آن دل که بیاد تو نباشد دل نیست
قلبی که بعشقت نطپد جز گل نیست

آن کس که ندارد بسر کوی تو راه
از زندگی بی ثمرش حاصل نیست



امام خمینی





برچسب ها: امام، امام خمینی، عشق الهی، عشق، زندگی، دل و قلب، شعری از امام خمینی،  

تاریخ : دوشنبه 31 فروردین 1394 | 03:40 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
آقای علی محمد بشارتی از وزرای پیشین کشور نقل می کرد که : 

در تابستان سال 1358 هنگامی که مسئول اطلاعات سپاه بودند گزارشی به دست ما رسید که یکی از مراجع معروف در سفرش به مشهد گفته است :

"من بالاخره علیه آقای خمینی اعلان جنگ می کنم."

من خدمت امام رسیدم و ضمن ارائه ی گزارش خبر یاد شده را هم به اطلاع رساندم.امام سرش پایین بود و گوش می داد این جمله را که گفتم سرش را بلند کرد و فرمود:

این ها چه می گویند؟! پیروزی ما را خدا تضمین کرده است. ما موفق می شویم در اینجا حکومت اسلامی تشکیل میدهیم و پرچم را به صاحب پرچم می سپاریم.

پرسیدم : خودتان؟

امام سکوت کردند و پاسخ ندادند.



به نقل از کیمیای محبت


برچسب ها: امام خمینی، امام، خمینی، انقلاب،  

تاریخ : جمعه 3 بهمن 1393 | 05:39 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

  تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم مبتلا گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است.

 عزیزم امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد، می گذرد، ولی بحمداللّه تا کنون هر چه پیش آمده خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظره خوش دارد.

صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.

خیلی سفر خوبی است. جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت قدری تنگ شده است. امید است هر دو به سلامت و سعادت تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند.

 ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت، قربانت؛ روح اللّه .






طبقه بندی: امام خمینی،  عشق،  سخن آموزنده، 
برچسب ها: امام، امام خمینی، نامه امام به همسرش، محبوب امام خمینی، محبت امام به همسرش، احترام امام یه همسرش،  

تاریخ : پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 | 10:04 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

خبرگزاری رسا ـ عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با بیان اینکه زیباترین نامی که می توان برای امام در نظر گرفت همین روح الله است، گفت: امام خمینی(ره) با روحی که در جان ملت ایران دمید موجب دگرگونی مردم شد.

حجت الاسلام قاسم کاکایی، عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز، در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا  گفت: امام خمینی(ره) همه وجود مردم ایران است؛ زیرا او هرچه عشق و معنویت بود را در این کشور به وجود آورد و به مردم هدیه کرد.

در مقابل دشمن ایستاد، ادامه داد: رزمندگان اسلام خمینی های کوچکی بودند که امام خمینی(ره) در جانشان نشسته بود و با دفاع از کشور دست بیگانگان را از خاک های میهن خود کوتاه کردند.


عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با اشاره به اینکه ملت ایران به برکت وجود امام خمینی(ره) الهی شده است، تصریح کرد: زیباترین نامی که می توان برای امام در نظر گرفت همین روح الله است؛ زیرا او با روحی که در جان ملت ایران دمید موجب دگرگونی مردم شد و آن ها درک کردند اسلام عمیق تر و روحانی تر از آن است که تاکنون دریافته بودند.

وی با تأکید بر تبیین شخصیت امام خمینی(ره) برای جوانان کشور، ابراز داشت: باید ابعاد مختلف شخصیتی امام خمینی(ره) و تفاوت های حکومتی که او برپاکرد با دیگر نظام ها از قبیل کمونیستی و تمایزی که حکومت اسلامی امام با اسلام گراها دارد، برای جوانان تبیین شود.

حجت الاسلام کاکایی با بیان اینکه عرفان امام خمینی(ره) باید احیا شود، یادآور شد: وجه متمایز حکومت اسلامی ایران با حکومت های بی دین همین عرفان امام است؛ اما متأسفانه همواره جنبه سیاسی امام مورد توجه قرار گرفته و از سایر ابعاد به ویژه بعد عرفانی ایشان غفلت شده است.

وی تأکیدکرد: دو درس است که باید از امام خمینی(ره) فراگیریم، یکی عقلی پخته و دیگری دلی سوخته که جامعه ما به هر دوی این ها نیاز دارد و نبود یکی جامعه را با ضعف و مشکل مواجه می کند.




برچسب ها: امام خمینی، امام، شخصیت امام خمینی، عرفان امام خمینی، عشق عرفانی، روح الله، عرفان امام،  

تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 10:43 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

شیعیان من شافع عقباستم

معنی اسرار «ما اوحا»ستم

بوترابم، نور چشم مصطفی

همسر خیرالنسا زهراستم

«هل اتی» در شأن من نازل شده است

«قاب قوسینم» بل «او ادنا»ستم

طور سینایم، عصای موسی ام

هم «یداللّه»، هم ید بیضاستم

مرشد جبریلم، استاد ملک

رهنمای آدم و حوّاستم

اولیا را ظاهر و باطن منم

«انّما» را شرح مستوفاستم

بوالعجایب، بوالفضائل، بوالحسن

گنج علمم زیر حرف «با» ستم

از قیام من جهان ایجاد شد

من جهان را رکن پا برجاستم

ای بشر! انّی صراط المستقیم

گاه پیدا گاه ناپیداستم

نونم اندر آیه «ما یسطرون»

قافم آری منزل عنقاستم

رکن اکبر، غوث اعظم، عقل کل

پادشاهِ ملک «کرَّمنا»ستم

«اَلنّبی اولی» نخواندی گر بخوان

بعد احمد از همه اولاستم

جان قرآنم که اعجاز نبی ست

حبل حقّم «عروةُ الوثقا»ستم

هفت شهرم، هشت جنّت، نُه فلک

محشری در محشر کبراستم


نوحم اندر بحر طوفانزای عشق

بحر «یاسین» گوهر «طاها»ستم

یونس و ایوب و یعقوب و شعیب

هود و خضر و صالح و یحیاستم

یوسف از من وام زیبایی گرفت

یوسف اندر یوسفم غوغاستم

«لافتایم» خواند جبریل امین

پهلوانِ وادی هیجاستم

عشق از اوّل این چنین زیبا نبود

عشق را من این چنین آراستم

مروهام، سعیم، صفایم، کعبهام

قبلهام من، قبله دلهاستم

شاهبازم، یل شکارم، حیدرم

خیبرافکن، شیر بی پرواستم

سدره ام، فردوس عدنم، کوثرم

سایه حورم، گُل طوباستم

عرش و فرشم، لوح و کرسی و قلم

در حقیقت بهتر از اینهاستم

هست تسبیح ملایک نام من

اسم اعظم، اعظم اسماستم

مرتضایم، ختم کلّ اوصیا

من علی عالی اعلاستم


مهرداد علوی


hawzah.net




طبقه بندی: عشق،  عرفان،  شعر،  ذکر، 
برچسب ها: امام، امام علی، یوسف، عشق، شعر، خدا، شیعیان،  

تاریخ : چهارشنبه 1 آبان 1392 | 09:47 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
... اکنون ملتهای محروم جهان بیدار شده اند و طولی نخواهد کشید که این بیداریها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطه ی ستمگران مستکبر نجات خواهند داد و شما مسلمانان پایبند به ارزشهای اسلامی می بینید که جدایی و انقطاع از شرق و غرب برکات خود را دارد نشان می دهد و مغزهای متفکر بومی به کار افتاده و بسوی خودکفایی پیشروی می کند و آنچه کارشناسان خائن غربی و شرقی برای ملت ما محال جلوه می دادند امروز بطور چشمگیری با دست و فکر ملت انجام گرفته و انشاءالله تعالی در درازمدت انجام خواهد گرفت و صد افسوس که این انقلاب دیر تحقق پیداکرد و لااقل در اول سلطنت جابرانه ی کثیف محمد رضا تحقق نیافت و اگر شده بود ایران غارت زده غیر از این ایران بود.



قسمتی از وصیت نامه ی امام خمینی

برچسب ها: امام، امام خمینی، وصیتنامه، وصیتنانه امام خمینی، ملت ایران، انقلاب اسلامی ایران،  

تاریخ : شنبه 20 مهر 1392 | 06:51 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
ایمان بر 4 پایه استوار است : صبر ، یقین ، عدل ، جهاد .

صبر نیز بر 4 پایه قرار دارد : شوق ، هراس ، زهد ، انتظار .
آن کس که اشتیاق بهشت دارد ، شهوت هایش کاستی می گیرد ،
و آن کس که از آتش جهنم می ترسد ، از حرام دوری می گزیند ،
و آن کس که در دنیا زهد می ورزد ، مصیبتها را ساده پندارد ،
و آن کس که مرگ را انتظار می کشد ، در نیکی ها شتاب می کند .

یقین نیز بر 4 پایه استوار است : بینش زیرکانه ، دریافت حکیمانه ی واقعیتها ، پند گرفتن از حوادث روزگار ، و پیمودن راه درست پیشینیان .
پس آنکس که هوشمندانه به واقعیتها نگریست ، حکمت را آشکارا بیند ،
و آن که حکمت را آشکارا دید ، عبرت آموزی را شناسد ،
و آن که عبرت آموزی شناخت گویا چنان است که با گذشتگان می زیسته است .

و عدل نیز بر 4 پایه برقرار است : فکری ژرف اندیش ، دانشی عمیق و به حقیقت رسیده ، نیکو داوری کردن و استوار بودن در شکیبایی .
پس کسی که درست اندیشید به ژرفای دانش رسید ،
و آن کس که به حقیقت دانش رسید ، از چشمه ی زلال شریعت نوشید ،
و کسی که شکیبا شد در کارش زیاده روی نکرده با نیکنامی در میان مردم زندگی خواهد کرد .

وجهاد نیز بر 4 پایه استوار است : امر به معروف ، نهی از منکر ، راستگویی در هر حال ، و دشمنی با فاسقان .
پس هر کس به معروف امر کرد ، پشتوانه ی نیرومند مومنان است ،
و آن کس که از زشتی ها نهی کرد ، بینی منافقان را به خاک مالید ،
و آن کس که در میدان نبرد صادقانه پایداری کند حقی را که بر گردن او بوده ادا کرده است ،
و کسی که با فاسقان دشمنی کند و برای خدا خشم گیرد ، خدا هم برای او خشم آورد ، و روز قیامت او را خشنود سازد .




برچسب ها: امام، امام علی (ع)، نهج البلاغه، جهاد، یقین، عدل، صبر،  

تاریخ : شنبه 13 مهر 1392 | 05:09 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
یكى از محبان امام رضا علیه السلام را بعد از شهادت وى حبس نمودند، و زنجیر گران بر گردن و پایش نهادند، و او را در خانه اى كه حبس نموده بودند آتش زدند، كه دایم مناقب امام گفتى ، و درهاى مدح اولاد رسول سفتى ، بعد از امر سوختن خانه چون آن فقیر بى گناه از این حال آگاه شد مناجات نمود كه یا رب به حق آن امامى كه انگور زهر آلود چهره به باغ شهادت گرد آلود كرد، و به حق رضاى آن رضا كه به تقدیر تو موافق گشته و به داغ دورى فرزندان و مفارقت جان راضى شد، مرا از این بند گران خلاصى ده ، و آتش ‍ سوزان را به محبت اولاد خلیل خود بر من گلستان كن ، همان دم به كرم مجیب دعوه المضطرین (الدعاء) بندهاى آهن چون موم نرم گشت ، و از آن آتش بلا به خاك جسم آب محبت زده ، چون باد از آن ورطه خلاص شد كه به یك سر موى وى مضرت برسید.



هزارویک کلمه

برچسب ها: هزارو یک کلمه، محبان، امام رضا(ع)، بهشت، شهادت، مناقب، امام،  

تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392 | 09:51 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
حجت الاسلام والمسلمین سید موسی موسوی اصفهانی نقل کردندکه:
من کلاس ششم ابتدایی را می خواندم، صحبتی شد که روحانی و از اهل علم بشوم.
مدتی قبل از فوت مرحوم آیت العظمی آقای بروجردی، در خواب دیدم که روحانی شده ام و شخصی از علما، عده ای را به اطراف و شهرها می فرستد و به من پول زیادی می دهد و می فرماید: آن ها را بین اهل سنت تقسیم کن و در همان خواب هم به من گفته شد آن شخصی که شما و دیگران را به جاهای مختلف می فرستد، آقای خمینی است.
من از خواب بیدار شدم و تا آن موقع اسم آقای خمینی را نشنیده بودم، برای مرحوم پدرم خوابم را تعریف کردم. ایشان فرمودند: بله! آقای خمینی از مدرسین والامقام و بزرگ حوزه علمیه قم است. اما این خواب برای من و پدرم مبهم ماند که تقسیم پول بین اهل سنت یعنی چه؟ این جریان گذشت، من اهل علم شده و به قم آمدم، پس از مدتها که انقلاب شد، امام (ره) افراد و اشخاص را به شهرها و کشورها فرستادند و از جمله من را هم به نمایندگی به کردستان فرستادند!!!





منبع: کتاب روزنه هایی از عالم غیب


برچسب ها: امام، امام خمینی، رویای صادقه، قم، حکایت،  

تاریخ : پنجشنبه 23 خرداد 1392 | 10:06 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
ای دوست بعشق تو دچاریم همه
در یاد رخ تو داغــــــــــداریم همه


گر دور کنی یا بپـــــــــذیری ما را
در کوی غـــــــــم تو پایداریم همه


برچسب ها: شعر، امام، امام خمینی، عشق،  

تاریخ : سه شنبه 14 خرداد 1392 | 10:39 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

عرفان امام خمینی (قدس سره )راه بازشناسی عرفان ناب

 از شبه عرفان

مقدمه :

ما دراین فصل می خواهیم بامقایسۀ عرفان حضرت امام( رضوان الله تعالی

علیه) که برگرفته از عرفان الهی وعرفان ناب شیعی است باعرفان های

کاذب ودروغین موجود درجامعه ،به شما عزیزان عرفان ناب را بشناسانیم

 ودرپی کسب چنین عرفانی درخود باشیم وگول عرفان های کاذب ودروغین

 رانخوریم .انصافاً اگر کسی می خواهد عارفی کامل ونمونه ای بارز از

عرفان ائمۀ معصومین (علیهم السلام )را ببیند باید آنرادروجود بزرگ

 مردی چون امام (ره)ببیند .امیدوارم باتأ سی به این عزیز از پیروان واقعی

 ایشان باشیم .

1- یكی از شاخص هایی كه در معنویت و عرفان امام خمینی (ره)می بینیم

 و شاخص خوبی برای تشخیص عرفان الهی از شبه عرفان های تقلبی است

 این است كه عرفان دینی مبتنی بر مفهومی به نام تقوا یا كف نفس است ;

 یعنی هركس به ما بشارت عرفان و معنویت و رشد معنوی بدهد ولی خود

مفهوم كف نفس و تقوا را از دستورالعمل هایش حذف كرده باشد این یكی

از شاخص های قطعی است برای این كه بفهمیم این یك نوع كلاه برداری

معنوی و شبه معنوی است . انواعی از عرفان های قدمایی و نیز معنویت

های مدرن سكولار اسپریچوالیتی این ها براساس عرفان منهای تقواست ;

 یعنی یك عرفانی ارائه می دهند كه در آن تقوا یا اساسا مطرح نیست ;

یا كاملا رقیق شده و تشریفاتی است . مفهوم تقوا و كف نفس مخ همه

عرفان های انبیایی و الهی است و عرفان امام (ره)یكی از شاخص

هایش همین مساله است . عرفان حقیقی نوعی تقرب نظری و تقرب

عملی به خداوند است . هركس بگوید من یك معنویتی دارم و یك راه

 وصل به خدا را به شما نشان می دهم و در آن نه معرفه الله وجود دارد

 و نه تقوا و كف نفس این قطعا یك معنویت انحرافی و قلابی است .

عرفان های قلابی از نوع شرقی وغربی قدیم و جدید علاوه بر این كه

اساسا معرفه الله و تقوای الهی در عرفان هایشان و در معنویتشان وجود

ندارد بعضی شان اساسا این را غیرممكن می دانند. معمولا این نوع

معنویت ها به آسایش نفس دعوت می كنند. یك نوع لذت روانی یك نوع

راحتی و وادادگی دنیوی ولو جسمانی نباشد و مربوط به روان و اعصاب

 باشد اسمش را می گذارند عرفان و این یكی از نكاتی است كه ما باید

حواسمان باشد اشتباه نكنیم . تخدیر و آرامش اعصاب را و تكنیك های

كنترل اعصاب را كه امروزه به اسم عرفان به خورد مردم می دهند نباید

 با عرفان و معرفه الله یكی دانست .

بسیاری از معنویت هایی را كه آن ها امروز دارند تحت عنوان معنویت مدرن

 و معنویت سكولار و مانند این ها دارند به خورد بشر می دهند این ها برای

 كنترل اعصاب و راهی برای فرار از مشكلات است . تعطیل عقل برای

توجیه مشكلات عملی و تخدیر غیر از آرامش است . خیلی ها در این

حلقه های شبه عرفانی تخدیر را با آرامش اشتباه می گیرند. تخدیر محصول

 فلج شدن عقل است اما آرامش مبنای عقلانی دارد ولو این كه كم كم می رسد

 به مفاهیم و حقایقی فوق عقل اما نفی عقل نیست . هیچ نوع آرامش معنوی

 بدون معرفت و بدون تضمینی برای ابدیت ممكن نیست . یا امكان ندارد یا

 دوام ندارد چون ریشه ندارد. این یكی از علایم عرفان امام (قدس سره ) است .

 هر نوع معنویتی به ما پیشنهاد شد كه در آن نیازی به خدا و آخرت و به مبدا

 و معاد نیست قلابی است . این عرفان نیست شبه عرفان است و یك نوع

كلاه برداری عرفانی است .

2- تفاوت دیگر بین عرفان الهی و عرفان های قلابی را كه ما از سلوك

عرفانی امام خمینی (قدس سره ) می توانیم استخراج بكنیم نسبت عرفان

است با جهاد و مبارزه .


ادامه مطلب برچسب ها: امام، امام خمینی، عرفان، عرفان ناب، تقوا، کف نفس،  

تاریخ : یکشنبه 5 خرداد 1392 | 06:03 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
آن شب که همه میکده ها باز شوند
یاران خرابات  هم آواز شوند

فارغ ز رقیب در کنار محبوب
طو مار فراق بسته  هم راز  شوند




امام خمینی

برچسب ها: امام، امام خمینی، شعر، همراز،  

تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 | 05:41 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود
این خماری از سر ما می گساران می رود

پرده را از روی ماه خویش  بالا می زند
غمزه راسرمیدهد غم از دل وجان می رود

بلبل اندر شاخسار گل هویدا می شود
زاغ با صد شرمساری از گلستان  می رود

محفل از نور رخ او نور افشان می شود
هر چه غیر از ذکر یار از یاد رندان  می رود

ابرها از نور خورشید رخش پنهان شوند
پرده از رخسار آن سرو خرامان  می رود

وعده ی دیدار نزدیک است یاران مژده باد
روز وصلش میرسد ایام هجران می رود

برچسب ها: امام، امام خمینی، وصل، هجران،  

تاریخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 | 05:37 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

 كتمان و عفت در عشق:

شیخ الرئیس و خواجه طوسی در نمط نهم (مقامات العارفین) یكی از شرایط رسیدن به كمال را عشق عفیف دانسته اند- یعنی عفت را در عشق و ترقی به كمالات دخیل دانسته اند. در روایات اسلامی نیز به این موضوع اشاره شده است كه عرفا به اقتباس از روایات این مباحث را طرح نموده اند:
«من عشق فعف ثم مات شهیداً» و «من عشق و كتم و عف فمات و هو شهید» و «من عشق و كتم و عف و صبر غفرا... له و ادخله الجنه» و «ما المجاهد الشهید فی سبیل ا... باعظم اجراً ممن قدر فعف».
عفاف در عشق ورزی از مقدمات و اسباب پیشرفت و ترقی است. اگر عفاف را در این احادیث مخصوص عشق مجازی بدانیم، پله ای خواهد بود برای ترقی و راهیابی به عشق حقیقی الهی، كتمان و عفاف و صبر هر سه از شرایط عشق است و اگر این شرایط در عشق حیوانی و نفسانی رعایت شود، صعود به قله عشق حقیقی آسان خواهد بود. مقام شهادت كه یكی از عالی ترین مقامات معنوی است كه به عاشق عفیف و كتوم و صبور اعطا می شود. كتمان و پوشیده داشتن سر عشق و اندوه آن نیز از توجه عرفا و فلاسفه به دور نبوده است.
امام در كتمان عشق چنین فرموده:
غم عشق تو به جان است و نگویم به كسی
كه در این بادیه غمزه غمخواری نیست
راز دل را نتوانم به كسی بگشایم
كه در این دیر مغان راز نگهداری نیست
سر عشق است كه جز دوست نداند دیگر
می نگنجد غم هجران وی اندر گفتار
راز بیهوشی و مستی و خراباتی عشق
نتوان گفت كه از راهبران بی خبریم
آنچه در مدت هجر تو كشیدم هیهات
در یكی نامه محال است كه تحریر كنم


http://www.rasekhoon.net


برچسب ها: عشق، عشق عفیف، امام، کتمان، عفت،  

تاریخ : پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 | 03:44 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

فصل اول: معنای ذکر

کلمه ذکر که درقرآن وروایات از آن بسیار یاد شده است در یکی از معانی زیر بکار برده می شود:

1. به معنای مطلق یاد

2. درمقابل غفلت مانند آیه: «ولاتطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا». غفلت دراینجا عبارت است از نداشتن علم به علم یا نمی دانم که می دانم؛ پس در طرف دیگر ذکر عبارت است از علم داشتن به علمش.

غفلت به تصریح آیات و روایات ،عامل سقوط انسان در ورطه هلاکت ونابودی و یکی از غلیظ ترین حجابهایی است که انسان را از رسیدن به مقصود باز می دارد.زیرا تا غفلت است بیداری نخواهد بود و وقتی بیداری نباشد هیچ سیر و سلوکی انجام نخواهد گرفت.از اثراتی که بر غفلت مترتب است و خداوند در قرآن به آنها اشاره فرموده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف ـ فروپاشی انسانیت: ولا تکونوا کالذین نسواالله فانساهم انفسهم.

ب ـ دوری از خدا: فاذکرونی اذکرکم. اگرخدارایاد نکنید خدا شما را هم یاد نخواهد کرد.

ج ـ قرارگرفتن در حزب شیطان: استحوذ علیهم الشیطان فانسیهم ذکرالله اولئک حزب الشیطان.

د ـ همدم شیطان گشتن: و من یعش عن ذکرالرحمن نقیض له شیطانا فهوله قرین.

ه ـ تنگی معیشت: و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا.

وـ نابینایی درقیامت: ونحشره یوم القیامه اعمی.

زـ عذاب روزقیامت: ومن یعرض عن ذکر ربّه یسلکه عذابا صعدا.


http://www.hawzah.net


ادامه مطلب برچسب ها: ذکر، امام، امام خمینی، سلوک، معنای ذکر،  

تاریخ : یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 | 09:57 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
ای دیده نگر رخش به هر بام و دری

ای گوش صداش بشنو از هر گذری


ای عشق  بیاب  یار را در  همه جا

ای عقل  ببند  دیده ی بی خبری


برچسب ها: عشق، امام، امام خمینی، عقل، شعر،  

تاریخ : چهارشنبه 28 فروردین 1392 | 11:45 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

آیت الله مهدی احدی از اساتید حوزه علمیه قم و صاحب تفسیر فروغ :  حدود ۲۰ سالی است به مدت ۱۰ روز ، بعد از نماز صبح ، جلسه ای داریم در شهرمان بابل .روزی وقتی از منبر پایین می آمدم ، دیدم آقایی که همیشه جلوی منبر می نشست و اتفاقاً اهل اشک هم بود آمد و گفت :حاج آقا یک وقتی به من می دهی ؟گفتم :اتفاقاً خیلی دلم می خواهد با هم حرف بزنیم . شما ۱۰ ساله پای منبر من می آیی اما یک حرف با من نمیزنی .تشریف بیاور . ( ایشان بسیار باادب سلام میکرد و هیچ چیزی هم نمی گفت – نوارش هم هست و دادم به نشر آثار امام -)ایشان به منزل ما که در روستایی در بابل است آمد .

گفت :حاج آقا دیگه می خواهم بگم .گفتم :بگو گفت : من جوان لاتی بودم در شهر ، تا اینکه انقلاب پیروز شد . یک مرتبه همه داشتند با یک مینی بوس به جماران خدمت امام می رفتند ؛ به من گفتند تو هم بیا دیگه !گفتم : بابا ! ما و این همه معصیت …   اما سید را دوست داشتم .

به هر حال ما هم آمدیم جماران خدمت امام . امام آن روز ملاقات نداشت اما مردم آنقدر شعار دادند که حاج احمد آقا گفت : شما صبر کنید ساعت ده و نیم به بعد بیایید دست امام را ببوسید و بروید .ما هم ساعت ده و نیم به صف برای دست بوسی امام ایستادیم ؛ همه دست امام را بوسیدند تا نوبت به من رسید .تا آمدم دست امام را ببوسم ایشان دستشان را کشیدند !من خیت شدم و امام هم فهمید که من خیت شدم .تو همان حال و هوای لوطی گری و لاتی با خودم گفتم :بابا مرد حسابی برای همه داشتی ، اما برای من دست کشیدی ؟ خوب اگه میدونستم نمی آمدم .

بعد آمدم که از درب بروم بیرون ، محافظ امام برگشت و گفت :آقای فلان ! جوان ! شما بیرون نرو .با خودم گفتم نکند می خواهند من را بازداشت کنند ؟مجدداً محافظ گفت :به شما میگویم نرو ! امام با شما کار داره .منتظر ماندم تا همه دست امام را بوسیدند و رفتند .من رفتم داخل اتاق امام و دیدم حاج احمد آقا هم داخل اتاق نشسته است .امام با اشاره به حاج احمد آقا فرمود برو بیرون .بعد امام فرمود : دستم را کشیدم ناراحت شدی ؟گفتم :بله آقا . اینها همشهری های من هستند ، همه دستتان را بوسیدند چرا من نه ؟

امام فرمود :پسرم چرا نماز نمی خوانی ؟گفتم : تو از کجا می دانی من بی نمازم .

امام فرمود :پسرم چرا گناه میکنی ؟ خدا چه بدی به تو کرده ؟گفتم :حاج آقا شما از کجا می دانید ؟

امام فرمود :شما هم به این مقام می رسید ، عمل کن به دینت .

بعد انگشترشان را درآورد و گفت :این انگشتر مال تو ، به کسی نگو ، و انگشتر را به من داد .

بعد فرمود :تو خوب میشوی ، خوب میشوی ! و با دختر یک آیت الله ازدواج میکنی ، بعد که ازدواج کردی بچه دار نمیشوی ، راه کربلا باز میشود . در سفر اول کربلا نه ، در سفر دوم پایین پای حضرت عباس (ع) ایست قلبی میکنی و می میری و تو را کنار قبر حضرت عباس (ع) دفن میکنند ! ولی این مطالب را به کسی نگو .

حاج آقای احدی همه مطالب امام تا اینجا درست بود . داماد یکی از آیات شدم ( آقای احدی : اسمش را بگویم می شناسید) بچه دار هم نشدم . سفر اول کربلا را رفتم و حالا دومین و آخرین سفر کربلای منه .کل مطالب را بر روی نوار هم ضبط کردم . همه را گفتم . فقط سّر من را بدونید . اگر من از دنیا رفتم مطلب را آشکار کنید . ( این نوار به نشر آثار امام هم فرستاده شد )بعد ایشان رفت کربلا و ما منتظر بودیم .درست کنار قبر حضرت عباس (ع) در حال زیارت نامه خواندن ایست قلبی کرد و از دنیا رفت .آمدند که او را برای دفن از حرم بیرون ببرند ، خدام حرم حضرت عباس (ع) آمدند و گفتند : کجا ؟حضرت عباس (ع) به ما پیغام داده که این مرد را پایین پای من دفن کنید .الان کفشداری حضرت عباس (ع) که میروید ، در پایین پای حضرت دفن است .

بالایش نوشته شده : عباس مرندی ... ( به روح حضرت امام و این مرد خدا صلوات )




منبع: طریق الی الله

http://mehrdadghan.blogfa.com
برچسب ها: امام، امام خمینی، کرامت،  

تاریخ : سه شنبه 20 فروردین 1392 | 12:09 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو