تبلیغات
دلتای عشق - مطالب دلنوشته
لیلی
درزیر خاک
خفته است
مجنون
زندگی
در دست او
مرده است
ای وای
فرهاد
رفته است
بیستون
جا مانده است








طبقه بندی: نوشته،  شعر،  دلنوشته، 
برچسب ها: شر، شعرسپید، لیلی و مجنون، فرهاد، بیستون، خفته در خاک، نوشته،  

تاریخ : پنجشنبه 2 مرداد 1393 | 10:30 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
خدایا !
رفیقم تو باش ...
پناهم تو باش ...
مونس دل تنهایم تو باش ...
معنی اشکهای پنهانم تو باش ...
خدایا ، خدایم تو باشم ...
       





طبقه بندی: نوشته،  دلنوشته،  شعر، 
برچسب ها: خدایا، رفیق و مونس، اشکها، مونس دل تنها، نوشته، پناه، پنهان،  

تاریخ : دوشنبه 18 آذر 1392 | 09:53 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
مرده آن است ... که در حباب دیروز ..... جا مانده باشد ....
مرده آن است ... که فردا را میخرد ..... به بهای لحظه های جبران نشدنی عمرش .....
مرده آن است ... که امروز را .... قیمت نمی گذارد ......
و همه..... همچنان ..... بدنبال زندگی ...... میدوند .. و میدوند .. و میدوند .....




سماآبی



طبقه بندی: نوشته،  شعر،  دلنوشته، 
برچسب ها: زندگی، دیروز امروز فردا، عمر، شعر، شعرسپید، نوشته،  

تاریخ : شنبه 9 آذر 1392 | 09:26 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
در حال عبور ازعرض خیابان  ، در شلوغی خیابان و در میان همهمه ی شهر، گوشی موبایل در گوشش است و مشغول صحبت ، گویی که در عالمی دیگر است ...

به میهمانی میروی و بعد از مدت کوتاهی ، احساس غریبی و تنهایی میکنی .... در حال تماشای اطرافیانت که هر کدام یک گوشی دارند و خوشحال از اینکه قابلیت بالایی دارند...  تند تند پیام می دهند .... با کسی در آنطرف خط ، وی چت میکنند ... میخندند... و تو حوصله ات سر میرود و به خودت میگویی : یادش به خیر قدیما ... مهمان برای خودش عزتی داشت !!!

در کوچه و خیابان ، پیاده روی میکنی .... در گوشه و کنار .... یا کسی نشسته روی سکویی و پیامک میدهد .... یا ایستاده ... یا در حال رفتن ... با گوشی خود سرگرم است ....

در منزل ، خانم الف ، دقایقی پیش همسرش می نشیند و منتظر است تا فرصتی پیش آید تا چند کلامی با همسرش گفتگو کند ... اما ... همسر ، غرق در گوشی موبایل خود ، و در حیرت از قابلیتهای گوشی جدیدش ، گویی حضور همسرش را فراموش کرده .... ناگهان شروع به صحبت میکند با مخاطبش ، در آن طرف خط ، با وی چت ...... و خانم الف بدون گفتن کلامی .... میرود سراغ کار خودش ...!!!!!!!!!

در مترو ،در اتوبوس ، خانم ب می بیند .... بک نفر گوشی در دست دارد ... هندس فری آن در گوشش است و چیزی مثلا" موسیقی گوش میدهد... بادست دیگرش ، یک گوشی دیگر از کیفش در می آورد و سرگرم آن میشود ....

گوشیهای دو سیمکارته .... سه سیمکارته .... مدلها بالاتر و بالاتر .... گرانتر و گرانتر ..... چشمو هم چشمی بیشتر و بیشتر .... و ........









طبقه بندی: نوشته های من،  دلنوشته، 
برچسب ها: موبایل، گوشی موبایل، مترو و اتوبوس، زن و شوهر، ازخودبیگانگی، از خدابیگانگی، دلنوشته،  

تاریخ : جمعه 17 آبان 1392 | 01:02 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.