماهی میگیرن ....
و عده ای زیر چرخهای گرانی و ناتوانی کمر خم کرده اند ....
این روزا به امام خمینی فکر میکنم که چقدر هوای مستضعفان رو داشت و چقدر از دنیا طلبی و پیروی از هوای نفس نهی میفرمود.
اللهم عجل لولیک الفرج










برچسب ها: درددل، گرانی و تورم، ضعفا و مستضعفان، امام خمینی، هوای نفس،
برچسب ها: گرانی و تورم، ضعفا و مستضعفان، امام خمینی، هوای نفس، درددل،  

تاریخ : جمعه 14 خرداد 1395 | 09:41 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
ما زادهء عشقیم و پسرخواندهء جامیم
در مستی و جان بازی  دلدار تمامیم
دلدادهء میخانه و قربانی شربــــــــیم
در بارگه پیر مغان پیر غلامـــــــــیم
همــبستر دلدارو زهجــــرش  بعذابیم
در وصل غریقیم و بهجران مدامـــیم
بی رنگ و نواییم ولی بستهء رنگــیم
بی نام و نشانیم و همی در پی نامــیم
با صوفی و باعارف و درویش به جنگیم
پرخاش گر فلسفــه و علم کلامـــــــیم
از مدرسه مهجور و ز مخلوق کناریم
مطرود خــرد پیشه و منفور عوامــیم
با هستی و هستی طلبان پشت به پشتیم
با نیستی از روز ازل گام بگامــــــیم


امام خمینی



برچسب ها: امام خمینی، شعری از امام خمینی، صوفی و عارف، علم و فلسفه، غزلی از امام، وصل و هجران، عشق و عاشق و معشوق،  

تاریخ : دوشنبه 19 بهمن 1394 | 12:01 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
این عید سعید عید حزب الله است
دشمن زشکست خویشتن آگاه است
چون پرچم جمهوری اسلامی ما
جاوید به اسم اعظم الله است


امام خمینی





برچسب ها: امام خمینی، جمهوری اسلامی، پرچم جمهوری اسلامی، ایران اسلامی، عیدسعید، اسم اعظم الله، حزب الله،  

تاریخ : دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 | 03:55 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
آن دل که بیاد تو نباشد دل نیست
قلبی که بعشقت نطپد جز گل نیست

آن کس که ندارد بسر کوی تو راه
از زندگی بی ثمرش حاصل نیست



امام خمینی





برچسب ها: امام، امام خمینی، عشق الهی، عشق، زندگی، دل و قلب، شعری از امام خمینی،  

تاریخ : دوشنبه 31 فروردین 1394 | 03:40 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
آقای علی محمد بشارتی از وزرای پیشین کشور نقل می کرد که : 

در تابستان سال 1358 هنگامی که مسئول اطلاعات سپاه بودند گزارشی به دست ما رسید که یکی از مراجع معروف در سفرش به مشهد گفته است :

"من بالاخره علیه آقای خمینی اعلان جنگ می کنم."

من خدمت امام رسیدم و ضمن ارائه ی گزارش خبر یاد شده را هم به اطلاع رساندم.امام سرش پایین بود و گوش می داد این جمله را که گفتم سرش را بلند کرد و فرمود:

این ها چه می گویند؟! پیروزی ما را خدا تضمین کرده است. ما موفق می شویم در اینجا حکومت اسلامی تشکیل میدهیم و پرچم را به صاحب پرچم می سپاریم.

پرسیدم : خودتان؟

امام سکوت کردند و پاسخ ندادند.



به نقل از کیمیای محبت


برچسب ها: امام خمینی، امام، خمینی، انقلاب،  

تاریخ : جمعه 3 بهمن 1393 | 05:39 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

  تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم مبتلا گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است.

 عزیزم امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد، می گذرد، ولی بحمداللّه تا کنون هر چه پیش آمده خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظره خوش دارد.

صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.

خیلی سفر خوبی است. جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت قدری تنگ شده است. امید است هر دو به سلامت و سعادت تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند.

 ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت، قربانت؛ روح اللّه .






طبقه بندی: امام خمینی،  عشق،  سخن آموزنده، 
برچسب ها: امام، امام خمینی، نامه امام به همسرش، محبوب امام خمینی، محبت امام به همسرش، احترام امام یه همسرش،  

تاریخ : پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 | 10:04 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
جنجال آنلاین – سعید حدادیان گفت: اگر فروغ فرخزاد در دوران ما بود ما با بعضی از پلشتی‌ها در اشعار و زندگی‌اش مواجه نمی‌شدیم. خون شهدا او را با خون خود می‌برد چون انصاف داشت. انصاف آدم را عاقبت به خیر می‌کند.
 در ادامه برنامه‌های نخستین اردوی بانوان شاعر انقلاب اسلامی در مجتمع آدینه تهران سعید حدادیان در سخنانی به موضوع شعر و زندگی پرداخت.
او ابتدای سخنانش را به فوت برادرش اختصاص داد که در سن نوجوانی از دنیا رفته بود و با اشاره به اینکه مرگ او نقطه بسیار مهمی برای تحول در زندگی‌اش بوده است، گفت: اگر ما به این زودی‌ها از دنیا می‌رویم باید به فکر بستن بارمان هم باشیم. مرگ برای ما انتهای زندگی نیست اما یکی از باقی‌الصالحات شعر است که بعد از آن فرد می‌ماند. کمتر کسی مثل خود سید حسن حسینی می‌فهمد که در شعر سپیدش چه کرده است. برادر سیدحسن به من می‌گفت وصیت کرده گنجشک و جبرئیل را با او دفن کنند و در دوره‌ای که از نوگرایی سخن می‌گفتند حسینی برای اهل بیت شعر می‌گوید آن هم شعر سپید.
وی خطاب به شاعران جوان گفت: شعر به شما زندگی می‌دهد یا شما را می‌میراند. شعر شما یا دستان را در قیامت می‌گیرد یا ماری در جهنم می‌شود پس دقت کنید که چه می‌گویید. در اوایل نوجوانی بعضی‌ها عاشق می‌شوند و بعد فارغ، در لحظه‌ای قهر می‌کنند و روز بعد آشتی و ممکن است چیزهایی به عنوان شعر بگویند که بعدها اینها اثرات نامطلوبی هم در زندگی خودشان و هم در زندگی فرزندانشان داشته باشد. زندگی یک شاعر مال خودش نیست و همه افراد اطراف او و از همه مهمتر نسل بعد او از شعرها تأثیر می‌پذیرند. اگر شعری باقی‌الصالحات نیست دقت کنید که باقی‌السیئات نباشد.
این شاعر و مداح اهل بیت در ادامه با اشاره به زندگی فروغ فرخزاد و شعرهای او گفت: همه می‌دانند که فروغ فرخزاد اوایلش چه شعرهایی داشت و بعدها چه شعرهایی. مقام معظم رهبری درباره او می‌گوید که عاقبت به خیر شده است. در زندگی قیصر که حتی یک نقطه خاکستری نیز ندارد می‌بینیم که او به فروغ می‌گوید خواهرم فروغ اما چه کسی به من و شمای شاعر سند داده است که آخر کارمان عاقبت به خیری باشد پس باید در شعر گفتن دقت کنید.
وی در ادامه با اشاره به معنی حیات در ادبیات فارسی اظهار داشت: ما اگر حکمت را از شعر مولوی، سعدی و حافظ برداریم چه چیزی می‌ماند. خدا قریحه شعر را به ما نداده که آن را بگذاریم برای استفراغات روحی که با هر کسی دعوایمان شد شعری بگوییم. نمی‌گویم از احساسات روزمره بگذریم اما این‌ها مقدماتی هستند برای تعالی و برای رسیدن به حکمت. شاعران معاصر ما هم شعرشان حکمت دارد مثل سید حسن و قیصر.
این شاعر در ادامه با خطاب قرار دادن شاعران جوان حاضر در این برنامه گفت: اگر فروغ فرخزاد در دوران ما بود ما با بعضی از پلشتی‌ها در اشعار و زندگی‌اش مواجه نمی‌شدیم. خون شهدا او را با خون خود می‌برد چون انصاف داشت. انصاف آدم را عاقبت به خیر می‌کند. یک میلیون و ۵۰۰ هزار لیتر خون پای یک آیه قرآن ریخته شده است و آن آیه این است و گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند مرده‌اند بلکه آنها زنده‌اند و نزد خدا روزی می‌گیرند. هنر مردان خدا شهادت است. آنها هنرشان را نشان دادند. فروغ راهی جز کافه‌ها نداشت و با نادر نادرپور می‌نشست اما امروز شرایط متفاوت است. قبرهای شهدا هنوز برای شما شاعران زنده است اما برای نسل‌های بعدی نیست. مادرهای شهدا هنوز بین شما هستند چه کسی می‌خواهد به جز شما بگوید که بین ما و خمینی چه گذشت. این مادران شهید که هنوز زنده‌اند بزرگترین شعرهای نیمایی روزگارند. بالاترین قصیده‌ها هستند. این‌ها شعرند. با آنها سخن بگویید تا ببینید چقدر مضمون در دل شما رشد می‌کند. آیا می‌توان دید که مادر شهیدی کباب شود و شما دنبال بازیگوشی‌های دخترانه خودتان باشید.
حدادیان گفت: ما ۴۰ سال پرچم مرگ بر آمریکا را برداشته‌ایم. ما در جبهه هر جا که می‌رفتیم شعر باباطاهر با ما بود. شعر زندگی؛ من چرا شعر شماها را نخوانم. خدا قدرت پرواز را به شما داده و سرتان سرگرم شعریت و فرم نباشد. ۳۰۰ هزار شهید سرمایه شماست. فروغ و پروین این‌ها را نداشته‌اند. ممکن است شما یک بیت بگویید و کسی را احیا کند یا جلوی اشتباهی را بگیرد. گاهی یک بیت گلوی دشمن را می‌گیرد. چه کسی جز شما می‌خواهد حق آرمیتان و امثال او را احیا نگه دارد. شما امروز نمایندگان یک ملت هستید و خداوند این قریحه را به دست شما داده و شما باید پاسدار این امانت باشید.
حدادیان در انتهای سخنانش اظهار داشت: ما الان با یک کمبود مواجه هستیم؛ استاد خانمی که هم شاعر فوق‌العاده باشد، هم منتقد فوق‌العاده و هم معلم فوق‌العاده نداریم و این درد است. جای سپیده کاشانی و طاهره صفارزاده را چه کسی باید پر کند. شعر ذات زندگی است و شما اگر ۵ برابر هم باشید باز هم برای ایران کم هستید؛ برای دنیای اسلام که بسیار کم هستید.



برچسب ها: شعروشاعری، شاعردفاع مقدس، فروغ فرخزاد، سپیده کاشانی، مادران شهید، امام خمینی، مرگ و قیامت،  

تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 03:14 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

*اصل"امامت محوری" مهم ترین کلید واژه بود.سیستم امامت - امت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه ی سیاست احیا شد.

*ده سال هرکاری کردیم یک رسانه غربی پیدا شود که بگوید "امام خمینی"! نشد... همه میگفتند "آیت الله خمینی".

*سال ۵۹به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم " استاد چرا رسانه های شما نمیگویند امام خمینی؟ خنده ای کرد و گفت "آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم" کیفش را باز کرد و یک کتاب در آورد. ترجمه ی آلمانی کتاب "ولایت فقیه" امام بود.گفت:"آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم"امام" ایشان بین کشورهای دنیا شاخص میشود.چون کلمه "امام" قابل ترجمه نیست.ولی وقتی بگوییم"رهبر"این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین موسیلینی و هیتلر قرار میدهیم.کلمه "رهبر"به نفع ما و کلمه "امام" به نفع آقای خمینی است.از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد ما به ایشان میگوییم"آیت الله"! اما"امام" بار معنوی دارد.از طرفی آنطور ایشان میشود امام امت اسلامی که مسلمانهای دنیا را دور خودش جمع بکند. با این صراحت این را به من گفت.



ادامه مطلب برچسب ها: امام خمینی، امام خامنه ای، مستکبرین و مستضعفین، قانون اساسی، شهیدبهشتی، اصل امامت محوری، اصل ولایت فقیه،  

تاریخ : سه شنبه 27 اسفند 1392 | 03:18 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
تاریخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | 07:14 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
تاریخ : دوشنبه 5 اسفند 1392 | 10:11 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
* این دوران جدید كه امام ما آن را با قیام و ایستادگى و اتكال به خدا و تكریم و تعظیم نسبت به ارزشهاى معنوى و با اعتمادش به آحاد مردم آغاز كرد، ان‌شاءالله ملتها را از شرّ سلطه‌هاى جهانى نجات خواهد داد و دوران زوال قدرتهاى بزرگ مادّى جهانى را نزدیك خواهد كرد.

* ما دشمن همه‌ى مستكبران عالم و همه‌ى چپاولگران و غارتگران ملتها هستیم.

* ایستادگى در برابر تحمیل و نفوذ قدرتهاى خارجى و نداشتن سرِ سازش با این قدرتها. این، اوّلین مشخّصه حركت امام بزرگوارماست.
* هركس، در هر جاى دنیا براى عزّت اسلام قیام كند، ما از او حمایت معنوى و سیاسى مى‌كنیم.

* راه خوشبختى ملت ایران، تكیه به خود و تواناییها و استعدادهاى خود است. راه خوشبختى این ملت، قطع امید از قدرتهاى مسلّط جهانى و نیز نترسیدن از آنهاست.

* پیام بزرگ و مهمِ انقلابِ ما براى امّت اسلامى و جوامع و ملتهاى مسلمان، عبارت از «احیاى هویّت اسلامى، بازگشت به اسلام، بیدارى مسلمانان و بازگشت به نهضت اسلامى» است.

* یك كلمه از آن حرفهایى كه دشمنان مى‌خواستند بر زبان امام جارى شود، بر زبان او جارى نشد. این، استقامتِ حسینى است.

* روشها و برنامه‌هاى نظام اسلامى هم، همان مقرّرات و برنامه‌ها و احكامى است كه در منابع اسلامى تبیین و معیّن شده است؛ یعنى نظام اسلامى، نظامى است كه صددرصد برخاسته از اسلام است.

* دو نكته اساسى در حركت امام بزرگوار بود كه همین دو نكته، سرمایه ارزشمند این انقلاب بود و هست: یكى این است كه هدف این انقلاب، اسلام است. دوم این كه سربازان این انقلاب و لشكر این انقلاب، مستضعفان و پابرهنگان و قشر جوانند.

* در این مملكت، آنچه كه براى آمریكا، براى استكبار و براى جهانخواران قابل قبول نیست، استقلال این مملكت و استقلال و بیدارى این مردم است؛ آن دست ردّى است كه این مردم به سینه دشمنان این كشور و جهانخواران زده‌اند؛ این را نمى‌خواهند.

* تحوّلات عالم، مسائل بزرگ بشرى و انسانى، انقلابهاى بزرگ، پیشرفتهاى بزرگ و حركتهاى عظیم، هیچكدام در دست قدرتمندان و زورمداران عالم نیست؛ همه این عوامل به اراده، ایمان، فداكارى، حركت و تجمّع انسانها برمى‌گردد كه بر سرنوشت بشر مى‌تواند حكومت كند.

* اسلام‌گرایى در نظام اسلامى، از مردم‌گرایى جدا نیست. مردم‌گرایى در نظام اسلامى، ریشه اسلامى دارد.

* اصل عدالت اجتماعى، اجراى عدالت، در نظر گرفتن حقِ‌ّ توده‌هاى وسیع مردم و پُركردن فاصله طبقاتى، یكى از اصول اصلى نظام اسلامى است.

* بزرگترین مبارزه با آمریكا، خدمت به این مردم است. هركه مى‌خواهد با امریكا مبارزه اساسى كند، باید به این مردم خدمت كند.

* ولایت فقیه، جایگاه مهندسی نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگیری از انحراف به چپ و راست است؛ این اساسی ترین و محوری ترین مفهوم و معنای ولایت فقیه است.

* صفا و صدقى كه در این نظام بود، و همین شعار معنویت و اسلام - كه هویت مسلمان‌ها را به یادشان مى‌آورد - موجب شد كه حركت بیدارى اسلامى در سرتاسر دنیاى اسلام به‌وجود بیاید.

* ما وقتى كه «قیام لله» مى‌كنیم، خداى متعال با یك حركت ما هزاران و میلیون‌ها حركت و فعل و انفعال را در فضاى زندگى اجتماعى به وجود مى‌آورد و تحول ایجاد مى‌شود.

* مردمى بودن در نظام جمهورى اسلامى، یك شاخه‌ى اصلى است؛ یعنى رأى مردم، هویت مردم، كرامت مردم، خواست مردم، از جمله‌ى عناصر اصلى در نظام جمهورى اسلامى و این بناى مستحكم است.

* گسترش انقلاب در میان ملتها از راه الگوسازى نظام جمهورى اسلامى‌است.

* راه این ملت بزرگ ما كه پرورده‌ى بیانات امام و هدایتهاى امام است، براى رسیدن به اوج اعتلاء و پیشرفت عبارت است از اینكه این عزت ملى را در همه‌ى عرصه‌ها حفظ كند.

* امام منهاى خط امام، امام بى‌هویت است. سلب هویت از امام، خدمت به امام نیست. مبانى امام، مبانى روشنى بود.

* دو بُعد اصلى در مكتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است... بُعد سومى هم وجود دارد، كه آن هم مانند معنویت و عقلانیت، از اسلام گرفته شده است و آن، بُعد عدالت است. اینها را باید با هم دید. تكیه‌ى بر روى یكى از این ابعاد، بى‌توجه به ابعاد دیگر، جامعه را به راه خطا میكشاند، به انحراف میبرد.

* پیشرفت، فقط پیشرفت در مظاهر مادى نیست؛ در همه‌ى ابعاد وجودى انسان است؛ كه درونش آزادى هم هست، عدالت هم هست، اعتلاى اخلاقى و معنوى هم هست؛ اینها همه در مفهوم پیشرفت هست.






طبقه بندی: امام خمینی،  نوشته، 
برچسب ها: امام خمینی، عصرامام خمینی، امام خامنه ای، سخنان مقام معظم رهبری در باره عصر امام خمینی، مستضعفان و پابرهنگان، انقلاب اسلامی ایران، خط امام،  

تاریخ : یکشنبه 24 آذر 1392 | 01:42 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
غم مخور ایام هجران رو به پایان میرود
این خماری از سرما می گساران می رود

                               پرده را از روی ماه خویش  بالا می زند
                               غمزه را سرمیدهدغم از دل و جان میرود

بلبل اندر شاخسار گل هویدا می شود
زاغ  با صد شرمساری از گلستان  میرود

                                محفل از نور رخ او نور افشان می شود
                                هر چه غیر از ذکر یار از  یاد رندان  میرود

ابرها از نور خورشید رخش پنهان شوند
پرده از رخسار  آن  سرو  خرامان  میرود

                                 وعده دیدار نزدیک است یاران مژده باد
                                 روز وصلش  میرسد  ایام  هجران  میرود






طبقه بندی: امام خمینی،  عشق،  ذکر،  شعر، 
برچسب ها: غزلی از امام خمینی، امام خمینی، شعر، غزل، روز وصل، وصل و هجران، ایام هجران،  

تاریخ : جمعه 14 خرداد 1395 | 02:03 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

خبرگزاری رسا ـ عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با بیان اینکه زیباترین نامی که می توان برای امام در نظر گرفت همین روح الله است، گفت: امام خمینی(ره) با روحی که در جان ملت ایران دمید موجب دگرگونی مردم شد.

حجت الاسلام قاسم کاکایی، عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز، در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا  گفت: امام خمینی(ره) همه وجود مردم ایران است؛ زیرا او هرچه عشق و معنویت بود را در این کشور به وجود آورد و به مردم هدیه کرد.

در مقابل دشمن ایستاد، ادامه داد: رزمندگان اسلام خمینی های کوچکی بودند که امام خمینی(ره) در جانشان نشسته بود و با دفاع از کشور دست بیگانگان را از خاک های میهن خود کوتاه کردند.


عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با اشاره به اینکه ملت ایران به برکت وجود امام خمینی(ره) الهی شده است، تصریح کرد: زیباترین نامی که می توان برای امام در نظر گرفت همین روح الله است؛ زیرا او با روحی که در جان ملت ایران دمید موجب دگرگونی مردم شد و آن ها درک کردند اسلام عمیق تر و روحانی تر از آن است که تاکنون دریافته بودند.

وی با تأکید بر تبیین شخصیت امام خمینی(ره) برای جوانان کشور، ابراز داشت: باید ابعاد مختلف شخصیتی امام خمینی(ره) و تفاوت های حکومتی که او برپاکرد با دیگر نظام ها از قبیل کمونیستی و تمایزی که حکومت اسلامی امام با اسلام گراها دارد، برای جوانان تبیین شود.

حجت الاسلام کاکایی با بیان اینکه عرفان امام خمینی(ره) باید احیا شود، یادآور شد: وجه متمایز حکومت اسلامی ایران با حکومت های بی دین همین عرفان امام است؛ اما متأسفانه همواره جنبه سیاسی امام مورد توجه قرار گرفته و از سایر ابعاد به ویژه بعد عرفانی ایشان غفلت شده است.

وی تأکیدکرد: دو درس است که باید از امام خمینی(ره) فراگیریم، یکی عقلی پخته و دیگری دلی سوخته که جامعه ما به هر دوی این ها نیاز دارد و نبود یکی جامعه را با ضعف و مشکل مواجه می کند.




برچسب ها: امام خمینی، امام، شخصیت امام خمینی، عرفان امام خمینی، عشق عرفانی، روح الله، عرفان امام،  

تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 10:43 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
... اکنون ملتهای محروم جهان بیدار شده اند و طولی نخواهد کشید که این بیداریها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطه ی ستمگران مستکبر نجات خواهند داد و شما مسلمانان پایبند به ارزشهای اسلامی می بینید که جدایی و انقطاع از شرق و غرب برکات خود را دارد نشان می دهد و مغزهای متفکر بومی به کار افتاده و بسوی خودکفایی پیشروی می کند و آنچه کارشناسان خائن غربی و شرقی برای ملت ما محال جلوه می دادند امروز بطور چشمگیری با دست و فکر ملت انجام گرفته و انشاءالله تعالی در درازمدت انجام خواهد گرفت و صد افسوس که این انقلاب دیر تحقق پیداکرد و لااقل در اول سلطنت جابرانه ی کثیف محمد رضا تحقق نیافت و اگر شده بود ایران غارت زده غیر از این ایران بود.



قسمتی از وصیت نامه ی امام خمینی

برچسب ها: امام، امام خمینی، وصیتنامه، وصیتنانه امام خمینی، ملت ایران، انقلاب اسلامی ایران،  

تاریخ : شنبه 20 مهر 1392 | 06:51 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
در دلم بود که جان در ره جانان بدهم
جان ز من نیست که در مقدم او جان بدهم

جام می ده که درآغوش بتی جادارم          که از آن جایزه بریوسف کنعان بدم
تا شدم خادم در گاه بت باده فروش            به امیران دو عالم همه فرمان بدهم
ازپریشانی جانم زغمش باز مپرس            سروجان در ره آن زلف پریشان بدهم
زاهد!ازروضه رضوان  رخ حور مگوی          خم زلفش نه به صد روضه رضوان بدهم


شیخ محراب! تو و وعده گلزار بهشت
غمزه دوست نشایدکه من ارزان بدهم





برچسب ها: غزل، امام خمینی، غرلی از امام خمینی، شعر، شعر عرفانی، عرفانی، یوسف کنعان،  

تاریخ : سه شنبه 12 شهریور 1392 | 10:00 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

در ماه های دیگر قرائت یک جزء قرآن عادت روزانه امام(ره) بود، ولی در ماه مبارک رمضان هر روز ده جزء قرآن می خواندند و تا پایان ماه ده بار قرآن را ختم می کردند. امام با رؤیت هلال ماه مبارک، تغییراتی در برنامه زندگی خود می دادند، از جمله دیدارهای عمومی را تعطیل می کردند تا بیش تر به دعا و قرآن و خلاصه به خودشان برسند. امام می فرمودند: «خود ماه رمضان کاری است!»

امام در ماه رمضان از شب تا صبح عبادت، نماز و دعا به جا می آوردند. بعد از نماز صبح مقداری استراحت می کردند و صبح زود برای کارهایشان آماده بودند.

همچنین چند روز قبل از ماه مبارک رمضان دستور می دادند که چند ختم قرآن برای افرادی که مد نظرشان بوده قرائت شود. در ماه مبارک، در هر زمان کسی به نزد ایشان می رفت، او را در حال قرائت قرآن می دید در جلساتی که قاریان قرآن حضور داشتند و آیاتی قرائت می شد، به جای نشستن روی صندلی، روی زمین می نشستند.

بیانات امام(ره) در خصوص ماه مبارک رمضان:


- من خوف این را دارم که در این ماه مبارک رمضان که ماه تهذیب نفس است و همه را خدا به ضیافت خودش دعوت کرده است، ما با صاحب خانه کاری بکنیم که عنایتش از ما برگردد. (صحیفه نور جلد ۱۹، ص ۱۲)

- در این ماه مبارک رمضان که ماه خداست، همه موفق بشوید به اینکه دعا کنید برای اسلام، در رأس ادعیه تان دعای برای اسلام باشد. (صحیفه نورجلد ۱۹، ص ۱۶۱)

- باید کوشش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت اگر حالی پیدا شد، این حال را تا ماه دیگر نگه داریم و اگر حالی پیدا نشد متاسف و کوشش کنیم که پیدا کنیم. (صحیفه نور جلد ۲۰، ص ۳)

- ماه رمضان مبارک است برای اینکه لیلة القدر دارد… ماه رمضان مبارک است برای اینکه نزول وحی بر او شده است یا به عبارت دیگر معنویت رسول خدا وحی را نازل کرده است. (صحیفه نور جلد ۲۰، ص ۸۲)

- شماها در ماه مبارک مهمان خدا هستید، مهماندار خداست، و مخلوق مهمان او است. البته این ضیافت نسبت به اولیاء کمل الهی به آن نحوی نیست که ما تخیل کنیم یا دست ما به او برسد. (صحیفه نور جلد ۲۰، ص ۲۱۰)

- توجه کنید که ماه مبارک رمضان را به آدابش عمل بکنید یعنی آداب روحی اش. فقط دعا نباشد، دعا به معنی واقعی اش. خواندن خدا و تذکر خدا به معنای واقعی. آن تذکری که نفوس را مطئن می کند. (صحیفه نور جلد ۱۹)



منبع: پایگاه حوزه


برچسب ها: امام خمینی، ماه رمضان، دعا، قرآن، صحیفه نور،  

تاریخ : شنبه 22 تیر 1392 | 11:55 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

علائم و آثار عشق انسان به خدا

در مقام بیان تعریف و چیستی عشق روشن شد که موضوعات و مقولاتی همچون عشق و حبّ، غیرقابل تعریف بوده و سخن گفتن از حقیقت آن بسی مشکل است، چرا که درکِ حقیقت آن ممکن و میسر نیست، و تنها می توان از آثار و نتایج لوازم آن سخن راند و از این طریق، به وجود عشقدر افراد و اشخاص پی برد. بنابراین، بحث علائم و آثار عشق حایز اهمیت است، و پرداختن به آن ضروری به نظر می رسد. مدّعیان عشق و محبّت در جهان نفاق و تزویر فراوانند، لیکن هیچ ادعایی بدون دلیل مقبول نمی افتد و عشق و عاشقی هم از این قاعده مستثنا نیست و بدون دلیل ثابت نمی شود و دعوی محبت خدا نیاز به بنیه و علامت دارد. امام خمینی در این خصوص می فرمایند:

آخر دعوی محبت کسی [که] بیّنه نداشته باشد پذیرفته نیست. ممکن نیست من با شما دوست باشم و محبت و اخلاص داشته باشم، و برخلاف تمام مقاصد و مطلوبات شما اقدام کنم. درخت محبت و نتیجه اش عمل بر طبق آن است و اگر این ثمره را نداشته باشد، باید دانست که محبت نبوده، خیال محبت بوده. ... عاشق در جبله طبیعیه اوست، اظهار عشق و تغزّل در شأن معشوق، و عمل به لوازم ایمان و محبت خدا و اولیای او. [اگر] عمل نکرد مؤمن نیست و محبت ندارد. (شرح چهل حدیث)

بنابراین، باید آثار و علائم عشق و محبت را شناخت.

یادآوری این نکته لازم است که در این مختصر نمی توان همه علائم و آثار را بررسی کرد، از این رو، ناچاریم به توصیف و توضیح برخی از آنها با توجه به دیدگاه امام رحمه الله بپردازیم.

1. مقدم داشتن و ترجیح محبوب بر همه کس و بر همه چیز

در نگاه امام رحمه الله ، وادی عشق، جایگاه مقدّسان و مخلصان است و شرط گام نهادن در این بادی، پاک و خالص شدن و دل کندن از محبوبهای مقید است. (امام خمینی)

هم چنین امام خمینی رحمه الله معتقد است که لازمه عشق، استغراق در جمال محبوب است که نفی جمیع محبت ها را به دنبال دارد و انسان را هم از اظهار آن باز می دارد:

لا یخفی علی العارف انّ من کان فی مراتب السیر و اصلاً الی فناء الرّب فانیا فی ذاته و صفاته یکون خلّته خلّها اللّه تعالی فخلیل اللّه لا یأبی عن خلّته بخلاف من کان دون ذلک فانّ محبّه المحبوب نفی جمیع الاحبه؛ (تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس،) بر انسان آگاه روشن است که هرکس در مراحل سیر و سلوک به فناء ذات و صفات رسیده باشد، او دوستدار و محبّ خداست و دوست خدا در دوستی از هیچ چیزی فروگذار نمی کند زیرا که محبت محبوب، نفی جمیع محبت ها را به دنبال دارد.

و در جای دیگر می فرماید:

فانّ العشق المفرط یوجب ان یفدی ما هو احبّ عنده فی طریق محبوبه، فالاستغراق فی جمال المحبوب یمنعه عن ان یعبّر؛

عشق زیاده از حد باعث می شود که انسان محبوب ترین چیز خویش را در راه معبود فدا کند و استغراق در جمال محبوب انسان را از اظهار آن باز می دارد.

از منظر امام رحمه الله دل مؤمن عرش و سریر سلطنت حق و منزلگاه آن ذات مقدّس است و توجه به غیر حق تعالی خیانت به حق است و حبّ غیرذات خدا و خاصان او در مشرب عرفان خیانت به شمار می آید. (شرح چهل حدیث، )

2. عشق رافع حجاب های ظلمانی و نورانی

اولین قدم در سیر و سلوک معنوی شناختن موانع و حجاب ها و راه خرق و عبور از آنهاست. در اسفار چهارگانه عقلی و عرفانی نیز شناخت حجاب های نورانی و ظلمانی، جایگاه رفیعی دارد؛ بلکه می توان ادعا کرد که تمام اخلاق و عرفان، یا مقدمه برای رفع حجاب بین انسان و خداست، یا نتیجه و فرع آن است.

یکی از آثار و علائم عشق الهی رفع حجاب های ظلمانی و نورانی است. عاشقان خدا کسانی اند که زنگار حجاب از آیینه دلشان زدوده اند و با دیده دل شکوه و جلال حضرت حق را شهود کرده اند. دارای بدنی دنیوی، روحی حجبی و عقولی آسمانی اند، با نور یقین تماشاگر حقایق عالمند و گشت و گزارشان در میان صفوف فرشتگان است. (لمعات) شیخ فخرالدین عراقی در این خصوص می نویسد:... محبوب هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت بهر آن بر روی فروگذاشت تا محبّ خوی فرا کند و او را پس پرده ببیند، تا چون دیده آشنا شود و عشق سلسله شوق بجنباند، به مدد عشق و قوت معشوق، پرده ها یکایکان فروگشاید؛ پرتو سبحات جلال، غیرت و همّ را بسوزاند و او به جای او بنشیند و همگی عاشق شود.

حضرت امام رحمه الله در این زمینه می نویسد: «اهل معرفت می گویند: حق تعالی برای محبوب خود رفع حجب می کند و خدا می داند در این رفع حجب چه کرامت هایی است، غایت آمال اولیا و نهایت مقصد آنها همین رفع حجب بوده».

هم چنین امام رحمه الله بر این باورند که:

محبت با یکدیگر در راه خدا سبب حبّ خدا شود. و این حبّ نیز نتیجه اش رفع حجب می باشد، چنانچه عرفای شامخین فرمایند. معلوم است این محبوبیت نیز دارای مراتب است؛ چنانچه حب فی اللّه از حیث شوب و خلوص نیز دارای مراتب کثیره است. و خلوص تام آن است که شوب بر کثرات اسمایی و صفاتی هم نداشته باشد و این موجب حبّ تام است، و محبوب مطلق، محجوب از وصال نخواهد شد در شریعت عشق، و بین او و محبوبش حجابی نخواهد ماند. (شرح چهل حدیث، )

امام رحمه الله در این خصوص چنین می سراید:

عارفان پرده بیفکنده به رخسار حبیبمن دیوانه، گشاینده رخسار توام

(دیوان امام)

از دیده عاشقان نهان کی بودی؟فرزانه من! جدا زجان کی بودی؟

 

بدین ترتیب، فقط با قدم عشق می توان از تعیّنات به در آمد و به رفع کدورات اسما و صفات پرداخت و به محضر محبوب باریافت: (امام خمینی) زیرا

در جرگه عشاق روم بلکه بیایماز گلشن دلدار، نسیمی ردپایی
این ما و منی جمله زعقل است و عقال استدر خلوت مستان نه منی هست و نه مایی

(دیوان امام)

عشق، انسان سالک را به جای این که به ماهیات و تعیّنات، که دنیای کثرت است، مشغول کند، به مبدأ هستی و معیّت حق با همه موجودات فرا می خواند.

3. عاشق خواهان بی نامی است

حضرت امام رحمه الله در چهل حدیث می فرماید:

ای مدعی معرفت و جذب سلوک و محبت و فنا! [خداوند از لسان پیامبرش فرمود:] «اولیایی تحت قبایی لایعرفهم غیری»؛ تو اگر از اولیای حق و محبین و مجذوبینی، خداوند می داند. به مردم این قدر اظهار مقام و مرتبت مکن و این قدر قلوب ضعیفه بندگان خدا را از خالق خود به مخلوق متوجه مکن و خانه خدا را غضب مکن. (شرح چهل حدیث)

4. عبادت عاشق

امام رحمه الله معتقدند که وصال به محبوب مطلق غایت آمال اولیا و منتهای آرزوی اصحاب معرفت و ارباب قلوب، بلکه قرّة العین سید انبیاء صلی الله علیه و آله است. (امام خمینی،) و نماز را واسطه چنین اتصالی می دانند و طبیعی است قبله چنین عابدی ابروی محبوب باشد. (ر.ک: دیوان امام) نماز برای عارف عاشق، معراج است و مقام انسان کامل را به او عطا می کند. نمازگزار عاشق، عبادت حق و مناجات محبوب مطلق و مکالمه با مالک الملوک را تکلّف و مشقّت نمی داند. از این رو، لذت مناجات حق و اشتیاق ملاقات محبوب را با ملک هستی معاوضه نمی کند و با حق و عبادت او عشق بازی می نماید. قلوب عشقیه شوق و جذبه بر عارفان دلباخته غالب می آید و با قدم حب و عشق قدم در محضر انس می گذارد و قلوب آنها بدان جذبه غیبیه، تا آخر نماز به عشق محضر و حاضر با ذکر و فکر حق معاشقه و معافقه می نماید. (امام خمینی)

در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده که:

افضل الناس من عشق العباده و عانقها و احبّها بقلبه و با شرها بجسده و تفرغ لها، فهو لایبالی علی ما اصبح من الدنیا علی عسرام علی یسر؛ (اصول کافی، وسایل الشیعه، کتاب الطهاره، «ابواب مقدّمه العبادات»، باب 19، حدیث 2)

برترین مردم کسی است که به عبادت خدا عشق بورزد و برای آن آغوش باز کند و از جان و دل آن را دوست بدارد و با زبان خود بدان بپردازد و به چیز دیگر اشتغال نیابد. چنین کسی را اندیشه آن نخواهد بود که دنیایش با آسایش و راحتی بگذرد یا با سختی و مشقت.

در روایتی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:

العباده ثلاثه: قوم عبدوااللّهَ عزوجل خوفا؛ فتلک عبادة العبید و قوم عبدوااللّه تبارک و تعالی طلب الثواب؛ فتلک عبادة الاجراء؛ قوم عبدوااللّه عزّوجلّ حبّا له؛ فتلک عبادة الأَحرار و هی افضل العباده؛ (اصول کافی،)

عبادت سه گونه است: گروهی خداوند را از ترس می پرستند پس این پرستش بردگان است. گروهی خداوند را برای رسیدن به پاداش می پرستند پس این پرستش مزدوران است و گروهی خداوند را از روی محبت می پرستند و این پرستش آزادگان است. و این از همه عبادت ها برتر است.

حضرت امام رحمه الله با توجه به فرمایش مولی الموحدین می فرماید:

ای عزیز، عبادت و اطاعت حق تعالی از بارزترین شجره عشق الهی است که البته عبادت احرار، میوه کامل این درخت می باشد عبادتی که برای حبّ حق تعالی و یافتن آن ذات مقدّس تحقّق می یابد و خوف از جهنم یا شوق بهشت، محرک آن نیست مانند عبادات ائمه اطهار علیهم السلام که فرمودند: عبادت ما، عبادت احرار است. (ر.ک: شرح چهل حدیث)

حضرت امام رحمه الله معتقدند که: انسان به حسب فطرت خداداد و جبلت اصلی از فنا و ممات متنفر است و بقا و حیات را دوست دارد. این فطرت حب لقا، متعلّق به بقای مطلق و حیات دائمی سرمدی است؛ یعنی بقایی که در آن فنا نباشد و حیاتی که در آن زوال نباشد. و چون در فطرت انسان این حب و آن تنفر وجود دارد، از این رو، آنچه را که تشخیص بقا در آن داد و آن عالمی را که عالم حیات دانست، حب و عشق به آن پیدا می کند و از عالم مقابل آن متنفر می شود. پس باید دانست که کراهت و خوف ما از مرگ به این دلیل است که ما ایمان به عالم آخرت نداریم و قلوب ما مطمئن به حیات ازل و بقای سرمدی آن عالم نیست. و علاج قطعی منحصر آن وارد کردن ایمان است در قلب به فکر و ذکر نافع و علم و عمل صالح. اما کمّل و مؤمنین مطمئنین از مرگ کراهت ندارند، گرچه وحشت و خوف دارند زیرا خوف آنها از عظمت حق تعالی و جلالت آن ذات مقدّس است. واز این رو، حضرت امیرالمؤمنین، سلام اللّه علیه، در شب نوزدهم وحشت و دهشت عظیمی داشت، با آن که می فرمود: «به خدا قسم که پسر ابوطالب به مرگ مأنوس تر است از بچه به پستان مادرش». دل عاشق در وقت ملاقات می تپد و وحشتناک و خایف شود، ولی این خوف و وحشت غیر از خوف های معمولی است. (ر.ک: شرح چهل حدیث)

از دیدگاه امام رحمه الله ، روز مرگ پایان هجران و روز وصل به محبوب است:

وعده دیدار نزدیک است، یاران مژده باد!روز وصلش می رسد، ایام هجرام می رود

(دیوان امام)

5. غوطه وری عاشق دردریای فنا

یکی از ویژگی های عاشق و یکی از عالی ترین برکات و ثمره عشق فنای محبّ در محبوب است. به جاست قبل از این که دیدگاه حضرت امام رحمه الله در این خصوص بیان شود، توضیح مختصری درباره «فنای فی اللّه» و گذرگاه ها و منزلگاه های این مسیر با استفاده از سخنان عده ای از معروف ترین و معتمدترین شاگردان مکتب ابن عربی، به ویژه داوود قیصری صاحب شرح فصوص ذکر شود: عرفا معتقدند که انسان در بدو تولد همچون باقی حیوانات چیزی جز خوردن و آشامیدن نمی شناسد. سپس به تدریج، باقی صفات برای او پدیدار می شود، مانند شهوت، غضب، حرص، حسد، بخل و غیر اینها از صفاتی که ثمره احتجاب و دوری از معدن وجود و صفات کمالیه است. پس انسان در این مرحله، حیوانی است راست قامت، که از او اعمال مختلف برحسب اراده های گوناگون صادر می شود. بعد از آن هنگامی که از خواب غفلت و جهل بیدار شد و متوجه گردید ماورای این لذّات حیوانی، لذّات دیگری است، و بالاتر از این مراتب کمالی دیگر، از اشتغال به محرمات شرعی توبه می کند و به سوی خداوند متعال بازگشت می نماید. در نتیجه، شروع می کند به ترک زواید دنیایی جهت برای به کمالات اخروی. و عزم را جزم می کند تا از مقام جان خود به سوی خداوند هجرت کند، و چون نفس در این سفر در غربت از مکان مألوف واقع می شود، طبیعی است که احتیاج به راهنما دارد که پیر راه طریقت است.

سعی ناکرده در این راه بجایی نرسیمزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر

سالک هرگاه در طریق وارد شد نسبت به هرچه مانع او باشد و او را از مقصود بازدارد، زهد می ورزد و از هر چیز که در قلبش خطور کند و او را متمایل به غیر حق کند، پرهیز می کند، و آن را در هرچه امر می کند، متهم می نماید، حتی اگر او را امر به عبادت کند زیرا طبیعت نفس بر دوست داشتن شهوات و لذت هاست، پس سزاوار نیست ایمن از دخالت او باشد، چون که نفس از مظاهر شیطانی است. سالک هرگاه از نفس خلاص شد و پاکیزه گردید و زندگی خوشی به واسطه لذّت بردن در راه محبوب به دست آورد، با طنش نورانی می شود و پرتوهای انوار غیب بر او ظاهر می گردد، و باب ملکوت بر او باز می شود و مکاشفاتی یکی پس از دیگری برای او رخ می دهد. در نتیجه، امور غیبی را در صورت های مثالی مشاهده می کند. وقتی چیزی از اینها را چشید، به گوشه گیری راغب می شود، تنهایی، ذکر، مواظبت بر طهارت کامل، وضو، عبادت، مراقبه، محاسبه، روی برمی گرداند از اشتغالات حسی، و قلب را از محبت حسیّات تهی می کند و به طور کلی، باطنش به سوی حق توجه می نماید. پس برای او وجد، سکر، وجدان، شوق و ذوق، محبت، هیجان و عشق پیدا می شود و او را هر چند گاهی از خود محو می کند، و از خود فانی می سازد. در این هنگام، معانی قلبی و حقایق پنهانی و انوار روحی را مشاهده می کند و به مرتبه معاینه و مکاشفه می رسد و گاه انواز حقیقی بر او پدیدار و گاه پنهان می شود. این مکاشفات گاه به گاه ادامه می یابد تا آن که رسوخ یافته و سالک از تلوّن رهایی یابد، که در این وقت بر او آرامش روحی و طمانینه الهی وارد می شود، و ورود این پرتوها و احوال برای او ملکه می گردد. پس داخل در عالم جبروت شده و موجودات مجرد و انوار برتر و مدبّرات کلی عالم را از فرشتگان مقرّب و بی تاب از عشق جمال الهی مشاهده می کند، و وجود او به نور آنان متحقق و ثابت می شود.

در اینجاست که نور احدیت و پرتوهای عظمت و کبریای الهی بر او ظاهر شده، او را چون ذرات افشانده، غیرمرئی قرار می دهد و در اینجا کوه وجودش مضمحل می شود و برای خداوند چنان سجود و خضوعی می کند که تعیّنش در تعیّن حقیقی متلاشی شده و وجودش در وجود الهی از بین می رود. این مقام فنا و محو است. (مقدمه شرح فصوص الحکم، فصل 11) شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی می نویسد: یکی از ویژگی های عاشق الهی «غرام» است و آن فنای دردمندانه و اندوهبار محبّ در محبوب است. از منظر شیخ برای محب صفتی والاتر از غرام نیست زیرا غرام در برگیرنده همه اوصافی است که از محبت حاصل می شود. (ابن عربی) شیخ نجم الدین رازی می نویسد:

چون [عشق] عاشق را به معشوق رسانید، لاله صفت بر در بماند. عاشق چون قدم در بارگاه وصال معشوق نهاد، پروانه صفت نقد هستی عاشق را نثار قدم شعله شمع جلال معشوقی کند، تا معشوق به نور جمال خویش، عاشق سوخته را میزبانی کند. (رازی )

امام رحمه الله نیز می سراید:

هجرت از خویش نموده سوی دلدار رویمواله شمع رخش گشته و پروانه شویم

(دیوان امام)

در جای دیگر گوید: عشق، صفت آتش [دارد] و سیر او در عالم نیستی است، هرکجا رسد و به هرچه رسد، فنابخشی «لاتبقی و لاتذر» (مدثّر) پیدا کند. مقام فنا دارای سه مرحله است 1. محو: یعنی فنای افعال عبد در فعل حق که سالک در این مرحله همه کارها را از خدا می داند و به این مرحله «فنای در افعال» نیز می گویند. 2. طمس: یعنی فنای صفات عبد در صفات خداوند و در این مرحله، برای موجودات هیچ صفتی نمی بیند جز این که آن را از خدا می داند و در این مرحله «فنای در صفات» نیز نام گذاری می شود. 3. محق: یعنی فنای وجود عبد در ذات حق، که در این مرحله هیچ یک از موجودات عالم را به استقلال نمی بیند و همه را پرتو ذات حضرت حق می داند و به این مرحله «فنای در ذات» نیز گویند. (ر.ک: صراط سلوک)

حضرت امام رحمه الله معتقد است که عاشق وارسته از خود گذشته ای است که جز به محبوب و خواسته های او توجه ندارد. مجذوبان جمال جمیل و عاشقان دلباخته او از هر دو جهان رسته و چشم از اقالیم وجود بسته و به عزّ قدس جمال اللّه پیوسته اند و آنان مدام در محضر خداوند هستند و لحظه ای از ذکر و فکر و مشاهدات و مراقبت مهجور نیستند. (آداب الصلات) با جذبه الهی و جذوه نار عشق سالک از بیت مظلمه نفس خارج و با قدم گذاشتن بر فرق انیّت و انانیّت حجب ظلمانیه و نورانیه را خرق کرده و به نهایت مسیر که فنای در ذات است، نایل می شود. امام شهیدان در این خصوص چنین می نویسد:

و پس از آن که انسان قدم بر فرق انیّت و انانیّت خود گذاشت و از این بیت خارج شد و در طلب مقصد اصلی و خداجویی منازل و مراحل تعیّنات را سیر کرد و قدم بر فرق هریک گذاشت و حجب ظلمانیه و نورانیه را خرق نمود و دل از همه موجودات و کائنات برکند و بتها را از کعبه دل به ید ولایت مابی فروریخت و کواکب و اقمار و شموس از افق قلبش افول کردند و وجهه دلش یک رو و یک جهت بی کدورت تعلّق به غیر، الهی شد و حال قلبش وجَّهتُ وجهی للذی فطرالسموات والارض (انعام) شد و فانی در اسما و ذات و افعال گردید، پس در این حال از خود بی خود شود و محو کلی برایش حاصل شود و صَعْق مطلق رخ دهد، پس حق در وجود او کارگر شود و به سمع حق بشنود و به بصر حق ببیند و به ید قدرت حق بَطْش کند و به لسان حق نطق کند، و به حق ببیند و جز حق نبیند، و به حق نطق کند و جز حق نطق نکند، از غیر حق کور و کر و لال شود و چشمش و گوشش جز به حق باز نشود و این مقام حاصل نشود، مگر با جذبه الهیه و جذوه نار عشق که بدین جذوه عشقیه لازال متقرب به حق شود و به آن جذبه ربوبیه، که عقیب حب ذاتی است، از او دستگیری شود. (شرح چهل حدیث)

خداوندا ما را از شیفتگان در صراط و جویندگان آب حیات و فانی در فعل و صفت ذات خویش قرار بده. خداوندا

از سر کوی تو مأیوس نگردم هرگزغمزه ای غمزدگان را تو مدد کاری کن
عاشقم، عاشقم افتاده و بیمار توام

لطف کن لطف، زبیمار پرستاری کن


برچسب ها: عرفان، عرفا، امام خمینی، عشق، عاشق، معشوق،  

تاریخ : چهارشنبه 12 تیر 1392 | 11:22 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic