تبلیغات
دلتای عشق - مطالب نوشته های من
برای بعضی ...
عشق یعنی فریاد زدن
در بالای قله ها
در کوچه پس کوچه ها
در گوش آدمها

اما برای بعضی ...
عشق یعنی نجوا
در گوش معشوق
و سکوت
با نگاه معشوق






طبقه بندی: نوشته،  عشق عرفانی،  نوشته های من،  عشق،  عرفان، 
برچسب ها: عشق، معشوق، آدمها، کوچه پس کوچه ها، عشق عرفانی، قله ها، فریادزدن،  

تاریخ : یکشنبه 12 مرداد 1393 | 06:48 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
مسابقات جام جهانی است
همه خوشحالند
که ایران
به این مسابقات رفته است

مردم فقیر همچنان فقیرند
همه جا صندوق صدقات گذاشته اند
50 یا 100 یا 200 تومانی
درته صندوق
جاخوش میکنند

کی روش برای ادامه مربیگری در ایران
12 میلیارد خواسته است

دم در خانه هایمان می آیند
تا برای فقرا و ایتام
پول جمع کنند
برای هر کودک 10 هزارتومان

بازیکنان فوتبال
برای بازی در مسابقات جام جهانی
چند میلیون خواهند گرفت؟

والیبالیستهای ما
که در مسابقات برنده شدند
به هر کدام یک میلیون تومان دادند؟

300 هزار میگذارند روش
و یک موبایل " زد " میخرند

مسابقات جام جهانی هنوز ادامه دارد
مردم خوشحالند

اما آفریقا هنوز گرسنه است
آمریکا هنوز استثمارگر است
جهان مصرفی شده است

آفریقا دارد فراموش میشود
فوتبالیستهای اروپایی قهرمان شده اند
عکسهایشان همه جا هست

فوتبالیستهای ما چقدر پول خواهند گرفت؟
کی روش 12 میلیار پول خواسته است

در هوای گرم
مامورین بهزیستی
در خانه هایمان را میزنند
تا صندوقهای صدقات را خالی کنند

آفریقا دارد فراموش میشود
خانواده های مستمند
بسختی زندگی میکنند

خورشید داغ می تابد
ومن تشنه ام

مغزم جذام گرفته است
اما کسی نمی بیند

خیلی تشنه ام
خیلی زیاد





طبقه بندی: نوشته های من،  نوشته، 
برچسب ها: نوشته، جذام، مسابقات جام جهانی، قهرمانان فوتبال، فوتبال، والیبال، آفریقا،  

تاریخ : چهارشنبه 18 تیر 1393 | 12:42 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
کودک ، هستی حال است ......
و کودکی ، حالهای هستی ...........
آه هستی ....
آه هستی .....
عاشقانه های کودکیم را ...............
در پشت دیوارهای بزرگسالی .............
جا گذاشته ام ..........................................
چقدر بلندند این دیوارها ...................................................
چقدر بلندند این دیوارها ..................................................




سماآبی



طبقه بندی: نوشته های من،  شعر، 
برچسب ها: کودکی، هستی، شعر، شعرسپید، بزرگسالی، دیوارها، عشقانه های کودکی،  

تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 | 06:16 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
چه دور است از من ............
عشق هزار ساله .....................................
که هر شب ........
قصه اش را ...............
در تپیدن هر لحظه ی قلبم .................................
می شنیدم ..............

می شنیدم ..............
می شنیدم ..............

قصه گو ...........

رفته است ................
رفته است ................
رفته است ................


سماآبی




طبقه بندی: نوشته،  عشق عرفانی،  نوشته های من،  عشق،  شعر، 
برچسب ها: عشق، عشق هزار ساله، قصه گو، قلب، عشق عاشق و معشوق، عشق عرفانی، شعر سپید،  

تاریخ : دوشنبه 5 خرداد 1393 | 10:17 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
سایه روشنهای شهر :

میگویند سیگار نکشید !!! هوارا آلوده میکند.. برای سلامتی مضر است.. باعث سرطان ریه میشود.. دودش برای اطرافیان مضر است.. اعتیادبه سیگار بدتر از اعتیاد به مواد مخدر است .......... در دین ما و احکام ما آنچه برای بدن و سلامتی مضر است ، استعمالش حرام است ......

و اما ،
در تهران کارخانه ی دخانیات و تولید سیگار داریم ... این کارخانه کارگر دارد .... و آنها حقوق میگیرند... و حاصل زحمت آنها ، تباهی مردم است !!!!!

و دیگر اینکه،
میگویند : ضرر قلیان بیشتر از سیگار است و .... در محافل خصوصی و عمومی ، در بین مذهبی ها و غیر مذهبی ها ، استعمال دخانیات رو به فزونیست !!!!!!!!!!!

و باز،
 پزشکان میگویند : مصرف تنقلاتی چون : انواع چیپس و پفکها و نوشابه ها و خوراک های ترش و شیرینی که مواد افزودنی دارند برای سلامتی مضر هستند ...تولید بیماریهایی مثل آسم و آلرژی و سرطان میکنند..... به خاطر بد شدن خوراک مردم ما ، ایرانیها دارند قد کوتاه می شوند ...!!!!!

و اما ،
کارخانه های چنین خوراکهای مضری ، بطور قانونی فعالیت میکنند، بطور انبوه تولید میکنند .... در مغازه ها براحتی بفروش میرسند ... و بطور وسوسه انگیز ، در رسانه ی ملی ، یعنی تلویزیون مصرانه تبلیغ میشود ... و بر عقل و فکر مردم و کودکانشان اثر میگذارند و برای آنها نیازهای کاذب بوجود می آورند !!!!!!!!!!!

ودیگر چه بگویم از تبلیغات بانکها ....... که امان مارا برده اند ......
در یک خیابان اصلی در محل ما، بیش از 15 بانک وجود دارداما، یک مسجد در این خیابان اصلی وجود ندارد ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

بانک...پول....سرمایه......تبلیغات........... یک سریال بی پایان در زندگی ما ........







طبقه بندی: نوشته،  نوشته های من، 
برچسب ها: بانک پول سرمایه، تبلیغات، مسجد، امربه معروف و نهی از منکر، دردل دلها، کارخانه دخانیات، سیگارو قلیان،  

تاریخ : چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 | 12:59 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
من تنهایی ام را ......  قسمت کرده ام ..........
با دیروزها .......
امروزها ............
هر روزها .................

در کنار من ...........
به رنگ شب .................
دیوارها ..............
دیوارها ............



سماآبی





طبقه بندی: نوشته های من،  شعر، 
برچسب ها: شعرسپید، دیوارها، تنهایی، شعر، هرروزه، به رنگ شب،  

تاریخ : شنبه 6 اردیبهشت 1393 | 01:09 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
دوش در خواب دیدم ......... گمشده ام را .........
می فروشند ..........
در بازار برده فروشان خیالم .............
به قیمت فریادهای خسته ی من .................
او را ........ به قصر کدامین زلیخا می برند ؟؟؟ ............



سما آبی








طبقه بندی: نوشته های من،  عشق،  عرفان،  شعر، 
برچسب ها: گمشده، یوسف، زلیخا، یوسف و زلیخا، شعرسپید، باراز برده فروشان، خیال،  

تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 03:17 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
سلام بر آزادی .... سلام بر خداست ...........
خدا ..... آزاد ترین است ............
و ما هم ..... زمانی آزادترین میشویم ...........
که بنده ترین باشیم ...........
در برابر خدایی که .......مهرش .... بر غضبش ..... برترین است ..........


سماآبی








طبقه بندی: نوشته،  عشق عرفانی،  نوشته های من،  عشق،  عرفان، 
برچسب ها: سلام، سلام برخدا، شعر، شعرسپید، مهروغضب، بندگی خدا، آزادترین،  

تاریخ : سه شنبه 19 فروردین 1393 | 03:10 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
زهرای مریم ........
طهر دو عالم............
قدر کثیر است ..............
دلیل خلقت .........





طبقه بندی: نوشته های من،  نوشته،  شعر،  ذکر،  عشق،  عرفان، 
برچسب ها: زهرای مریم، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام، دلیل خلقت، شب قدر، خیرکثیر، شعرسپید،  

تاریخ : پنجشنبه 14 فروردین 1393 | 10:44 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
معنی انتظار ... تنهایی ... درد پرشکوه فراق .........
نمی فهمد ..........
کسی که خواب دنیا را می بیند شیرین .........
کاش ، نامش فرهاد بود ...........


سماآبی









طبقه بندی: عشق عرفانی،  نوشته های من،  شعر، 
برچسب ها: شیرین و فرهاد، انتظار، تنهایی، درد فراق، شعرسپید، دنیا،  

تاریخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | 07:16 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
در میان خطوط فاصله .......
عشق را می نویسم ......
با جوهر باران .......
و دفتر مشقم ....... همیشه خیس است ......


سماآبی






طبقه بندی: نوشته های من،  عشق،  شعر، 
برچسب ها: عشق، فاصله، دفتر مشق، شعر، شعرسپید، باران،  

تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393 | 08:15 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
رفیق !
چند وقت است که از خودت بی خبری ؟ ...
چند وقت است که می دوی و نمی رسی ؟ ...
چند وقت است که به قلبت سر نزده ای ؟ ...
چند وقت است که خدا را برای شنیدن دعاهایت ، منتظر گذاشته ای ؟ ...
آیا شده دلت برای خودت تنگ شود ؟ ...
.......
به خودت سری بزن ... خلوتی بکن ... فکری بکن ... شاید هم یک دعایی ........







طبقه بندی: نوشته های من، 
برچسب ها: رفیق، دعا، خدا، نوشته، منتظر، خود، فکر،  

تاریخ : پنجشنبه 30 آبان 1392 | 10:56 ق.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
این روزها در بازار سهام دنیا ......

عشقهای حبابی را خرید و فروش میکنند .....

 به بهای تن خاکی .....

و حیا را در خیابان .......

دست به دست می چرخانند ......

چه ارزان .....

یا که رایگان ......

مثل قیمت آسمان ......

اما ..... زمین را گران می خرند ...... و گرانتر می فروشند ......



سماآبی




طبقه بندی: نوشته های من،  شعر، 

تاریخ : یکشنبه 26 آبان 1392 | 08:28 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
در حال عبور ازعرض خیابان  ، در شلوغی خیابان و در میان همهمه ی شهر، گوشی موبایل در گوشش است و مشغول صحبت ، گویی که در عالمی دیگر است ...

به میهمانی میروی و بعد از مدت کوتاهی ، احساس غریبی و تنهایی میکنی .... در حال تماشای اطرافیانت که هر کدام یک گوشی دارند و خوشحال از اینکه قابلیت بالایی دارند...  تند تند پیام می دهند .... با کسی در آنطرف خط ، وی چت میکنند ... میخندند... و تو حوصله ات سر میرود و به خودت میگویی : یادش به خیر قدیما ... مهمان برای خودش عزتی داشت !!!

در کوچه و خیابان ، پیاده روی میکنی .... در گوشه و کنار .... یا کسی نشسته روی سکویی و پیامک میدهد .... یا ایستاده ... یا در حال رفتن ... با گوشی خود سرگرم است ....

در منزل ، خانم الف ، دقایقی پیش همسرش می نشیند و منتظر است تا فرصتی پیش آید تا چند کلامی با همسرش گفتگو کند ... اما ... همسر ، غرق در گوشی موبایل خود ، و در حیرت از قابلیتهای گوشی جدیدش ، گویی حضور همسرش را فراموش کرده .... ناگهان شروع به صحبت میکند با مخاطبش ، در آن طرف خط ، با وی چت ...... و خانم الف بدون گفتن کلامی .... میرود سراغ کار خودش ...!!!!!!!!!

در مترو ،در اتوبوس ، خانم ب می بیند .... بک نفر گوشی در دست دارد ... هندس فری آن در گوشش است و چیزی مثلا" موسیقی گوش میدهد... بادست دیگرش ، یک گوشی دیگر از کیفش در می آورد و سرگرم آن میشود ....

گوشیهای دو سیمکارته .... سه سیمکارته .... مدلها بالاتر و بالاتر .... گرانتر و گرانتر ..... چشمو هم چشمی بیشتر و بیشتر .... و ........









طبقه بندی: نوشته های من،  دلنوشته، 
برچسب ها: موبایل، گوشی موبایل، مترو و اتوبوس، زن و شوهر، ازخودبیگانگی، از خدابیگانگی، دلنوشته،  

تاریخ : جمعه 17 آبان 1392 | 01:02 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.