الهی؛ ای ممیت!
مرا از این عالم تاریکی به نیکی بمیران .. از این ذهن ظلمانی و پرفریب برون آر .. و از بی تویی نجاتم بده ..
آنها که خواهان ماندن در این ظلمتکده هستند، از تاریکی سهم بیشتری میخواهند، آنها کار بیشمار دارند، هنوز به آرزوهایشان نرسیده اند، آنها وقتی برای موت ندارند، مشغله شان زیاد است، و فرصتی برای حیات طیبه پیدا نمی کنند..





برچسب ها: الهی، ای ممیت، مرگ و موت، حیات طیبه، تاریکی وظلمت، عالم تاریک ذهن، آرزوهای بسیار،  

تاریخ : یکشنبه 27 مهر 1393 | 07:23 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
پروردگارا ،

" من " و " افسون " مکمل یکدیگریم
و ماءموریم در مسیر ایمان در کنار هم باشیم.
ما را در سفر هزار ساله ی خود تنها رها مکن
بگذار با هم مرزهای انسانی را پشت سر گذاریم
ما سخت نیازمند همدیگریم
ما را از نعمت همدیگر محروم نساز.
ما به سفری هزار ساله ............................
از " آدم بودن " تا " انسان شدن "  ................................
و از " عاشق بودن " تا " فدا شدن " همسفر شده ایم.
وبه عظمت انسان، آن  انسانی که مسجود ملائک است ............
سوگند خورده ایم :
که تمام هستی مان را ایثار کنیم.
ما پیوند خود را نه یک بازی تکراری بلکه عشقی زمینی می دانیم
عشقی که جرقه ای از عشق " آسمانی " است.
عشقی که با اشک آغاز شد و با اشک ما را به پیشگاه" تو " خواهد برد.
بگذار دستهای یکدیگر را با شکوفه های ایمان عطر آگین کنیم
تا زیبایی عشق هزار ساله را احساس کنیم
نمی خواهیم در اسارت آداب و رسوم اشرافی
که زاده روحهای طماع و پست است
چهره ی اهورایی این عشق مقدس را مسخ کنیم.
می خواهیم بر سر دنیای متعفن فریاد کنیم :
ای همه ی کسانی که بشریت را قربانی مطامع خود کرده اید، بنگرید
بنگرید که انسان تا کجا می تواند بالا رود.
بگذار خوشبخت باشیم
و آنچه را که همه ی آفرینش در حسرت داشتنش به سر می برند، داشته باشیم :
[ لحظه ای برای دوست داشتن               لحظه ای برای عشق ..............................
قلبی برای زندگانی            قلبی برای مهر.
]



فرازی از کتاب افسون نامه ( مکاشفه انسان پاک )

برچسب ها: عشق، عشق هزارساله، الهی، مکاشفه، زمینی، انسان، افسون،  

تاریخ : چهارشنبه 6 اسفند 1393 | 02:43 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
...انشاءالله همتون عاقبت به خیر باشید. در پی تحصیل باشید، تحقیق باشید. حوصله داشته باشید. هرگز یک چیزی یک مطلبی ، یک مفهومی، یک چیزی که گیرتون اومده کم حوصلگی نکنید هر چه حوصله بفرمایید ان شاءالله خداوند برکتش را بیشتر بکنه؛ تشنگی را زیاد تر بکنه. ان شاءالله حقایق و معارف روحانی بر جان و تن ما بیشتر القا بشه. خیر ببینید. عاقبت به خیر باشید. افراط و تفریط نکنید. خوش رو باشید. با خلق خدا یک رو باشید. خلق خدا رو - که خلق خدایند - دوست داشته باشید. اون کسی که خدا رو دوست داره ، خلق خدا رو هم دوست داره. انشاء الله عاقبت به خیر باشید. ما هم از دل و جان دعاگوی عزیزان هستیم.  انشاء الله الهی هستید. الهی بشوید. قرآنی بشوید. حقایق و معارف براتون پیاده بشه.
یادتون نره که حرف بشنوید جان. زود در مسند حرف گفتن قرار نگیرید. سعی کنید بشنوید. آدمی فربه شود از راه گوش . یک مطلبی رو شنیدید. یک چیزی رو فهمیدید، باز بشنوید. باز بشنوید. بله. خدا گواهه دیگه استاد نازنین ما(علامه حسن زاده آملی) مریض شدن. از جنبه جسمی. میریم. ایشون محبت می فرماین. اما خداییش دیگه دل خودمون هم می سوزه که از جنبه جسمی اون طور جسم مبارکشون مساعدت نداره که بخواهیم مزاحم بشیم. اما ای کاش، مثلا، ایشون شبانه روز حرف می زدن. ما هم شبانه روز می شنیدیم. این شنیدن، آقا خیلی خوبه. آقا جان هر چه می تونید حرف بشنوید. از معارف بشنوید. از حقایق بشنوید. خدا شاهده جانتون پخته می شه. همچنین از توحید بشنوید. بدون اینکه چیزی ظهور بدید. بله. متاسفانه این مسیر ها، مسیر هاییست که افراد میان دور از شان شما عزیزان من، برادران و خواهران من معرکه گیری زیاد می شه و حیف شده. و این معرکه گیری ها باعث می شه این راه ضربه می بینه. هر چه آقا می تونید حرف بشنوید. از شرح روایات، از آیات، تفسیر انفسی، تفسیر آفاقی. حرف بشنوید. واجبات رو عمل کنیم. محرمات الهی رو ترک کنیم. حرف بشنویم. کار نداشته باشیم. هر یک کلمه حرف که بشنوی یک بذری اینجا کاشتی.... کار نداشته باشید کی سبز می شه. کار نداشته باشید.اصلا شما حارث باشید... . خدا خود سبز می کنه. چی کار داری که کی من اهل مکاشفه می شم؟ حیفته این حرف رو می زنی.... . و میبینید که حضرت بقیه الله(عج) چطور آقا در سکوتند... ان شاءالله عزیزان ما، جوان های ما، حرف بشنوید. با رو حانیونتون..... . روحانیت برنامه اصلیش انسان سازیه... آقا جان هدف اصلی گم نشه. ما بنا داریم خودمون رو بسازیم. همه کشور بنا داریم خودمون رو انسان بسازیم. با صورت انسانی محشور بشویم. ما غیر ازین چیزی نمی خواهیم... حرف بشنید. به روحانینتون بگید آقا جان به جای اینکه وقتتون رو بگذارید پول جمع کنید مسجد بسازید، سد بسازید، اینها رو ما خودمون انجام می دیم. تو برای ما از اصول کافی بگو. از قرآن بگو. تو کانال وجودی ما رو باز کن. من خدای نکرده صفت حسد دارم. این رو یک کاریش بکن این حل بشه. من صفت بخل دارم، ریا کاری دارم. این رو حلش کن. این رو برای من حلش کن. یا از اون ور ان شاءالله. من آدم خوبیم. نماز خونم. بگو آقا حضور من رو در نماز بیشتر کن...



http://ensaniat-din.blogfa.com

برچسب ها: علامه صمدی آملی، الهی، سخن، توحید،  

تاریخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 | 11:18 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

حالت روحی که مغایر با شهوت جنسی لااقل از لحاظ کیفیت و هدف شناخته شده است دو نوع است و به دو صورت مختلف ظهور می کند، یکی به صورت حالت پرشور و پرسوز و گدازی که در نتیجه دور از دسترس بودن محبوب و هیجان فوق العاده روح و تمرکز قوای فکری در نقطه واحد از یک طرف، و حکومت عفاف و تقوا به روح عاشق از طرف دیگر، تحولات شگرفی در روح ایجاد می کند، احیانا نبوغ میافریند. و البته هجران و فراق شرط اصلی پیدایش چنین حالتی است و وصال مدفن آن است و لااقل مانع است که به اوج شدت خود برسد و آن تحولات شگرفی که مورد نظر فیلسوفان است به وجود آورد.

این گونه عشقها بیشتر جنبه درونی دارد، یعنی موضوع خارجی بهانه ای است برای اینکه روح از باطن خود بجوشد و برای خود معشوقی آنچنانکه دوست دارد بسازد، و از دیدگاه خود آنطور که ساخته نه آنطور که هست ببیند، کم کم کار به جائی می رسد که به خود آن ساخته ذهنی خو می گیرد و آن خیال را بر وجود واقعی و خارجی محبوب ترجیح می دهد.
نوع دیگر آن مهر و رقت و صفا و صمیمیتی است که میان زوجین در طول زمان، در اثر معاشرت دائم و اشتراک در سختیها و سستیها و خوشیها و ناخوشیهای زندگی و انطباق یافتن روحیه آنها با یکدیگر پدید می آید. اگر اجتماع پاک و ناآلوده باشد و تمتعات زوجین همان طوری که اصول عفاف و تقوا ایجاب می کند به یکدیگر اختصاص یابد، حتی در دوران پیری که شهوت خاموش است و قادر نیست زوجین را به یکدیگر پیوند دهد، آن عاطفه صمیمانه، سخت آنها را به یکدیگر می پیوندد.

نفقه دادن مرد به زن و شرکت عملی زن در مال مرد، از همه بالاتر اختصاص کانون خانوادگی به استمتاعات جنسی و اختصاص محیط بزرگ به کار و فعالیت، از علل عمده این صفا و صمیمیت است.
تدابیری که اسلام در روابط زوجین و غیره به کار برده است، سبب شده که در محیطهای اسلامی - برخلاف محیط اروپای جدید - این گونه صمیمیتها و مهر و صفاها و عشقها زیاد پیدا شود.
نوع اول مشروط به هجران و فراق است؛ تازیانه فراق روح را حساستر و آتشین تر می کند بر خلاف این نوع از عشق که ما آنرا صفا و صمیمیت می نامیم و اختصاص به زوجین دارد در اثر وصال و نزدیکی کمال می یابد.

نوع اول در حقیقت پرواز و کنش و جذب و انجذاب دو روح متباعد است و نوع دوم وحدت و یگانگی دو روح معاشر، فرضا کسی در نوع اول تردید کند، در نوع دوم نمی تواند تردید داشته باشد.
در آیه قرآن کریم آنجا که پیوند زوجیت را یکی از نشانه های وجود خداوند حکیم علیم ذکر می کند، با کلمه مودت و رحمت یاد می کند چنانکه می دانیم، مودت و رحمت با شهوت و میل طبیعی فرق دارد، می فرماید: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه» (روم/21). یعنی یکی از نشانه های خداوند این است که از جنس خود شما برای شما جفت آفریده است، و میان شما و آنها مهر و رأفت قرار داده است.

مولوی چه خوب این نکته را دریافته است آنجا که می گوید:
زین للناس حق آراسته است *** زآنچه حق آراست کی تانندرست
چون پی یسکن الیهاش آفرید *** کی تواند آدم از حوا برید
این چنین خاصیتی در آدمی است *** مهر ، حیوانرا کم است، آن از کمی است
مهر و رقت وصف انسانی بود *** خشم و شهوت وصف حیوانی بود

با همه اختلافی که میان این دو نوع عشق وجود دارد و یکی مشروط به هجران است و دیگری به وصال، یکی از نوع ناآرامی و کشش و شور است و دیگری از نوع آرامش و سکون، در یک جهت مشترکند.
هر دو گلهای باطراوتی می باشند که فقط در اجتماعاتی که بر آنها عفاف و تقوی حکومت می کنند می رویند و می شکفند. محیطهای جنسی یا شبه اشتراکی جنسی نه قادرند عشق باصطلاح شاعرانه و رمانتیک به وجود آورند، و نه می توانند در میان زوجین آنچنان صفا و رقت و صمیمیت و وحدتی که بدان اشاره شد به وجود آورند.


http://maheasal.blogfa.com

برچسب ها: عشق، شهیدمطهری، روحی، الهی، عاشق، معشوق، ازدواج،  

تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 | 04:56 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

سهراب: عشق را صدای فاصله ها نامیده اندو بهترین چیز را در عالم رسیدن به نگاهی دانسته اند که از حادثه عشق تر شده باشد.

دام راس : هدف از عشق انسانی رسیدن به عشق الهی است.

گوته : ما با آنچه که عاشقش هستیم شکل میگیریم 

جبران خلیل جبران: ایمان بدون عشق شما را متعصب_وظیفه بدون عشق شما را بد اخلاق قدرت بدون عشق شماراخشن_عدالتبدون عشق شما را سخت و زندگی بدون عشق شما را بیمار میکند.

هلن کلر: هرگاه قلبتان برای یکدیگر می تپد فرشتگان برایتان دست تکان می دهند.

امام علی (ع): اگر دو نفر در این جهان کنار هم بنشینند و با هم از عشقی پاک و آسمانی بدون آلودگی وغرضهای نفسانی سخنبگویند من نفر سوم خواهم بود.

ولتر : عشق قوی ترین سپاه است زیرا در یک لحظه به قلب و مغزو جسم حمله میکند.

افلاطون: عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد.



برچسب ها: عشق، حضرت علی، الهی، عشق الهی، سخن،  

تاریخ : دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 | 01:04 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات

سوال1: چرا ما دعا می کنیم؟ خداوند از خواسته های ما آگاه است و اگر سکوت هم کنیم او همه را می داند.

پاسخ: دعا بسیج نیروهای درونی ما است تا بتوانیم آرمانی را که در ذهن داریم مشخص و روشن دنبال کنیم و در اینکار از حق و حقیقت که همان خداست یاری می گیریم.

سوال 2: آیا واقعاً چشم زدن وجود دارد؟

پاسخ: تقریباً در همه فرهنگهای جهان گونه ای از اعتقاد به چشم زخم "Evil Eye” مشاهده می شود و به نظر ما نیروهایی چون حسادت، نفرت و انتقام جویی می تواند تاثیرات منفی و آزار دهنده ای در زندگی انسانها داشته باشد و این به معنی قبول انرژی های معجزه آسا نیست بلکه گاهی چند کلمه حرف، یک نگاه و یا حتی یک حرکت دست می تواند آشوبی بر پا کند. آدمی باید خود را از مصاحبت اینگونه افراد بر کنار دارد و به خصوص امتیازات خود را در معرض نگاه همگان نگذارد.

دشمن طاووس آمد پر او ای بسا شه را بکشته فّر او مثنوی

سوال 3: عرفان عملی چیست؟

پاسخ: عرفان عملی یعنی حرکت به سوی زیبایی، دانایی و نیکویی به عنوان سه وصف الهی. این سه وصف چنانکه در خداوند پیوند دارند، بر روی زمین نیز زیبایی، دانایی و نیکویی یک حقیقتند.

سوال5: آیا انسان با ازدواج به خداوند نزدیکتر می شود؟

پاسخ: ازدواج همگامی با طبیعت و ادامه خط تکاملی بشریت است. هر چند که در بیان مقصود آن اختلاف نظر است اما در این نکته اتفاق نسبی وجود دارد که ازدواج همگام شدن با طبیعت و در سیر تکامل یعنی نزدیك تر شدن به خداست.

سوال 6: چگونه بفهمیم که واقعا کسی به سمت خدا می رود؟

پاسخ: بارزترین نشان حرکت به سوی خدا که کمال مطلق است این است که شخص به سوی زیبایی یعنی هنرها، دانایی یعنی فلسفه و علوم دیگر و نیکویی یعنی خلق خوش و حفظ شرافت انسانی در حرکت باشد و نشان كلی این حركت شادی پاك و عمیق است كه پیوسته با سالك همراه خواهد بود.

سوال 7: عشق آمدنی است یا آموختنی؟

پاسخ: هم درست است که عشق آمدنی است یعنی عطا و موهبت الهی است که زمینه رسیدن به آن را در ذات فراهم کرده است و هم آموختنی است به معنی آنکه می توان اسرار و اطوار عشق را از بزرگان جهان آموخت ازجمله مولانا بیش از همه از عشق سخن گفته است.

سوال8: لطفاً هدف خداوند را از خلقت هستی توضیح فرمائید.

پاسخ: خداوند خورشید حقیقت است که ازلاً و ابداً می درخشد و آفتاب او که عالم را پرکرده است لازمه ذات اوست. او به خود نگفته است که خوب است عالم را بیافرینم، برای این یا آن هدف، بلکه عوالم بی نهایت همه تجلی ذات اوست و هدف طبیعی این تجلی ستایش زیبایی و خیر و خوبی است که موجد عشق است و عشق نه هدف بلکه عین آفرینش است که در تمام ذرات عالم حضور دارد.

گر سر برون کردی مهش روزی چو قرص آفتابذره به ذره در هوا لیلی و مجنون آمدی دیوان شمس

سوال9: چه كنیم كه قرآن بر ما نیز نازل شود؟

پاسخ: چنانكه قرآن بر حضرت محمد در ایام صیام وارد شده است ما نیز اگر از هواهای نفسانی و خود خواهی ها و اغراض شخصی روزه بگیریم آن آیات بر دل ما وارد خواهد شد. چون خواندن یك چیز است و وارد شدن در دل یك چیز دیگر. و آن فرشتگان كه در شب قدر می آیند در هر یك از شبهای سال ممكن است برای شما كه دنبال زیبایی و دانایی و نیكویی هستید هدیه هایی از هنر و علم و اخلاق بیاورند.

سوال10: از چه روش یا روشهای برای بالا بردن تمرکزم استفاده کنم؟

پاسخ: برای تقویت تمركز باید هر چه بیشتر عشق را در خود پرورش داد، عشق به آنچه خوب و زیباست علاوه بر تمركز، حافظه انسان نیز در اثر عشق افزون می شود زیرا آنچه را دوست می دارد با شوق و رغبت و به آسانی در ذهن نگه می دارد.

سوال 11: در داستان حضرت یوسف می خوانیم که زلیخا زنان مصری را جمع کرد و به هریک کارد و ترنج داد و زنان مصری بعد از دیدن جمال حضرت یوسف دست خود را بریدند. جمال حضرت یوسف گوشه ای از جمال خدا است. کجای کار من به عنوان بنده خدا ایراد دارد که مثل زنان مصری محو جمال و زیبایی خدا نمی شوم؟

پاسخ: درك زیبایی در اطوار گوناگون و حساسیت انسانها نسبت به آن متفاوت است، یكی مانند سعدی می گوید:
مرا شكیب نمی باشد ای مسلمانانز روی خوب "لكم دینكم ولی دین"

یا در جای دیگر می فرماید:

در من این است كه صبرم ز نكو رویان نیستزرق نفروشم و زهدی ننمایم كان نیست

و یكی دیگر حساسیت چندانی نسبت به زیبایی ندارد، نگاهی می اندازد و می گذرد. بزرگان جهان اتفاق نظر دارند كه هر چه حساسیت نسبت به زیبایی بیشتر باشد شخص به عالم كمال و خوبی و شكوه انسانی نزدیكتر می شود زیرا نهایت همه خوبیها روی در زیبایی دارد و خوبی چهره باطنی معنای زیبایی است كه در حضرت یوسف هنگام بخشیدن خطای برادران ظاهر گردید. از این رو توصیه شده است كه آدمیان هر یك بر حسب استعداد به آموختن هنری بپردازند تا ذوق زیبایی در آنها تقویت شود واز هنرها بیشترلذت برند و از همه زیبائیها بیشتر برخوردار شوند. و اگر استعداد هیچ هنری در خود نمی بینند دست كم می توانند به هدایت انسان صاحب ذوقی با شاهكارهای هنری آشنا شوند. موسیقی های خوب را بشنوند، نقاشی های ممتاز جهان را مشاهده كنند و اشعار لطیف شاعران جهان را بخوانند. زیبایی ستاره درخشانی است در آسمان جان آدمی كه با نظر كردن به آن می توان راه را شناخت و به سوی مقصد پیش رفت.

سوال12: من دچار وسواس فکری و افسردگی شده امو همه چیز برایم بیهوده است. لطفا راهنمایی کنید.

پاسخ: چه بسیار وسواسها و افسردگی ها محصول آن است كه آدمیان از ثروتهای درونی خود بی خبر هستند. ثروتهایی همچون سلامت و برخورداری از پدر و مادر و فضای خانواده یا ثروتهای فكری و استعداد های علمی و هنری و مهمتر از همه ثروت عمری كه در پیش است و هزار امكان و فرصت به آدمی عرضه می كند. شما نیز از این گونه گنجها بی نصیب نیستید. باید تلاش كنید كه امكانات موجود خود را بهتر ارزیابی كنید و بیشتر قدر بدانید. شما در عصری زندگی می كنید كه انسان به پادشاهی رسیده است ما از اعجوبه ای چون موبایل برخورداریم و جام جهان نمایی چون تلویزیون و رایانه و شبكه ارتباط جهانی در اختیار داریم. امروز همه كتابهای خوب جهان و همه موسیقی ها و نقشها و رنگها و موزه های جهان با اشارت انگشتی در اختیار شما است. اگر از چیزهایی محروم هستید از هزاران چیز نیز برخوردارید. اگر به این ثروتها بیندیشید و موهبت دوستی و رفاقت با نزدیكان و عزیزان خود را بر آن بیافزایید ای بسا كه از وسواس و افسردگی به كلی دور می شوید و شور و شوق زندگی و انگیزه كار و نشاط و فعالیت در شما افزون شود.

سوال13: سوال من در رابطه با قبولی دعا هست.چرا برخی مواقع هر چند با خلوص نیت دعا می كنیم دعای ما اجابت نمی شود؟

پاسخ: دعا این نیست كه از خدا بخواهیم كاری را برای ما و به جای ما انجام دهد بلكه دعا بسیج همه نیروهای درونی است برای رسیدن به مقصودی كه آن مقصود از خیر و خوبی و حقیقت برخوردار است. بنابراین هر دعایی یك دستور العمل است كه چنین باید كرد و چنان نباید كرد و بدین سان ما در هر دعایی وظیفه ای بر دوش داریم كه باید انجام دهیم و آنگاه منتظر رحمت خدا باشیم و چه بسیار باشد كه آنچه از خدا می طلبیم در صلاح و خیر ما نیست و این خود سعادتی است كه آن دعا به جایی نرسد. البته خدا بندگان را به گونه های مختلف در زندگی می آزماید تا در این آزمایشها فرد پخته تر و آگاه تر شود و نهایتاً از خود به خدا برسد.

سوال14: چگونه عاشق بشویم تا به هر جا بنگریم جز او نبینیم

پاسخ: در نیاید عشق در گفت و شنیدعشق دریایی کرانه ناپدید
توصیه ما این است که اگر مشتاق عالم عشق و محبت باشید با عاشقان جهان همچون مولانا و سعدی و حافظ و میلتون و گوته و هوگو از طریق آثارشان مصاحب شوید و آنها پاسخ سئوال شما را به روشنی خواهند داد.


http://www.entekhab.ir


برچسب ها: عرفان، عشق، الهی قمشه ای، ازدواج، الهی، قرآن، پرسش وپاسخ،  

تاریخ : چهارشنبه 21 فروردین 1392 | 12:24 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
تحلیل عشق از نگاه دکتر الهی قمشه ایـ

در تمام دورانهای تاریخ بشریت به دنبال 4 "اکسیر" بوده.

1- کیمیاگری و تبدیل "مس" به "طلا"، برای ثرومتند شدن.

2- نوش دارو و داروی همه ی درد ها.

3- مهر گیاه و محبوب بودن.

4- اکسیر حیات و عمر جاودانه داشتن.

بشریت هیچ گاه به این چهار اکسیر دست پیدا نکرد، ولی "اهل معرفت" هر چهارتاشو پیدا کردند و آن هم با کمک "عشق".

"عشق" تنها راهی است که می تونه:

1- تبدیل "مس" وجود، به "طلا"....مُرده بُدم، زنده شُدم. گریه بُدم، خنده شُدم. تبدیل، "مرده" به "زنده" مهمتره و با ارزشتره یا تبدیل "مس" به "طلا".

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی***** تا کیمیای عشق بیاید و طلا شوی

2- چون تمام دردها و مریضیها از "دل" هست و اگر یه "دلی" بیاد و این "دل" رو ببره و "دلبری" بکنه، تمام دردها، دوا می شه... و "عشق" تنها "نوش دارویی" هست که علاج تمام دردهاست...


مرحبا ای عشق پر سودای ما***** ای دوای جمله، علتهای ما

3- تنها راهی که انسان "محبوب" بشه، باید "مُحِب" بشه...اگر با تمام وجود آدمها رو دوست داشته باشی، همه دوستت دارند و محبوب می شی و اون "مهره ی ماری" که همه دنبالش بودند رو با "عشق" می تونی پیدا کنی... مثلاً، "سعدی" و "حافظ" که الان اینقدر "محبوب" هستند برای اینه که "مُحِب" تمام آدمها بودند...

4- اگر بخوای "جاودانه" بشی...باید خودتو وصل بکنی به آن "جاودانه" (خدا) و "مضاف"، اون "مضاف الیه" جاودانه بشی و انتساب بَندگی ات، تو رو جاودانه می کنه و وقتی "عبدالله" شدی و عاشق شدی، بِدون که جاودانه شدی و آن "اکسیر حیات" رو پیدا کردی..



http://drghomshei.blogfa.com


برچسب ها: عشق، الهی قمشه ای، الهی، اکسیر، قمشه ای،  

تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392 | 01:03 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات