زن در نگاه فلاسفه اسلامی

مریم کمالی‌نژاد

همان‌طور که در میان فلاسفه غرب به وضوح دیده می‌شود که اغلب آنها ضدّ زن هستند، در میان فلاسفه اسلامی نیز بسیار به این نوع نگاه برمی‌خوریم. برخی از ازدواج سرباز می‌زنند و برخی چون ملاصدرا زنان را جزوه گروه حیوانات می دانند.اما در این میان کسانی هم هستند که به برابری زن و مرد در خلقت قائلند و نر و ماده بودن را عارضی و امر عارضی را زائل می‌شمارند.

به گزارش خرداد به نقل از پایگاه خبری تحلیلی زنان پرس:

پیغمبر اسلام(ص) زنان را محترم می‌دانست، توصیه به تکریم و احترام به دختران و همسران بارها و بارها در روایات و سیره ائمه(س) تکرار شده است. با این حال که گمان می‌کنیم فلاسفه اسلامی می‌بایست بیش از فلاسفه غرب، اعتقادی نسبت به تکریم زنان، رعایت حقوق آنان و برابری در خلقت داشته باشند. اما گاه شاهد نظراتی در بین ایشان هستیم که کاملا مغایر با اسلام است. همان‌طور که در میان فلاسفه غرب به وضوح دیده می‌شود که اغلب آنها ضدّ زن هستند، در میان فلاسفه اسلامی نیز بسیار به این نوع نگاه برمی‌خوریم. برخی از ازدواج سرباز می‌زنند و برخی چون ملاصدرا زنان را جزوه گروه حیوانات می دانند.اما در این میان کسانی هم هستند که به برابری زن و مرد در خلقت قائلند و نر و ماده بودن را عارضی و امر عارضی را زائل می‌شمارند.

ابن مسکویه:

ابن مسکویه  لذت زنان را حیوانی، شهوی، زودگذر و غیر الهی و دنیایی و ناقص میداند و لذت مردان را فاعلی و عاقلانه و سعادت بخش و تام تلقی میکند.اشکال اساسی و عمده وی این است که در تمثیل به خطا رفته است. او بایست میگفت: مردان و زنان دو نوع لذت دارند. او خیال کرده است مردان چون مردند لذت عقلی و کلی و زنان چون زنند لذت شهوی و جزئی دارند. درست است که واقعیت زن در جوامع آن روز غیر از زنِ تربیت شده‌ی اسلامی است که این مسأله منحصر به زن نیست بلکه شامل مرد هم می‌شود. آیا درست است که او تا این حد زنان را پایین بیاورد، یعنی آنها را در حد بهائم بداند که درکشان، جزئی و خَیالی و لذتشان زودگذر و غیر حقیقی؟


http://khordadnews.ir

ملاصدرا

صدرالمتألهین شیرازی در ضمن بر شمردن موارد عنایات حضرت حق، زن را از جمله آثار رحمت او میشمارد و میفرماید: «و از عنایات الهی در خلقت زمین، تولد حیوانات مختلف است… که بعضی برای خوردن‌اند… و بعضی برای سوار شدن و زینت… و بعضی برای بار کشیدن… و بعضی برای تجمل و آسایش… و بعضی برای نکاح و آمیزش… و بعضی برای تهیه ی پوشاک و خانه و اثاث… » ملاهادی سبزواری در توضیح آن بیان فرموده است:در ادراج و داخل کردن زن در سلک حیوانات، اشارة لطیفی وجود دارد، به این معنا که «زن‌ها به سبب ضعف عقولشان و جمود و انحصارشان بر ادراک جزئیات و رغبت آنها در زخارف دنیا، از روی حق و صدق، نزدیک است ملحق به حیوانات زبان بسته بشوند، چرا که اغلب، سیره آنها حکم چهار پایان را دارد ولی کساء و پوشش آنها به صورت انسان است، تا اینکه از مصاحبت با آنها و از برخوردشان تنفر حاصل نشود و در نکاح با آنها رغبت و میل حاصل شود و از این جهت در شرع مطهر، جانب و طرف مردان غلبه پیدا کرده است.»
تعبیر ملاصدرا و تفسیر ملاهادی، جزء تعجب، چیز دیگری در پی ندارد! این افراط در نگاه به زنان، تا آنجا که آن‌ها را جزئی از حیوانات بدانند، بیش از هر چیز برگرفته از شرایط زندگی شخصی و اجتماعی آن‌روز این فلاسفه بوده است.

ملاهادی سبزواری:

ملاهادی سبزواری، در شرح عبارت ملاصدرا درباره غلبه جزء نگری و ضعف عقل کل نگر در زنان و تمایل آنان به زیورها، کلمات مشهوری دارد. وی در اسرارالحکم نیز به ضعف قوای بدنی زنان اشاره می کند و دلیل مکلف شدن زنان، پیش از مردان را ضعف زن درعقل نظری می داند. به همین دلیل است که شارع دختر را در سنین پایین تر مکلف کرده است تا با رعایت اخلاق، عقل عملی در وی استکمال یابد و ضعف وی در ناحیه عقل نظری جبران شود. افزون بر این، تکلیف، لطفی از جانب خداوند است و چون ارکان و جوارح دختر ضعیف تر است و چون گیاهی لطیف زودتر پژمرده می شود، زودتر تکلیف شده است تا از این لطف محروم نماند.

 

محی‌الدین عربی:

در اندیشه ابن عربی زن و مرد بودن عارض بر انسانیت‌اند و در جوهره اصلی انسانیت دخیل نیستند. ابن عربی تصریح می‌کند که زن از نظر کمالات معنوی حتی به مقام تعریف می‌رسد و قطب هم می‌شود هر چند به نبوت تشریعی نمی‌رسد. زن در چشم ابن عربی با مرد برابر است. و در توجیه آیات برتری مرد نسبت به زن، ابن عربی این برتری را فقط در ایجاد میداند نه در حقیقت انسانی و کمالات.

ابن عربی زن را محل تکوین صور انسانی، که در حقیقت صورت خداوند است، می‌داند. بر اساس همین دیدگاه تساوی‌جویانه است که ابن عربی امامت زن در نماز را برای مردان جایز می‌شمرد. او  علت سخن گفتن خدا با موسی را، خدمت او به خانواده و زنش می‌داند، ابن عربی تصریح می‌کند که ابتدا هیچ علاقه‌ای به ازدواج نداشته اما با شناخت مقام زن در نزد پیامبر(ص) دیدگاهش تغییر کرده است .

ابن عربی در تفسیر آیه ۲۲۸ سوره بقره می‌گوید: انسانیت حقیقتی است که شامل زن و مرد می شود. بنابراین مرد در انسانیت بر زن برتری ندارد و برتری های مرد عرضی است نه ذاتی، با این حال، وی در توضیح این آیه بر برتری مرد در ادراک عقلی و در توضیح آیه ۲۸۲ از سوره بقره به تفاوت زن و مرد در قوه حافظه اشاره می کند.

محی‌الدین زن را از مرد بیشتر محبوب دانسته، میفرماید: زن مظهری است که بیشتر جامع اسما و اوصاف الهی است، چون مرد مظهر قبول و انفعال و تحریک شدن در مقابل زن است و مخلوق از جانب اوست و زن مظهر و مجلای انفعال الهی و خلقت از جانب اوست و فعل و تأثیر الهی هم در او هست، به سبب این که در مرد تصرف میکند و او را مجذوب خود درمی‌آورد و محب خود میسازد و این نموداری از فاعلیت خداوند است. این نظر معارض و مغایر با رأی ابن مِسْکوَیْه است که میفرماید: لذت‌ انفعالی‌ شبیه ‌به لذت ‌زنان است و لذت‌ فاعلی ‌شبیه‌ به لذت مردان است ‌که نقد آن گذشت.محبت زن در نظر پیامبر(ص) و به تبع آن حضرت، محی‌الدین، معنوی و از نوع حبّ الهی است، نه بعد شهوانی. محی‌الدین به این دلیل زن را در کمال بالاتر میداند که پیامبر فرمود: حُبّب اِلَیَّ من دنیاکم ثلاث: النساء و الطیب و قرة عینی فی‌الصلوة ؛ از دنیای شما، زنان و عطر و بوی خوش محبوب منند و چشم روشنی من در نماز است.

ابن رشد:

ابن رشد اندلسی، تحت تأثیر اندیشه های افلاطون بر این باور بود که زنان از تمام استعدادهای مردانه، از جمله رزم و فلسفه آموزی، البته در سطحی نازل‌تر، برخوردارند و می توانند در الگوی دولت‌شهر افلاطونی به حکومت هم برسند. او معتقد بود که تفاوت‌های فاحش زن و مرد در علم، فهم و عمل چندان ناشی از ویژگی‌های طبیعی نیست و موقعیت فرودست آنان برخاسته از ظلم تاریخی است.

ابن سینا:

ابن سینا به جایگاه خانواده و نقش زن در آن معتقد است و عشق را گرامی می‌دارد، او می‌گوید: «زن شایسته شریک مرد، نگهبان مال او، جانشین او در خانه و امین او در تربیت فرزندان است.»

ابن سینا در «الشفاء الهیات» ازدواج را «برترین رکن مدینه» توصیف کرده و در تبیین انگیزه اجتماعی تشکیل خانواده گفته است: «فرزندی نیاز است تا هنگام ناتوانی و به وقت پیری، یاور پدر و مادر باشد و نسل ایشان را تداوم بخشد و یاد ایشان را پس از مرگ زنده بدارد. به نظر ابوعلی سینا، شوهر باید همسر خود را تکریم نماید و اگر بخواهد زن را به حسن رفتار و رعایت حرمت خویش وادارد، راهی جز این ندارد و با تهدید و اجبار نمی تواند به این هدف دست یابد. زیرا وقتی زن کرامت خود را ببیند، در حفظ و تداوم آن می کوشد و از زوال آن می ترسد.
ابن سینا در تبیین آنچه سبب تکریم زن می شود نیز ۳ نکته مهم را به این شرح مورد توجه قرارداده است:

 دادن زینت نیکو به همسر
به گفته ابن سینا، با توجه به طبع زن و علاقه اش به زینت، مرد باید باتوجه به وضع ظاهری وی، به شخصیت زن احترام بگذارد.

حفظ حجاب زن
ابن سینا با استناد به دستور شریعت اسلامی، رعایت ستر و پوشیدگی زن از بیگانگان را از ضرورت های تکریم و احترام زن دانسته و بر آن تأکید کرده است.

▪پرهیز از برانگیختن حسادت زن
ابن سینا، مرد را از توجه داشتن به زنی غیر از همسر خود و تحسین و تمجید او نزد همسرش برحذر داشته و گفته است این رفتار با هیبت مرد که رکن خانواده است، منافات دارد و سبب بروز نفرت و خصومت میان زن و شوهر می شود. از این رو، سعادت خانواده و ضرورت پیروی از فضائل اخلاقی حکم می کند که شوهر از این شیوه رفتار بپرهیزد.

ابن سینا در «تدابیر المنازل» به مسأله اشتغال زن نیز پرداخته و گفته است: زن اگر بیکار باشد، از نظر اخلاقی به بیراهه کشیده می شود، احساس پوچی و بیهودگی می کند و خود را با کارهای لغو و بیهوده مشغول می سازد؛ از این رو، مرد باید همسرش را به امور مهمه مشغول سازد.

 

زن در نگاه ابن عربی: محسن جهانگیری

الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، ج‏۷، ص:

نگاهی گذرا به فلسفه و الهیات فمینیسم؛ محمد لیگن هاوزن

کتاب شفا، ابن سینا

تدابیر المنازل، ابن سینا

زن از نگاه فلاسفه، ابراهیم کوشکی



برچسب ها: زن، زن در فلسفه، زن در نگاه فلاسفه اسلامی، پیامبراکرم(ص)، فلاسفه غرب، فلاسفه اسلامی، جایگاه زن در اسلام،  

تاریخ : دوشنبه 15 مهر 1392 | 01:02 ب.ظ | نویسنده : سما آبی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic