کرامت و منزلت زن
 

شناخت زن و منزلت او در حقیقت، شناخت انسان و کرامت اوست. زن در آفرینش در بعد روحی و جسمی از همان گوهری آفریده شده که مرد آفریده شده است، تمایز و فرقی در حقیقت و ماهیت میان زن و مرد نیست. قرآن کریم به صراحت از این حقیقت پرده برمی دارد و در اولین آیات سوره ای که نساء نامیده شده می فرماید:
«یا ایها الذین اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منها رجالاً کثیراً و نساء...».
آیت ا...جوادی آملی در ذیل آیه می فرمایند:
منظور از نفس در آیه کریمه همان گوهر، ذات و واقعیت شیء است و مراد از آن روح، جان و روان نیست. این مثل آن است که گفته می شود«فلان شیء فی نفسه»چنین است یعنی در ذات و هستی اصلی خود چنین است یا گفته می شود«جائنی فلان نفسه»یعنی فلان کس خودش آمده است. بنابراین آیه دلالت دارد که همه انسانها از هر صنف، خواه زن و خواه مرد، از یک ذات و گوهر آفریده شده اند. زیرا کلمه «ناس»شامل همگان می شود. پس حضرت حوّا از همان ذات و گوهری آفریده شده که حضرت آدم علیه السلام از آن آفریده شده است، نه از گوهر دیگر و فرع برمرد و زاید و طفیلی وی و ..."






خداوند حکیم به جهت اهمیت مطلب و ثبوت آن در اذهان و رفع هر گونه شبهه در آیات متعددی آن را ذکر نموده است.
آیه ای که می فرماید:
«و من آیاته خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها»
نیز دلالت دارد که ازواج و همسران شما مانند شما هستند و این مثل آیه ای است که می فرماید:
«إذ بعث فیهم رسولا ً من أنفسهم».
از بیان آیات روشن شد که آفرینش زن و مرد از یک گوهر است و هیچ مزیتی برای مرد نسبت به زن در اصل آفرینش نیست. اگر در بعضی روایات مزیت این چنینی ذکر شده است یا از جهت سند نارساست و یا از جهت دلالت ناتمام است.
اینکه زن از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام دارای چه مقام و منزلتی است مبتنی براین است که در بینش حضرت، انسان از چه مقام و جایگاهی برخوردار است؛ زیرا پیامبر و ائمه اطهار علیه السلام تنها برای هدایت مرد نیامده اند بلکه برای هدایت انسان آمده اند و فصلی که عهده دار بیان ارزشها و ضد ارزشهاست هرگز موصوف آنها را بدن نمی داند؛ یعنی بدن نیست که مسلمان یا کافر، عالم یا جاهل، متقی یا فاجر، صادق یا کاذب...می باشد به عبارت دیگر زن بودن یا مرد بودن مربوط به پیکر است نه جان روح. تعلیم و تربیت و تهذیب و همه ارزشها از آن نفس است و نفس غیر از بدن و بدن غیر از نفس است. حقیقت انسان
که نفس و روح است نه زن است و نه مرد.
اما اگر چه زن و مرد از نظر خلقت دارای موقعیت یکسانی هستند لکن به جهت مسؤولیتهای متفاوتی که در عرصه حیات دارند هر یک دارای ویژگی های خاصی نیز می باشند که مهمترین ویژگی های زن در دیدگاه حضرت علی علیه السلام عبارتند از:

الف)مظهر جمال و مهر الهی
 

زن مظهر عاطفه و مهر الهی است و از آنجا که معمولاً عاطفه بیش از قهر کارساز است، خداوند نیز عالم را بر محور محبت اداره می کند، راه محبت کوتاهترین و سهلترین راه در جهت تقرب الی الله می باشد. زن راه محبت را بهتر از مرد درک می کند. قرآن کریم بعد از بیان آرامش زن و مرد، زن را در ایجاد آرامش اصل دانسته و مرد را مجذوب مهر زن معرفی می کند.
«و من آیاته ان خلق لکم من أنفسکم ازواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینهما مودة...»
منشأ گرایش مرد به زن و آرمیدن مرد در سایه انس به زن همانا مودت رحمتی است که خداوند بین آنها قرار داده است. این مودت و رحمت خدایی غیر از گرایش غریزه در جنس مخالف است که در حیوانها هم موجود است و حتی در حیوانات وحشی گاهی بیش از انسان یافت می شود. پس راز اصیل آفرینش زن چیزی غیر از گرایش غریزی و اطفای شهوت خواهد بود. و از این رهگذر است که زن محبوب رسول اکرم صلی الله علیه و اله واقع می شود:
«حبّب الی من دنیا کم النساء و الطیب و قرة عینی فی الصلاة».
در پرتو همین نگرش است که حضرت علی علیه السلام می فرماید:
«فان المرأة ریحانة...»
چه تعبیر لطیف و زیبایی!چه نکته ها و حکمت هایی که در این تشبیه زیبا نهفته است. زن گل هستی است. گل مظهر محبت و عشق و صفاست. گل کانون طراوت و شادابی است. گل معطر و منشأ بوی خوش است.
حضرت با یک جمله کوتاه اما پرمعنی به چند ویژگی اساسی زن اشاره می کند،ویژگی هایی که بیانگر راز افرینش او و تعیین کننده نقش او در هستی است. زن با توجه به آن می تواند بسیاری از مسؤولیتهای خود در زندگی را درک کند. تعدادی از این ویژگی ها عبارت است از:
1ـ زن آرامش بخش زندگی است.
2-طراوت و شادابی جهان از اوست.
3ـ زن زیبایی بخش هستی و دور کننده کدورتها و ناملایمات زندگی است.
4ـ زن عطر هستی است.
5ـ زن لطیف و ظریف است نباید کارهای مشکل و دشوار را براو تحمیل کرد.
6ـ زود افسرده و پژمرده می شود نباید عواطف و احساسات او جریحه دار شود.
هم چنانکه باغبانی مهربان و توانا لازم است تا از گل مراقبت نماید تا طراوت و شادابی خود را از دست ندهد، جامعه و به ویژه خانواده باید توجه و مراقبت خاصی را نسبت به دختران و زنان مبذول دارند، از اینرو اسلام با دستورات و احکام سازنده خود تدبیرات لازم را در این زمینه اندیشیده است.
با اینکه اسلام زنها را به حجاب دعوت می کند اما از عاطفه زن به عنوان یک محور تربیتی استفاده می کند. اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضایل به صحنه می آورد تا معلم عاطفه، رقت، درمان، لطف، صفا، وفا...باشد. دنیای کنونی به ویژه غرب، حجاب را از زن گرفت تا زن به بازار بیاید و غریزه را تأمین کند. زن وقتی با سرمایه غریزه به جامعه آمد دیگر معلم عاطفه نیست فرمان شهوت می دهد نه دستور گذشت. آنها زن را آزاد کرده اند و مسخّر غرائز شده اند؛ یعنی آن هنر و فضیلت و جمال خدادادی که به نام عاطفه، رحم، رقت، به زن داده شده از آن محرومند و آنچه را که خدا به طبیعت زن داد آن را بر خود مسلّط کرده اند.
آیت الله جوادی آملی در این رابطه تشبیه زیبا و گویایی دارند:
«عاطفه است که بنیان مرصوص را نگه می دارد هرگز نمی شود کاخی ساخت که همه اش از آهن و سنگ سخت باشد بلکه یک ملاط نرم نیز لازم است تا سنگهای سرد و سخت و آهن های متصلّب را در آغوش خود جا بدهد. زن مظهر عواطف و احساسات است و اگر عاطفه را از جامعه گرفتید مثل آن است که این ملاطها را از لابه لای این دیوارها و آجرها و سنگها برداشته اید که رفتن این ملاطها همان و سقوط ساختمان همان».
اگر چه این بحث شیرین از زوایای گوناگون قابل بررسی است اما حضرت در کلامی دیگر تأکید دارند که نباید عواطف و احساسات صرف مبدء تمام انفعال و رفتار زن باشد بلکه بهره گیری زن از زیبایی های ظاهری وجودی اش در تمام مراتب باید به گونه ای باشد که جلوه گاه و محل ظهور عقل باشد یعنی استفاده صحیح و درست از اندام زیبایش، بهره گیری از عاطفه و محبت و احساس، روی آوردن به آرامش بدن و لباس و ظرایف گفتار و عملش آیه و نشانه عقل می باشد.
«عقول النساء فی جمالهن و جمال الرجال فی عقلوهم....»
یعنی ظهور فعلی عقل زن در بهره گیری صحیح از جمالش امکان پذیر است و جمال زن باید مظهر اندیشه و جوهره عقل باشد. هیچگاه این کلام حضرت نکوهش زن نیست. ممکن است بیان حضرت معنای دستوری داشته باشد نه وصفی، بدین معنی که حضرت در مورد توصیف دو صنف از انسان نیستند که بفرمایند عقل زن در جمال او خلاصه می شود و جمال مرد در عقل او تعبیه شده است بلکه معنای آن این است که زن موظف است یا می تواند عقل و اندیشه انسانی خویش را در ظرافت عاطفه و زیبایی گفتار و رفتار ارائه دهد چنانکه مرد می تواند هنر خود را در اندیشه انسانی و تفکر عقلانی خویش متجلی سازد.



نویسنده: دکتر زهره برقعی

منبع راسخون
برچسب ها: زن، نهج البلاغه، حقوقی، مظهرجمال الهی، عقل، عواطف، امام علی (ع)،  

تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392 | 01:58 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات